نپ بر پایه رهنمودهای لنین می توانست با دگرگونیهای سنجیده دنبال شود، سرمایهگذاریهای کلان در صنعت سنگین می توانست همچنان دولتی و زیر رهبری زب انجام شود و بخشهایی که برجستگی کمتری داشتند می توانست به دست بازار سپرده شود، اما همهچیز زیر رهبری و دیدبانی دولت ماند. فراموش نشود که چین با بررسی آموخته های ارزشمند نپ در شوروی از کژروی های آن پرهیز کرد، ولی شوروی چنین الگویی نداشت.
این تجربهی تاریخی، امروزه برای بسیاری از سرزمینهای در حال دگرگونی، درسی ارزشمند دارد: امنیت ملی نیازمند پایههای اقتصادی نیرومند است، اما این نیاز نباید بهانهای برای نابودسازی نیروهای بازار، نوآوری فردی و پویایی اجتماعی شود. برنامهریزی اقتصادی تنها آنگاه کامیاب خواهد شد که با نرمی، سنجشگری و توانایی پذیرش دگرگونی همراه گردد.
تجربهی نپ در شوروی و سرنوشت آن در چین، آموزههای ارزشمندی برای پیشرفت اقتصادی و گذار به سوسیالیسم دارد. به ما آموخت که سوسیالیسم بدون رویش مادی، تنها تنگ دستی را برابر برای مردم فراهم می کند. برای جامعه ای برابر و دارا، باید کشوری ساخت که بتواند از نوترین فن آوری در زمینه تولید بهره برداری کند و آن چنان بخش پرتوان کشاورزی داشته باشد که بتواند برای مردم خود خوراک تهیه کند. آنچه در چین پس از مرگ مائو و آغاز اصلاحات اقتصادی در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ رخ داد، نشاندهندهی پیروزی راهبردی بر پایهی آموختههای نپ بود. این تجربه نشان داد که بهره برداری از سازوکارهای بازار و برنامهریزی دولتی همزمان میتواند مایه پیشرفت اقتصادی و بالا بردن سطح زندگی مردم شود. به دین گونه، درسهای تاریخی نپ برای کشورهایی که در راه دگرگونی سوسیالیستی گام گذاشته اند، همچنان کارا و آموزنده است. امروز، نپ یادآور این اصل دیالکتیکی است که انقلابی ها باید میان «آرمان» و «واقعیتهای مادی» پل بزنند—درسی که برای جنبشهای ترقیخواه جهان همچنان برجسته است.

دیدگاهتان را بنویسید