انتخاب بین طاعون و وبا در امریکا! کمدی انتخابات و تراژدی درماندگی!

کسانی که رنج میبرند و فکر میکنند میدانند و حس میکنند که جامعه سرمایه داری امریکا بیمار است ولی بورژوازی دائما با دادن اطلاعات غلط انها را از تشخیص درست بیماری دور نگه می دارد. و این تسلسل باطل همچنان ادامه دارد و بسیاری از آنها که فکر میکنند و رنج میبرند و نام بیماری و درمان ان را میدانند به تجویز داروهای مسکن بسنده میکنند. “واقع گرایی” “چپ” و عقب نشینی آرام آرام ولی دائمی در مقابل تهاجم بورژوازی و تلاش برای همراه شدن با “مسیر آب” و تکیه به “بد” در مقابل “بدتر” به “راست” فرصت طلب و پوپولیست این شانس را داده است که با تقلید از شعارهای کلیدی “چپ” و با قول بهتر کردن شرایط زندگی کارگران، طبقه کارگر را در تشخیص دادن دوستان واقعی خود گمراه و تفاوت بین “چپ” و “راست” فرصت طلب و پوپولیست را سختر کند.

مضمون لنيني اصل “مركزيت دموكراتيك” در اساسنامه حزب توده ايران!

ابزار «اكثريتِ» غيرلنيني، به ابزار سكون و “ثباتي” دروغين بدل مي شود كه عليه انديشه ي انقلابي، عليه تغيير شرايط وارد صحنه نبرد طبقاتي- ايدئولوژيك مي گردد. هدف آن ابدي ساختن سلطه ي بلامنازع ارتجاع است. ارتجاع به آن براي به كوره راه كشاندن “چپ” سرگردان و غيرماركسيستي، همانند نياز به هوا، نياز دارد! فرار نمايندگان رنگارنگ اين «اكثريت»هاي غير و ضدلنيني از بحث هاي مشخص و پناه بردنشان به عام گويي و نطق هاي تزيني، فراري اسلوبي است! نظم دارد، انديشيده شده است. دستاورد «انديشكده»هاي پرنفوذ نظام سرمايه داري امپرياليستي «در اين كوه ساران سنگيده و بي قلب جهان سرمايه» است!

اسلوب پژوهش ماركسيستي از تاريخ!

تنها با اسلوب ديالكتيكي است كه واقعيت همه جانبه شناخته و حقيقت تاريخي درك مي شود. مضمون وقايع شناخته و درك مي شود. “حقيقت”ي كه ديگر، ديدگاه فرد را منعكس نمي سازد كه مي تواند عنصرها و سويه هاي بسيار پراهميت را شناخته و بيان كرده باشد. بلكه “حقيقت”ي است ماترياليستي، قابل بازتوليد و غيره.

مضمون بحث هاي مطرح در برابر جنبش توده اي در شرايط كنوني! (١) بازگشت به اسلوب ماركسيستي- توده اي!

دو صد گفته، چو نيم كردار نيست!

سند كميته مركزي حزب توده ايران به مناسبت ٧٥مين سالگرد تاسيس حزب كه داراي فرازهاي بسيار است، در عين حال با گره هاي نگشوده نظري و عملكردي اي روبروست كه براي ادامه كاري انقلابي مبارزه ي حزب طبقه ي كارگر ايران در شرايط سخت كنونيِ نبرد طبقاتي در ايران، گشودن آن ها اجتناب ناپذير است. وظيفه ي اين سطور شركت در اين بحث و گفتگوي ضروري است. ظاهراً ايجاد شدنِ شرايط يك “ديالوگ” باز و رفيقانه و سازنده به منظور تغيير انقلابي شرايط حاكم بر ايران نزد برخي از مسئولان حزبي هنوز نياز به زمان دارد. متاسفانه درخواست مجدد من براي شركت در حوزه ي حزبي به تاريخ ٦ آبان خطاب به رفيق گرامي محمد اميدوار تاكنون با پاسخ مثبت روبرو نشده است. بيش از آن، بر خلاف گذشته كه دبيرخانه حزب دريافت نامه ها را با بياني محبت آميز اعلام مي كرد نيز قطع شده است.

گفتن بخشی از حقیقت، حقیقت نیست! مولوی: “هرکسی از ظن خود شد یار من”

یکی از فوت و فن ها و ترفندهای خبرنگاری این است که از همان آغاز مقاله خواننده را متقاعد کند که در کنار او ایستاده است.

