نتیجهٔ انتخابات بریتانیا
پیروزیِ جرمی کوربین و «نهِ» بزرگ به نولیبرالیسم و ریاضت‌کشی اقتصادی!

این نخستین باری است که ایدئولوژی نولیبرالیسم اقتصادی و تسلط سرمایه‌های بزرگ این‌چنین قدرتمندانه به‌وسیله رهبر یک حزب مطرح و پرنفوذ زیر سؤال برده شده است! بدین لحاظ بزرگ‌ترین گناه ‌نابخشودنی کوربین و هوادارانش در نظر سرمایه‌داری پرقدرت بریتانیا و اروپا این است که در سطح جامعه بریتانیا و همین طور در عرصهٔ جهانی توانسته‌اند این توهم را در هم بشکنند که نولیبرالیسم اقتصادی و چارچوب لیبرال‌دموکرات ابدی نیستند!

سياست مستقلِ طبقاتيِ حزب توده ايران ديروز، امروز!
“راه توده” مخالف سیاست مستقل طبقاتیِ حزب توده ایران است!

مقاله شماره: ۲۵
نبايد از دفاع دروغين از «كيانوري و جوانشير و عمويي و طبري» ذوق زده شد. انتشار عكس هاي آن ها در “راه توده”ي دروغين ابزار است براي پاره پاره كردن خط مشي انقلابي حزب توده ايران و مسخِ تقليل و مطلق گراي اين خط مشي انقلابي. آن ها مي خواهند «دفاع از اصلاح طلبان» را به عنوان تنها وظيفه ي حزب توده ايران بنمايند! مي خواهند سپس اين خواست خود را به دنباله روي از اين يا آن لايه بورژوازي تقليل داده و محدود سازند!

«هيروگليف» براي ادامه سردرگمي “چپ”!
«گذار از سرمايه داري» از ديد سعيد رهنما

مقاله شماره: ۲۴
انديشه ي ضد كمونيستي، از تز «نبود اردوگاه سوسياليسم و بورژوازي ملي» كه درستي آن را به اثبات نرسانده است، براي چپ و به ويژه چپ انقلابي نسخه ي عملكرد و سياست مي پيچد. پذيرش «سوسيال دمكراسي راديكال» نتيجه گيري منطقي از اين نسخه پيچي است و نه ناشي از واقعيت حاكم بر جامعه سرمايه داري كه گذار انقلابي از آن به مسئله روز بشريت ترقي خواه تبديل شده است.

تعيين منافع طبقاتي روندي عيني است!
پاسخی به پرسش سهند گرامی!

مقاله شماره: ۲۳
هنگامي كه بايستي ازجمله پديده ي انتشار آگهي براي «بازگشت توده اي ها به صحنه نبرد طبقاتي» مورد تحليل قرار گيرد، مي بايستي به مساله حمله ي سيبري به آن همان قدر پرداخت كه به مساله آدرس جديد نشناخته براي علاقمندان! هنگامي كه روزانه چند ده نفر از طريق آگهي در اخبار روز از آدرس جديد توده اي ها با طلاع مي شوند، انتشار آگهي بلاترديد از مضموني مثبت و در جهت تاريخي- ترقي خواهانه در چارچوب نبرد طبقاتي حاكم برخوردار است. گامي است با مضمون رهايي بخش و در تامين استقلال سياست طبقه كارگر و حزب آن!

دموکراسی و سوسیالیسم
 

دموکراسی در عام‌ترین معنایش مفهومی بسیار محدود دارد که موقعیت‌های بسیار متفاوت سازمان قدرت دولتی از لحاظ رعایت حقوق و آزادی‌های بنیادی را در نظر می‌گیرد که معمولاً به جنبه‌های مدنی و سیاسی آنها کاهش داده می‌شود. این مفهوم و برداشت از دموکراسی تحریفِ واقعیت است، چون که فقط شکل سیاسی دولت را در نظر می‌گیرد و نه‌فقط به محتوای طبقاتی آن توجهی ندارد، بلکه “دموکراسی “[در معنای گسترده و صحیح آن] و دموکراسی بورژوایی را یکسان می‌گیرد. چنین برداشتی، بیان اَبَرساختاری دموکراسی بورژوایی است که تسلّط بورژوازی در چارچوب مناسبات تولیدی سرمایه‌داری بر پایهٔ مالکیت خصوصی ابزار تولید را پنهان می‌کند. دولت همیشه ماهیت طبقاتی دارد.

هدف اصلیِ «تروریسم اسلامی»، عقیم کردن مبارزه برای دموکراسی است

توجه‌برانگیز اینکه به‌لحاظ سیاسی این حملات تروریستی به‌طورعمده به کارزار انتخاباتی حزب کارگر ضربه می‌زند. حزب کارگر، به‌رهبری جرمی کوربین، برنامه‌یی مترقی و رادیکال به‌منظور انجام تغییرهایی سیاسی و اجتماعی در این کشور ارائه کرده و دولت محافظه‌کار را به‌شدت منزوی کرده است

پسامد انتخابات!
قدرت ما در نبرد متحد و همزمان در دو جبهه است!

مقاله شماره: ۲۲
می توان صفت های بیشماری را برای توصیف سران جمهوری اسلامی به کار برد، ستمکار، ستم پیشه، ستمگر، مستبد، متجاوز، قساوتگر، غاصب، ظالم، سرکوبگر، سلطه گر، انحصار طلب، بی انصاف، بیدادگر، بی رحم، ناروا، کینه توز، منفور، شرور، سبع، ژیان، تبه کار، بدکار، بدنام، شریر، مردم آزار، جنگ افروز، منافق، کذاب، دروغگو، یاوه گو، نیرنگ کار، فریبکار، مکار، مارسان، مضر، پرگزند، موذی، بی شرم، وحشی، خوفناک، متعصب، مرتجع، شب پرست، قاتل، سفاک، آزادی کش، آزاده کش، شکنجه گر، بازجو، گزمه، بد سگال، پلید، ژاژخ، هرزه ، مرده خوار، مفت خوار، رانتخوار، رشوه خوار، فاسد، مبتذل، کریه، خبیث، منزجر و بسیاری دیگر .. ولی یقینن در سیاست بازی احمق نیستند.

جايگزيني كه مي خواهيم، به جاي آنچه نمي خواهيم!؟
در بر همان پاشنه مي چرخد!

مقاله شماره: ۲۱
نظريه پردازان بورژوازي نه تنها عنصر ضد مردمي و استثمارگرانه اقتصاد سياسي امپرياليستي را مسكوت مي گذارند، بلكه فراتر از آن، عنصر ضد ملي اين اقتصاد سياسي را با تز «زمين آدميان» توجيه مي كنند و تن دادن به آن را به مردم سرزمين ايرانيان توصيه مي كنند.