تفکر”فرقه”ای یا جانبداری طبقاتی؟
مقاله شماره: ١٣٩٣ / ٥٨ (1 مهر)
واژه راهنما: تئوريك. سياسي
رفيق سيامك در باره ي جانبداری طبقاتی کمونیست ها، و مطلق گرایی “فرقه” مي نويسد
مقاله شماره: ١٣٩٣ / ٥٨ (1 مهر)
واژه راهنما: تئوريك. سياسي
رفيق سيامك در باره ي جانبداری طبقاتی کمونیست ها، و مطلق گرایی “فرقه” مي نويسد
مقاله شماره 1395 / 57 (شهریور)
واژه راهنما: سیاسی
بحثی در باره ابراز نظر در باره مقاله آگاهی کاذب
رفیق “مم قاسم” گرامی!
شما می توانید، آن طور که در ابرازنظر خود نوشته اید، بنویسید: «[من] هر فرد و جریان [را که] به نام حزب توده ایران، بدون در نظر گرفتن شرایط فعلی، اقدام به نشر و یا هرگونه (راه توده و یا توده ای ها) نوشتاری نماید، قطعا او را ضد حزب توده ایران و ضد جنبش کمونیستی جهان، خصوصا احزاب برادر می دانم …».
رفیق گرامی، شما می توانید دارای چنین نظری باشید، اما این نظر مستدل نیست.
مقاله شماره: 1395 / 56 (شهریور)
واژه راهنما: سیاسی
به مناسبت انتشار ادعانامه ی صوتی آیت الله منتظری. بیست و هشت سال از فاجعه ملی گذشت.
مقاله شماره: 1395 / 55 (28 شهریور)
واژه راهنما: سیاسی
لابی گری موریانه دموکراسی و حافظ منافع شرکت های فراملیتی! لابی گری چیست و لابی کاران کی هستند؟
رفیق سیامک می نویسد (*)
مقاله شماره: ١٣٩٥ / 54 (15 شهریور)
واژه راهنما: نئوريك. سياسي
موضع انتقادیِ اندیشه ی مارکسیستی- توده ای. مساله ی شیئ و کالایی شدن پدیده های اجتماعی. ساختار و مضمون مقاله ی کارگری در نامه مردم.
بررسي چگونگي بازتاب هستي اجتماعي در آگاهي و تظاهر ايدئولوژيك آن در روابطِ اجتماعي ميان انسان ها، پيش تر در دو مقاله مورد بررسي قرار گرفت (١). اين بغرنجي، همان طور كه نشان داده شد و اميد مي رود هضم ذهني شده باشد، راه سواستفادي طبقات حاكمه را براي پيش برد هدف طبقاتي خود تسهيل مي كند. آن ها اين بغرنجي را به اهرم حفظ هژموني ايدئولوژيك خود تبديل ساخته و به كار مي گيرند. نكته اي كه ماركس را بر آن داشت بگويد: «ايدئولوژي حاكم، ايدئولوژي طبقات حاكم است».
ورنر زپمان، ماركسيست آلماني، مكانيزم سواستفاده ي طبقات حاكم را براي برقراري و حفظ هژموني خود، از اين طريق ممكن مي داند كه آن ها، هدف خود را در پس ”مشيت الهي“، ”الزامات جهاني“ و از اين قبيل «جبرها پنهان مي سازند» (٢).
به پرسش در اين باره كه طبقات حاكم چگونه قادر مي شوند ايدئولوژي خود را به ايدئولوژي حاكم بدل سازند، سند گزارش هيئت سياسي كميته مركزي حزب توده ايران به نشست تيرماه ١٣٩٥ پاسخي روشن مي دهد و آن را «سياست و خط مشي» مي نامد كه براي نمونه ”توني بلير“، نخست وزير اسبق انگلستان اِعمال مي كند.
