سخن روز شماره ۶
۵ اردیبهشت ۱۳۹۹، ۲۴ آوریل ۲۰۲۰
در آن «نرم افزاری» با نام «زیبا» نشان داده میشود که در آن میتوان با کلیک کردن روی «وجوه شرعی» به صفحهای دست یافت که در آن ازجمله علی خامنه ای به عنوان «آیت الله اعظما» در برابر پرداخت دوازده میلیون تومان به روضه خوانی و «ختم دورهٔ قران» می پردازد.
صرفنظر از آن که تا چه حد مطلب طرح شده در ویدئو یک شوخی است و یا واقعیت را تشکیل می دهد، میتواند وضع اخلاق و فرهنگی را در ایران قابل شناخت سازد که میتوان آن را با «آمرزش گناهان در برابر وجه» که کلیسای کاتولیک با آن قرنها به فروش بهشت به مسیحیان پرداخت، همسان ارزیابی نمود.
بدون تردید مذهب در طول تاریخ توانست با طرح پرسش درباره ی «هدف زندگی چیست؟» در برابر انسان به جایگاهی ضروری برای هستی انسان دست یابد و ابزاری تاریخی را برای پاسخ به پرسش هدف زندگی و اخلاق جامعه در اختیار بگیرد که هنوز هم تأثیر پراهمیتی بر روی جامعه ی انسانی داراست.
مذهب و اندیشه ی مذهبی نمیتوانست به اهرم هدایت جامعه ی بغرنج شونده ی انسان بدل گردد، جز با گذار از برداشتهای عرفانی و میستیک در باورهای کهن انسان در دروان بدوی رشد جامعه که می بایستی بکوشد هستی خود را در برابر نیروهای قهار طبیعی حفظ کند.
بدین ترتیب هنگام تاریخی طرح «اخلاقیات» در برداشت مذهبی فرا رسیده بود که وظیفه ی آن هدایت ذهنیت انسان است در این دوران. پدیده ی توجه به «اخلاقیات» را میتوان در همه ی مذهب ها یافت. اسلام در این زمینه استثنایی را تشکیل نمی دهد. اسلام نیز پدیده ی «اخلاقیات» را به بخشی پراهمیت در اهرم ایدئولوژیک خود بدل ساخته است.
تضادی که با «آمرزش گناهان در برابر وجه» به منبع درآمد کلیسای کاتولیک تبدیل شد، بازمی گردد به دوران انحطاط اندیشه ی کلیسیا کاتولیک در قرون وسطی.
روندی که اکنون در ایران نیز میتوان آن را با وسعت مشاهده نمود، روند انحطاط «اخلاقیات» در مذهب ارتجاعی حاکم، انحطاطِ ایدئولوژیِ حاکم است.
روند خصوصی سازی ثروتهای متعلق به مردم و نسل های آینده ی ساکن سرزمین تاریخی ایران توسط حاکمانی که خود را واجدان و حاملان «اخلاق اسلامی» می نمایند، روند خارج ساختن ثروتهای متعلق به مردم و همگانی که باید دولت حافظ قانونی آن باشد و بدل نمودن آن به ثروتهای خصوصی شده در بنیان های متعدد «امام»، «آستان قدس» و امثال آن، تنها نشان تبدیل شدن ایدئولوژی ٬٬اسلامی٬٬ به ابزار ایجاد وابستگی اقتصاد ایران به اقتصاد جهانی شده ی امپریالیستی نیست. بلکه همچنین نشان و نمای سقوط «اخلاقیات» نزد طبقات حاکم در نظام سرمایه داری در ایران است.
«اسلام سیاسی» در ایرانِ جمهوری اسلامی که ایدولوژی طبقات حاکم سرمایه داران وابسته به اقتصاد امپریالیستی را تشکیل میدهد، با سرشت ضد مردمی و ضد ملی خود تنها ابزار سرکوب و به بند کشیدن زحمتکشان یدی و فکری و دیگر لایههای محروم و زیر فشار را در ایران تشکیل نمی دهد. بلکه همچنین به ابزار پست و مضر نقض اصول اخلاقیِ انسانی در جامعه بدل شده است.
زنده یاد احسان طبری موضع اخلاقی مورد نظر و تایید حزب توده ایران، حزب طبقه ی کارگر ایران را در نوشتارهای چندی در نوشتههای فلسفی و اجتماعی برمی شمرد و توصیف می کند، از جمله در نوشتار هدف زندگی چیست؟، نبرد اجتماعی و موازین اخلاقی! و در بخش روان و روان اجتماعی (جلد اول).
او «اخلاقیات سالم» را نزد موازین و اخلاقیاتی مورد تأیید قرار میدهد که دارای دو سرشت باشد: دارای «وجدان اجتماعی (انسان دوستی)» و دارای «وجدان علمی (حقیقت دوستی)»!
احسان طبری میان این دو سرشت «اخلاقیات» رابطهای مضمونی قائل است. از این روست که کسی که موازین انسان دوستی را مخدوش می سازد، نمیتواند به موازین علمی پایبند باشد و برعکس. اخلاقیات منحط نزد حاکمان و فرد فرد انسان همراه است با «نقض قوانین .. تا [آن ها] به آرمان درونی خود» برای سودورزی خدمت کنند!
قانون شکنی، نقض حقوق انسانی، ادامه ی زندان برای زندانیان سیاسی در شرایط شیوه بیماری کرونا، تصویب دستمزد در سطح فقر برای زحمتکشان، سودورزی در خدمتِ حرص و آز ارتجاع حاکم، نشان انحطاط اخلاقی مذهب ارتجاعی حاکم است!
مذهب ارتجاعی حاکم را در ایران نباید تنها با نمونه ی پیش گفته ی شیوه ی کاسبکاری مبتنی بر دروغ و تزویر و کلاهبرداری – صرفنظر از درستی و یا نادرستی اتهام – فاقد پایبندی به «اخلاقیات» دانست که برای آن پستان به تنور می چسباند. بلکه باید رژیم دیکتاتوری ولایی را به ویژه برای سرکوب وحشیانه انسانهای حق خواه و ایجاد وابستگی ایران به اقتصاد امپریالیستی و تبدل کشور به زائده ی آن محکوم و فاقد «اخلاقیات» دانست!
مبارزه با «کاخ» منحط و «کار و پیکار برای به پا داشتن کاخ پیروزی و سعادت و عظمت انسان»، شرکت فعال در مبارزه، در جنبش ضد دیکتاتوری را باید اوج «اخلاقیات» مردم دو ستانه ارزیابی نمود. باید «روح قهرمانان انسان دوست و واقعبین را» تقویت نمود و آن را در نبرد رهایی بخش به «یک تسکین عظیم، یک محتوای واقعی حیاتی و لذا یک سعادت حقیقی» بدل نمود. آن را باید «در نسل معاصر رخنه داد». این است محمل معنوی و اخلاقی مبارزه برای گذار از دیکتاتوری!

دیدگاهتان را بنویسید