نظامی‌سازی آرام و پیوسته؛ چگونه ترس به ابزار سیاست‌گذاری تبدیل شد؟

image_printچاپ

📌

در سال‌های اخیر روندی آغاز شده که می‌توان آن را «نظامی‌سازی ذهنی و فیزیکی نروژ» نامید. در حالی که تا مدتی پیش سیاست‌های دفاعی این کشور بر احتیاط و پرهیز از تنش تأکید داشت، امروز شاهد شتاب گسترده در افزایش بودجه‌های نظامی، پذیرش حضور نیروهای خارجی و گسترش تمرینات مشترک هستیم. رسانه‌های جریان اصلی در این فرآیند نقشی محوری ایفا می‌کنند؛ زیرا با تصویرسازی دائمی از تهدید، فضایی از اضطراب و تعلیق ایجاد می‌شود که راه را برای افزایش تسلیحات و بودجه‌های نظامی باز می‌کند. مشاهدات مبهم از «پهپادهای ناشناس»، رفت‌وآمد کشتی‌های خارجی در سواحل، یا روایت‌های بدون مدرک درباره «حملات ترکیبی» همگی به عنوان شواهدی قطعی نقل می‌شوند، در حالی که هیچ بررسی مستقل یا تأیید رسمی وجود ندارد.

📖 ترس به‌عنوان ابزار سیاست‌گذاری

این الگو یادآور دوره‌هایی است که افزایش ترس به عنوان ابزار سیاست‌گذاری استفاده می‌شود؛ ابزاری برای تغییر ذهنیت عمومی و پذیرش سیاست‌هایی که در شرایط عادی با مقاومت اجتماعی مواجه می‌شد. این تحولات در چارچوب گسترده‌تر رقابت‌های ژئوپولیتیک نیز معنا می‌یابد. جهان به‌سوی بلوک‌بندی‌های جدید حرکت می‌کند و سازمان‌های نظامی می‌کوشند حضور و تأثیرگذاری خود را در مناطق شمالی گسترش دهند. در این میان امضای توافق‌نامه‌های تسهیل‌کننده برای استقرار نیروهای خارجی در پایگاه‌های نظامی داخلی زمینه‌ساز تغییرات بنیادین در حاکمیت و سیاست‌های دفاعی می‌شود.

⚠️ نگرانی‌های اجتماعی و پیامدها

بخش مهمی از جامعه نگران است که چنین روندی نروژ را از سیاست سنتی «بازدارندگی همراه با اطمینان‌بخشی» دور می‌کند. همچنین افزایش تخصیص منابع به حوزه نظامی احتمالاً به کاهش بودجه‌های اجتماعی، رفاهی و عمومی می‌انجامد؛ امری که بر کیفیت زندگی مردم تأثیر مستقیم خواهد داشت.

🗣️ ضرورت گفت‌وگوی عمومی

پرسش‌هایی کلیدی مطرح است:

  • آیا افزایش حضور نظامی خارجی امنیت واقعی ایجاد می‌کند؟
  • آیا بسط پایگاه‌ها به وابستگی بیشتر منجر نمی‌شود؟
  • آیا ترس باید مبنای سیاست‌گذاری باشد؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *