حزب تودهی ایران از هدفهای ملی و دموکراتیک انقلاب که در راه حل تضاد اصلی جامعه آن زمان ايران گام جدی بر میداشت، پشتیبانی میکرد. در قانون اساسی بندهایی مانند ملی کردن بازرگانی خارجی، بانکها، صنعتهای کلیدی، و بند ج و دال، برون کردن مستشاران نظامی خارجی، اصل ۴۳ (تضمین حق مسکن، خوراک، پوشاک، بهداشت، آموزش و پرورش و اشتغال کامل)، و اصل ۴۴ (نظام اقتصادی بر پایه سه بخش دولتی – عمومی- دموکراتیک، تعاونی و خصوصی) گنجانده شده بود.
حزب پنج ویژگی برای “خط ضدامپریالیستی و خلقی امام خمینی” ساختهبود؛ جنبه ضد امپریالیستی قاطع، جنبه ضد استبداد سلطنتی، عدالت خواهی اجتماعی و حمایت از تودههای محروم، سمت گیری در جهت تأمین حقوق و آزادیهای فردی، تکیه به لزوم اتحاد همه نیروهای راستین خلق در جهت تحقق موارد چهارگانهٔ یاد شده.
امید بر این بود که “نیروهای خط امامی” با آن دلبستگی که به پشتیبانی از رنجبران نشان میدادند و با شعارهایی كه میدادند اقتصاد کشور را برای دوری از سرمایهداری آماده سازند و راه رشد غیرسرمایهداری را در پیش گیرند. صنعت بزرگ، بانکها ملی شدهبود؛ برنامه ملی کردن بازرگانی خارجی و بند جم و دال برای دادن زمین به کشاورزان بی زمین و کم زمین در دستور روز بود، برای همین امید به اقتصاد غیرسرمایهداری و یا سمتگیری سوسیالیستی یک امید پنداری نبود .
آیا همهی این ویژگیها به یک سان در «خط امام» بود؟ نه نبود، ولی حزب تودهی ایران با بزرگ کردن سخنهای جسته و گریخته خمینی در این جا و آن جا، هدفهای ضد امپریالیستی و خلقی انقلاب را به میان مردم برد.
کسانی که به “نبرد که بر که” ابدی باور دارند گویند که پس از بیش از چهل سال از آن سالها بر سر “عدالت خواهی اجتماعی و حمایت از تودههای محروم، سمت گیری در جهت تأمین حقوق و آزادیهای فردی” چه آمد؟

دیدگاهتان را بنویسید