برنامه ششم توسعه، «اقتصاد مقاومتي»، يا تسليم كردن كشور به كلان سرمايه داري جهاني!

مقاله ي تحقيقاتي در نامه مردم (١٠١٣، ٩ آذر ٩٥) با توانايي شايسته اي به تحليل “برنامه ششم” ارايه شده توسط دولت حسن روحاني پرداخته و به اثبات مي رساند كه اين برنامه نه تنها در خدمت «توسعه فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي كشور» نيست، كه با نقض اصل هاي متعددي از قانون اساسي، «جز تسليم كشور به كلان سرمايه داري جهاني و داخلي نيست».

طرح نظر، اسلوبی ضروری! (٢)

رفيق سپيداري موضعي انتقادي به سياست ضدمردمي و ضد ملي خصوصي سازي و آزاد سازي اقتصادي ندارد. سياستي كه اجراي آن بدون نابودي دستاوردهاي قانوني و اجتماعي طبقه كارگر ممكن نيست! واقعيتي كه در برابر چشم زحمتكشان جريان دارد و آن ها عليه آن مي رزمند! اين رفيق در مقاله خود موضعي عليه تعميق وابستگي اقتصادي- سياسي- نظامي نومستعمره اي ايران به اقتصاد امپرياليستي ابراز نمي كند كه پيامد اجراي برنامه امپرياليستي است!

آفتابی مراست در دیدار که مکدر نمی شود نگه ش!

طبری می داند که نتیجه این گستاخی شکنجه بیش تر است. ولی آگاهانه “زخم ها را شعله ور” مى خواهد “زخم ها را زخم تر” مى خواهد “تا شود بزمگه نور به پا” و “كز دل تيرگى پست و بلندِ يلدا، به جهاند فردا.”

امکان راه رشد غیر سرمایه داری در جهان چند قطبی!

امپریالیسم سرمست از نوشیدن شراب جهان یک قطبی مانند میخواره ای وحشی مقراض به دست به هر گلی که از آن بوی عدالت اجتماعی، آزادگی و استقلال می آمد حمله کرد و از شاخه برید.
ولی علائم بسیاری نشانگر این است که نظم جهانی قدیمی یک قطبی دیگر از بین رفته است.چین، روسیه و هندوستان جزو ارکستر بزرگ جدید جهانی هستند که در حال تنظیم و نواختن سمفونی دیگری هستند.
آنچه برای ما طرفداران اقتصاد ملی- دمکراتیک مهم است، اینست که نظم جدید جهانی در حال شکل گیری ما را از افتادن در تله محتوم مرگبار سرمایه داری نجات می دهد و افق نوی را برایمان می گشاید.

طرح نظر، اسلوبی ضروری!

شناخت و درك مضمون «دوران گذار از سرمايه داري به سوسياليسم» به مثابه تنها جايگزين انسان و ميهن دوستانه و صلح خواهانه- ملي در برابر اقتصاد ديكته شده ي امپرياليستي، نياز به طرح “اقتصاد سياسي” مرحله ملي- دموكراتيك انقلاب را براي حزب توده ايران گريزناپذير مي سازد. تنها با طرح چنين جايگزين دموكراتيك و ملي در برابر اقتصاد ديكته شده ي امپرياليستي، حزب توده ايران قادر به تجهيز و سازماندهي زحمتكشان و متحدان نزديك و دور طبقه ي كارگر خواهد شد. تنها با چنين پرچم مبارزاتي است كه مي توان روند مبارزه ي اقتصادي- اجتماعي را به اهرم برپايي جبهه گسترده ضد ديكتاتوري از “پايين” بدل ساخت و مبارزه ي دموكراتيك و ملي را در ايران به پيش برد و انقلاب ملي- دموكراتيك را به ثمر و سرانجام رساند.

اعتصاب غذاي زندانيان سياسي معياري براي تروريسم حكومتي- قضايي! 

براي پايان دادن به تروريسم حكومتي- قضايي ازجمله عليه زندانيان سياسي، تجهيز زحمتكشان و توده ها دور محور يك برنامه جايگزين براي اقتصاد ملي ضروري است. احياي و به روز كردن اصل هاي اقتصادي و “بخش حقوق مردم” در قانون اساسي وظيفه روز را در نبرد طبقاتي در مرحله كنوني در ميهن ما تشكيل مي دهد. بهم پيوستگي نبرد براي آزادي زندانيان سياسي و مبارزه عليه تعميق وابستگي ايران به اقتصاد جهاني شده ي امپرياليستي، از واقعيت بهم پيوستگي سلطه ديكتاتوري با اجراي اقتصاد ديكته شده ي امپرياليستي ناشي مي شود!

مضمون بحث هاي مطرح در برابر جنبش توده اي در شرايط كنوني! (۳)

مضمون «جغرافياي من، همه تاريخ است …» كه زنده ياد رفيق رحمان هاتفي در شعر “انسان تراز نو” خاطرنشان مي سازد، به همبستگي و يك پارچگي “قشون زحمتكشان” و يا به پاره پاره كردن آن نظر دارد؟ پيامد طرح اگر و مگرها در باره ي «خوش باوري برخي ها به دروغ پردازي ها و شارلاتانيسم مذهبي جمهوري اسلامي …» در “گرامي داشت هفتادمين سالگشت زايش و جاودانگي رحمان هاتفي”، جز دامن زدن به پاره پاره كردن يك پارچگي “قشون زحمتكشان” پيامد ديگري نيز دارد؟

وحدت مبارزه براي نفي ديكتاتوري و نفي نظام سرمايه داري! ديالكتيك تمركز و عدم تمركز!

“ديكتاتوري ولايي در ايرانِ جمهوري اسلامي، شكل حكومت فاشيست مآب و داعش گونه اي است براي تداوم غارت زحمتكشان و لايه هاي بي پناه مردم و ثروت هاي ملي ايران”!
شناخت وحدت مبارزه عليه اين دو عنصر ضد مردمي و ضد ملي به مثابه شناختي منطقي قابل درك است و وظيفه ي هر توده اي روشن!
با اين شناخت، هر توده اي به حزب توده ايران تبديل مي شود كه در عين حفظ وحدت نظري، حفظ تمركز سياست و خط مشي انقلابي حزب توده ايران، از عدم تمركز فعاليت برخوردار است كه خطر ضربه ي دشمن طبقاتي را محدود مي سازد.