یکی دیگر از ترفندهای مکمل و معمولی برای کشاندن خواننده به طرف خود، کاربردهای فراوان جملات مجهولی است که با عدم استفاده فاعل در آن این طور به خواننده تلقین می شود که ما با یک فاکت و اتفاق بلامنازع تاریخی روبرو هستیم، نه با نظر یک نویسنده در مورد یک پدیده تاریخی.

نکته های کلیدی در لحظه کنونی گفتگوي سیامک با رفیق عاصمی

مقاله شماره: ١٣٩٥ / ٦٩ (١١ آبان)
واژه ي راهنما: سياسي- تئوريك

اين پرسش اكنون در برابرما توده اي ها و همه ي آن مبارزاني كه خود را نسبت به انديشه و راه حزب توده ها متعهد مي داند و به پيمان خود پايبندند، مطرح است. پرسش ساده است!
چگونه مي توان به توطئه ي دشمن طبقاتي در ايران و جهان پايان داد كه خواست با پاره پاره كردن حزب توده ايران و نابودي فيزيكي رهبران و مبارزان و كوشش براي نابودي معنوي دستاوردهاي علمي- انقلابي آن، روند ترقي خواهي انقلابي را در ايران نابود سازد؟
در برابر اين ترفند جدايي خواهِ دشمن طبقاتي، بايد شيوه ي انقلابي مبارزه ي جمعي را قرار داد!
دشمن مي خواهد از تنگ نظري بهره گيرد، القا كند كه گويا منافع خردِ فردي، پراهميت است!
توده اي ها به جاي گفتگو و نزديكي، در وحشت از هم گرفتار بماند! گفتگو را قطع كنند، به پويه ي خود ساخته فردي بخزند!

نامه ي سرگشاده به رفقا!

مقاله شماره: ١٣٩۵ / ۶۸ (۱ آبان)
واژه راهنما: تئوریک. سیاسی

حزب توده ايران، گردانِ آگاه، پيشآهنگ و سازمان يافته طبقه كارگر ايران است كه به همت مبارزان ماركسيست- توده اي پايه گذاري شد تا با تخريب نظام عقب افتاده و ارتجاعي حاكم باز و نوسازي سوسياليستي جامعه ايراني را سازمان دهد و آن را برپا سازد.
چنين گردان متشكل آگاه بايد به منظور بازسازيِ دموكراتيك- مردمي و ملي- ضدامپرياليستي جامعه و برپايي جامعه آزاد از استثمار انسان از انسان، از اساسنامه و برنامه اي متناسب برخوردار و به آن پايبند باشد.
اين دو سند، نشان صداقت و پايبندي به سخن و برنامه اي است كه خدشه دار ساختن آن، جز نفي عملي ادعاهاي حق طلبانه و رهايي بخش براي انسان نيست!

نظر مي تواند درست و يا نادرست باشد، اما نمي تواند نزد نيروهاي ترقي خواه، ابزار تحقیر باشد، چه آن وقت، مرز ميان دو سوي صحنه نبرد طبقاتي ناروشن و خدشه دار مي گردد.

نوگرایی یا نفی گرایی؟ نوگرایی بر چه اساس؟

مقاله شماره: ١٣٩۵ / ۶۷ (۲۸ مهر)
واژه راهنما: تئوریک. سیاسی

هر سیستم و نظام فکری برای ادامه حیات خود احتیاج دارد که خود را با شرایط خارج از سیستم وفق بدهد.
بنابراین یک مارکسیست واقعی به عوامل خارج از ايدئولوژي خود بی تفاوت نیست.
برای بعضیها خود نوگرایی هدف است. آنها برای فرار از کار ” ملال آور” مطالعات و تفکرات عمیق، صورتک نوگرایی به چهره میزنند و با ان “کاهلی ذهنی” خود را می پوشانند.
بعضی های دیگر به روی ما فریاد می زنند که شما که تغییر جهان را می بینید، چرا با تغییر ايدئولوژيک، خود را برای برخورد با جهان نوین آماده نمی کنید؟!
ولی انطباق و سازگاری با محیط پیرامون با نفی فرق اساسی دارد.
انطباق یعنی حفظ کلی سیستم، ولی تکامل دادن اجزایی که بتواند به تغییر محیط جواب بدهد.