📖
نویسندهی نیویورکر یادآور میشود که در دههی ۱۹۳۰، ژاپن در منچوری (شمال شرقی چین) آزمایشگاهی برای «فاشیسم تکنولوژیک» برپا کرد. نوبوسوکه کیشی، یک بوروکرات ژاپنی، با همکاری انحصارهای بزرگ، برنامهی توسعهی صنعتی اجباری را بر پایهی بهرهکشی از مردم محلی بنیان نهاد. کارخانهها ساخته میشدند، راهآهن کشیده میشد، اما همه برای جنگ، همه برای امپراتوری.
🏛️ تاریخشناس جنیس میمورا این پدیده را «فاشیسم تکنولوژیک» نامید: یک شیوهی فرمانروایی خودکامه که نه با رهبری یک پیشوای کاریزماتیک، بلکه از سوی بوروکراتهای کارشناس پیاده میشود. او میگوید: «این متخصصان ذهنیت و پیشینهی فنی دارند، بیشترشان مهندس هستند، و اکنون نقش ویژهای در دولت پیدا میکنند.» تفاوت با فاشیسم کلاسیک در این است که خشونت آشکار خیابانی جای خود را به دستکاری پنهان و «بهینهسازی» دادهها میدهد.
🤖 امروز، ماسک و DOGE درست همین کار را میکنند: کارمندانی کمتجربه و الگوریتمهایی چون «گروک» تصمیم میگیرند کدام بخشهای دولت باید زدایش شوند، کدام نهادها بسته گردند. اریک مکلروی، جغرافیدانی که دربارهی سیلیکونولی پژوهش میکند، این پدیده را «سیلیکونیزه شدن» مینامد: دگرگون شدن مکانها به تصویر و ایدئولوژی درهی سیلیکون. او میگوید: «سیلیکونولی در تلاش است تا قدرت دولت را فرسایش دهد تا خود جایگزین آن شود.» میمورا هشدار میدهد: «وقتی منطق فنی و ابزاری را به انسان و جامعهی انسانی تحمیل میکنی، به چیزی نزدیک میشوی که تمامیتخواه است.»

دیدگاهتان را بنویسید