صف مستقل طبقه ي كارگر در برابر پوپوليسمِ “چپ” و راست!
سياست روشنگرانه- تبليغي حزب طبقه كارگر ايران

مقاله شماره: ۳۲
در برابر نبرد طبقاتي از “بالا”، بايد نبرد طبقاتي از “پايين” را به پيش برد كه در مركز آن نيز طرح “مالكيت” زحمتكشان و لايه هاي ميهن دوست قرار دارد. “مالكيتِ” دمكراتيكِ عمومي خلق كه تنها آن هنگام تحقق پذير است كه جايگزين دموكراتيك و ملي براي نسخه نئوليبرال امپرياليستي را مطرح ساخته و ضرورت تحقق بخشيدن به آن را براي زحمتكشان و ديگر لايه هاي ميهن دوست تا درون اصلاح طلبان توضيح داده و قابل درك سازد.

انقلاب ملي- دموكراتيك، مضمون نبرد رهايي بخش كنوني در ايران!
برنامه حداقل كارگري – جمع بندي از بحث ها!

مقاله شماره: ۳۱
بايد بر «چسبندگي گذشته» به قول رفيق طبري غلبه نمود. بايد به نقش عنصر آگاه در دوران هاي غيرانقلابي براي گذار از “گيـر”ها، بايد به انديشه ي ايدئولوژيكي مستدلِ ماترياليسم تاريخي و اسلوب ديالكتيكي ماترياليستي باور و اطمينان داشت و براي آن ارزشي بيش از عنصر خود بخودي را پذيرفت.
ديالكتيك “تاريخي- ضروري” چنين حاكم مي كند كه در دوران هاي غلبه سلطه ارتجاع، جانفشاني و فداكاري يكي از شرط ها براي گذار از سختي هاست. نقش عنصر آگاه در اين ديالكتيك، ضرورتي همانند ضرورت جانفشاني و فداكاري اوست.

دولت نئولیبرال آقای روحانی و جبهه متحد خلق!
چون و چرایی در باره نئولیبرالیسم و پیامدهای آن!

مقاله شماره: ۳۰
نئولیبرالیسم بر خلاف لیبرالیسم کلاسیک، با رها کردن بازار و اعتماد به پویایی طبیعی آن مخالف است و معتقد است که وظیفه دولت نئولیبرال ایجاد و حفظ بهترین شرایط ممکن برای شکوفایی بازار است. نئولیبرالیسم بدون تعارف این اصل مارکسیستی را تایید می کند که”دولت نماينده ی طبقات حاكم است”. به سخنی ديگر، کار ویژه ی دولت سرمایه داری ایجاد شرایط حقوقی، نهادی و فرهنگی مناسب برای تقویت روحیه و ترویج رقابت بین پیمانکاران و شرکت های نظام سرمایه داری است. دولت نباید بازار را به حال خود رها کند. بلکه باید از روبنای مناسب اقتصاد بازار پشتیبانی کند و آن را تا آن اندازه گسترش دهد تا دیگر موانع رشد رقابتی بازار را از بین ببرد.

“تحليلي آكادميك”، تهي از مضموني ماركسيستي- توده اي!
“جوانرود” پيوندِ مبارزه ي دمكراتيك و سوسياليستي را نفي مي كند!

مقاله شماره: ۲۹
اين واقعيت درك شود كه بدون ايجاد “جبهه متحد خلق”، آن طور كه حزب توده ايران پس از پيروزي انقلاب بهمن مطرح كرد، حفظ استقلال و حاكميت ملي ايران و هم رشد موزون اقتصادي- اجتماعي مستقل كشور تحقق نخواهد يافت. چنين فرازمندي و شكوفايي تنها هنگامي ممكن خواهد شد كه در آن، رشد نسبي “عدالت اجتماعي” و حفظ “آزادي هاي فردي و اجتماعي قانوني- دموكراتيك” به وحدت رسيده و گام به گام پيش مي رود.

تاملی بر نوشتار«حزب توده ایران و مساله انتخابات »

شعار “جبهه متحد ضد دیکتاتوری” منافاتی با عدم حمایت از اصلاح طلبان نئولیبرال ندارد.
نبود طبقه کارگر و نمایندگان سیاسی آن در حاکمیت بر آمده از انقلاب ، نقطه ضعف اساسی ای بود که بعد ها پی امد های فاجعه باری برای میهن ما به همراه داشت.
نقل از برنامه حزب توده ایران( مصوب کنگره ششم بهمن 1391)

استدلال نظري در خدمت هدف سياسي!
درك “راه توده” از ترقي تاريخي، مكانيكي و مذهبي است!

مقاله شماره: ۲۷
انديشه ي ذهن گراي ايده آليستي، “سوسياليسم” را به عنوان امكاني كه بايد براي تحقق آن رزميد نفي مي كند. نفي مكانيكيِ نقش عنصر آگاه و مبارزه جو در روند برپايي سوسياليسم نزد اين انديشه ي ذهن گرا آنجا تبلور مي يابد كه اين روندِ فعالِ انقلابي را امري محتوم و از پيش تعيين شده اعلام مي كند. براي آغاز گذار، محك تـه كشيدن رمق سرمايه داري تعيين مي شود: «دیگر امکان حیات … نداشت»!  

فرسایش در خزان
شعر زندان طبری

مقاله شماره: ۲۸
تو آمدى، نه از فراز، كه از فرود،
از زمين، نه آسمان،
نه زان منظرى كه قرنها چشم گشاده بوديم به انتظار.
آمدى، عاشقانه آمدى،
بر لبانت زمزمهء دردهامان جارى بود، در دستانت، مرهم زخم كهنه ساليان.
فرياد برآوردى:
آسمان را به آيش رها كنيد! «
زمين را به موران وامگذاريد!

میان ماه من تا ماه گردون، تفاوت از زمین تا آسمان است!
“راه توده” خواستار تسلیمِ توده ای هاست!

مقاله شماره: ۲۶
نقشه این است که با زدودن و یا کمرنگ کردن خصلت پرولتری حزب توده ایران، آن را به یک باشگاه، دانشگاه و کافه مارکسيستی و لنينستی تبدیل کنند که اعضای آن در فضای دودی بحث های مجرد برای افتخارات گذشته حزب دست می زنند و برای جانباختگان آن  اشک می ریزند. می خواهند که حزب یک امامزاده مقدس باشد نه بیرق پیکار کارگران. می خواهند که حزب شاخه مارکسیستی اصلاح طلبان شود. بدون تردید چنین حزب بی نیش و زهر برای بورژوازی بوروکرات که برای نجات خود راه نئولیبرالیستی در پیش گرفته است، بسیار سودمند است.