مقاله شماره: ١٣٩٥ / ٥٣ (٥ شهريور)
واژي راهنما: تئوريك. سياسي
وحدت منافع طبقه ي كارگر و لايه هاي بورژوازي ملي و خرده بورژوازي ميهن دوست و ضد امپرياليست در مرحله ملي- دموكراتيك فرازمندي جامعه به مثابه وضع ”خاص“ي در روند مشخص و تاريخي. بازتاب همزمان ايدئولوژي و منافع طبقاتي در نبرد براي دمكراسي، عدالت اجتماعي و حفظ منافع ملي. چگونگي انعكاس هستي اجتماعي در آگاهي. رابطه ميان آگاه بودن و آگاه نبودن در باره ي علت واقعي پديده ها. موضع رفيق عزيز خاوري در مصاحبه با ”جهان جوان“ مبتني است بر انديشه ماركسيستي- توده اي.
مقاله شماره: ١٣٩٥ / ٥٢ (٤ شهريور)
واژي راهنما: سياسي
«دو تارنگاشت مدعي ”چپ“» نه ”عمده“ و نه ”كليت“ را طرح و مورد توجه قرار مي دهند.
در نويدنو مقاله اي با عنوان «راه توده و عدالت: تطهير چهره جلاد!» به قلم رفيق هاتف رحماني انتشار يافته است.
مقاله شماره: ١٣٩٥ / ٥١ (٢ شهريور)
واژه راهنما: سياسي. اقتصادي
رفيق عزيز سيامك در باره «مصرف گرايي» به مثابه يك «مدل اقتصادي» در نظام سرمايه داري دوران افول مي نويسد.
اهميت مقاله ي تحقيقاتي پيش رو تنها در مضمون پر سويه ي آن در افشاي جوانب مختلف ”مصرف گرايي“ به مثابه يك ”مدل اقتصادي“ در نظام سرمايه داري دوران افول نيست كه به خطري براي هستي بر روي زمين تبديل شده است. جنبه ي پراهميت ديگر مقاله كه مطالعه آن را به مثابه دريافت يك مجموعه از اطلاعات براي مبارزان علاقمند براي تغيير شرايط در ايران و جهان ضروري مي كند، طرح پرسش «چگونه مي خواهيم زندگي كنيم؟» است كه به پرسشي مبرم براي انسان و گونه انساني بدل شده و موضوع بحث و انديشه كارشناسان را ازجمله در كشورهاي آلماني زبان نيز تشكيل مي دهد.
براي نمونه پروفسور نيكو پچ Niko Paech ، استاد كرسي ”توليد و محيط زيست“ در دانشگاه اولدنبورگ (آلمان) كه در مصاحبه اي كه هم زمان با برگزاري ”نمايشگاه Gamescom“ در شهر كلن در آلمان با روزنامه جهان جوان (١٩ اوت ٢٠١٦) انجام داد، مي گويد: «انسان داري حقي براي برخورداري از يك جامعه مصرف گرا ندارد، اما داراي حق انساني در برخورداري از خوراك، پوشاك، سلامتي و آموزش است». استاد اقتصاددان كه در تحقيقات خود شرايط عملكرد و تاثير يك «اقتصاد بدون رشد» را مورد پژوهش قرار مي دهد، با نشان دادن خطراتِ ناشي از ”مدل اقتصادي توليد براي مصرف“ براي محيط زيست و سرنوشت هستي بر روي زمين، خواستار «تقليل خواست هاي مادي زياده خواهانه» است و آن را «بحث در باره ي كيفيت اقتصاد پس از رشد» مي نامد. در مدل مورد پژوهش اين استاد علم اقتصاد، «تقليل ساعات كار هفته به ٢٠ ساعت» براي سطح رشد نيروهاي مولده در كشور آلمان توصيه مي شود. او خواستار «تقليل توليد صنعتي در سطح نياز اجتماعي» است، تا از جمله به توليد افزارهاي الكترونيكي كه تنها در خدمت سودورزي اند، پايان داده شود.
مقاله ي تحقيقاتي رفيق عزيز سيامك با مروري بر تاريخ مصرف گرايي آغاز مي شود و با زباني انتقادي و در عين حال شيرين كه ترفندهاي صنعت تبليغاتي نظام سرمايه داري را با ريشخند برملا مي سازد، مطالعه نوشتار را دو چندان لذت بخش مي سازد. (ف ع)