
جهان تهی از جنگ افزار هسته ای، خواست خلق ها صلح و نبرد علیه جنگ جویی و پرخاش گری امپرياليسم است. روشن گری در باره ی جنگ افزار هسته ای امپرياليسم و بورژوازی صهیونیسم و آمادگی برای نبرد با پرخاش گری آن ها با گنده گوی ها و سخنان بى پشتوانه و تنش آفرین و بهانه دادن به امپرياليسم یک سان نیست.
همه ی دسته های درون و برون حاکمیت جمهوری اسلامی از انقلاب براي شان تنها ”اسلام عزیز“ مانده است که باید با پیاده کردن نسخه نئوليبرالستی و امپرياليستى اقتصاد از آن پاسبانی کرد. اندیشه ی ما از این “پرواز مگسی” والاتر است، زیر “سیمرغ را بال ها برای پرواز است”.
شرط گذاشتن سیاست ما بر پایه آگاهى دیگر لایه ها یعنی دوری از سياست مستقل طبقاتی. براى آن كه بتوان در نبرد انقلابى آگاهى لایه های گوناگون را در باره ی پدیده ای بالا برد، نخست خود باید از آن یک ارزيابى مستقل بر پایه تئورى انقلابى مارکسیسم- لنینیسم داشت. دنباله روى از آگاهی دیگر لایه ها و پایین آوردن خواست ها و برنامه های خود بر پایه آن نادرست است.
نبرد ضدامپرياليستى با اقتصاد ملی و نبرد عليه پای مال نمودن حقوق دمكراتيک مردم، تضادهای اصلى و توامان مردم ميهن ما با حاكميت سرمايه دارى اسلامی در ايران و عليه امپرياليسم می باشند.
پايدارى بر سر موضع و پراتيک انقلابى، همانا پايبندى به تئورى انقلابى است. ازاين رو تحليل مشخص از شرايط مشخص بايد همیشه در پیوند تئوريک با ماترياليسم تاريخى، يعنى با روند رشد تاريخى جامعه، و همچنين با شیوه انديشه علمى- ديالكتيكى انجام شود. تنها با نگه داشت پیوند میان تئوری و شیوه دیالکتیکی تحلیل در نبرد انقلابى است، كه جنبش کمونیستی می تواند از افتادن به راست روى و چپ روى و هم چنين راست روى با تن پوش چپ پرهیز کند.

دیدگاهتان را بنویسید