خموشی ظاهری جامعه و تنفس گرم و پر آشوب بهار!
خوشهء شکستهء انگور سرخ!

مقاله شماره: ۱
آری، چنین است شگرد زمانه: با من بدار حوصله! با من خطر بورز! شکیب، بدون نبرد تسلیم است. نبرد بدون شکیب حادثه جویی است. بر “فلجِ موت” یا نشیب جنبش تنها با ایستادگیِ سرسخت و تدبیر خردمندانه می توان غلبه کرد، تا دست شکسته بار دگر پتک زن شود.

هدف ما

“توده ایها” می خواهد مرکز جمع آوری توده ایها باشد. مرکزی که با ایجاد محیط برای بحث آزاد و روشنگر در چارچوب احترام به برنامه و اساسنامه حزب میتواند در راستای تبادل نظر با آفرینش نظرات مشترک در مسائل اصلی و عمده به وحدت نهایی میان هواداران حزب کمک کند. …

فرياد اي رفيقان، فرياد!

«نثر موزون شاعرانه» و مبارزه جويانه ي “اخگران اسفند” طبري برای “شهداي ٧ اسفند” به توصيف منفعل جنایت نمی پردازد و یاد آن جانباختگان را در “دفتر خاطرات” نگه نمی دارد بلکه با تاکید بر منطق و ضرورت نبرد طبقاتي آگاهانه آنرا به پرچم مبارزه تبدیل می کند.

هشتم مارس، روز جهاني زن مبارك باد!

نبرد به منظور برقراري تساوي حقوق زنان و آزادي زن، نبرد براي آزادي انسان به معناي عام است! نبرد براي گذار انقلابي از سرمايه داري و استثمار انسان از انسان است! نبرد براي برقراري جامعه ي سوسياليستي و كمونيستي است!

ارتقا افشاگری به روشنگری و تلفیق ان با سازماندهی توده ها!

اگر اخبار افشاگرانه با ارائه برنامه مشخص و نشان دادن امکان جهانی بهتر به قله روشنگری صعود نکند ما را به فلج عملی دچار میکند و ناتوان و معلول به گوشه یی میراند. در این شرایط باید با ارائه و توضیح برنامه جانشینی، افشاگری را به روشنگری ارتقا داد و آنرا با سازماندهی مردم تلفیق و تکمیل کرد.

نبرد طبقاتي در خدمت برپايي اتحادهاي اجتماعي!

باید به اين پرسش پاسخ داد كه آيا طبقه كارگر نيز به عنوان نيروي عمده ي زير فشار و ستم طبقاتي در جامعه به حساب مي آيد؟ آيا طبقه كارگر مي تواند «نقش عامل آگاه در گذار از ديكتاتوري» را ايفا سازد؟ آيا در برابر اين طبقه نيز وظيفه بحث و گفتگو مانند با “اصلاح طلبان” وجود دارد و به آن عمل مي شود؟

اميدي واهـي!

گذار از ديكتاتوري ولايي يك روند انقلابي است كه حزب طبقه كارگر ايران بايد تدارك نظري و سازماني آن را در همه ابعاد آن بررسي كرده و توضيح داده و براي عملي ساختن آن بكوشد. محدود ساختن بحث تنها با اصلاح طلبان كه مي توانند «يكي از نيروهاي مهم تشكيل دهنده جنبش مردمي باشند»، كافي نيست. گفتگو با اصلاح طلبان توسط حزب طبقه كارگر آن هنگام نتيجه بخش خواهد بود كه “ماسك” منافع طبقه كارگر كه از منافع كل جامعه دفاع مي كند، بر چهره ي استدلال هاي حزب طبقه كارگر قرار داشته باشد. انتقال “آگاهي طبقاتي” به كارگران پيش شرط اين امر است.

تنها حرکت آگاهانه در مسیر ضرورت تاریخی امکان را به واقعیت مبدل می کند!

بی تفاوتی گزینشی نیست که به انسانی کردن انسان و حرکت تکاملی تاریخ کمک کند. بی تفاوتی و تن در دادن به واقعیت موجود (سلطه بلا منازع سرمایه) یعنی نفی حرکت در مسیر انجام ضرورت تاریخی، یعنی عدم حرکت در بالفعل کردن نیروهای بالقوه موجود درپدیده ها. یعنی مجال پرواز دادن به عقاب تصادف برای تعقیب و کند کردن مسیر پرنده تکامل. یعنی کمک به نیروهای قهقرایی.