مارکسیسم یک اندیشه پویا است که به گفته مارکس به «نقد بی رحمانه آن چه که هست» می پردازد. مارکسیسم برای دگرگونی جهان آفریده شده است. مارکسیسم نیروهای بالنده و تکانه این دگرگونی را نیز شناسایی کرده است.
مارکسیسم می خواهد که دیدگاه هایش در دست رس آسان کارگران و دیگر رنج بران که آموزش دانشگاهی ندارند باشد. برای همین مارکسیسم تنها جهانی بینی است که انسان های ساده می توانند مقوله های برجسته آن را درک کنند. برای همین، برای مادی کردن جهان بینی مارکسیسم، پیام های پایه ای مارکسیسم می بایست با برخی ساده سازی ها، طبقه کارگر را برای پیکار طبقاتی آماده سازد.
ولی این ساده سازی مقوله ها با خشک اندیشی یکی نیست. خشک اندیشی یعنی درک ایستا از مقوله های مارکسیستی در باره جهان و پدیده های اقتصادی- اجتماعی و طبیعی آن.
مارکس پیوسته اندیشه خود را در باره ی هر جستاری پیش رفت می داد و گاهی با خواندن انتقادی نوشته های پیشین، به یادگیری چیزهای نوین می پرداخت. مارکس و انگلس پافشاری می کردند که آموزه های خود را سوسیالیسم علمی بخوانند. پدیده ها دگرگون می شوند و دانش انسان در باره ی آن ها فراخ تر و ژرف تر می شود، برای همین هم مقوله های مارکسیستی هم هم راه با دانش انسانی گسترده تر و پیش رفته تر می شود؛ این یک روند پویا است.
ما مادی گرایان می دانیم که روشن اندیشان مارکسیست جهان را دگرگون نمی کنند. مارکس نوشت: «اندیشه های نو هرگز نمی توانند جهان کهن را دگرگون کنند، بلکه آن ها تنها می توانند اندیشه ها را در باره ی جهان کهن دگرگون کنند.» هنگامی که این اندیشه های نو به سازمان دهی طبقه های انقلابی برای براندازی سرمایه داری انجامید، به آن هنگام این اندیشه مادی شده، نیروی دگرگونی جهان کهن را دارد.

دیدگاهتان را بنویسید