چگونه مي توان ”دست هاي نامرعي“ را كوتاه ساخت؟

مقاله شماره: ١٣٩٢ / ٥٨ (دوم اسفند)
واژه راهنما: پيشنهاد اقتصادي حزب توده ايران. تفاوت ”كوچك كردن دولت“ ليبرالي و در برنامه اقتصاد ماركسيستي- توده اي. بخش ”عموي اقتصاد“ حافظ منافع ملي و حقوق اجتماعي و نيازهاي اوليه مردم.

يكي از دل مشغولي هاي علي مزروعي كوشش براي قانع كردن حاكميت جمهوري اسلامي است، به «حكمراني خوب» روي آورد.

گفتگو ميان توده اي ها ضرورتي مبرم! (”نويدنو“ ١) تسليم شيوه ارزان ”توپ بازي“ دشمن كار نشويم!

مقاله شماره ١٣٩٢ / ٥٩ (٣٠ بهمن)
واژه راهنما: مضمون گفتگوها. انتخاب دمكراتيك موضوع. عمده و غيرعمده در مبارزه روز. خط مشي انقلابي حزب توده ايران و برنامه حداقل كارگري آن. اهميت تشخيص مساله ”عمده“ از ”غيرعمده“ براي گفتگو ميان توده اي ها خود مي نمايد. ترفندِ شناخته شده كه نبايد به دام آن افتاد!
«بدان منگر كه سرد و زرد در تابوتم. من سراپاي قبيله ام»!

”ماركسيسم“ داراي چه مفهومي است؟

مقاله شماره: ١٣٩٢ / ٥٧ (٢٣ بهمن)
واژه راهنما: پنجاهمين سالگرد ”اوراق ماركسيستي“ آلمان. پرسش هايي در اطراف نبرد جاري براي يورش سوم به منظور برپايي سوسياليسم. نكاتي از رساله فولبرت، لوزردو، اشتيگروال و دات. مالكيت و نقش دولت. انباشت جديد بدوي سرمايه داري. طرح اقتصاد سياسي سوسياليسم. طرح مساله مالكيت.

به مناسبت پنجاهمين سالگرد آغاز انتشار ”اوراق ماركسيستي“ در آلمان در سال ١٩٦٣‏، شماره نخست سال ٢٠١٤ اين نشريه اقدام به انتشار مقاله و رساله هايي كرده است كه در كنفرانس علمي به اين مناسبت ايراد شده اند.
جورج فولبرت Georg Fülberth ماركسيت آلماني و استاد كرسي سابق علوم سياسي در دانشگاه شهر ماربورگ در آلمان، رساله اي در اين كنفرانس ارايه داشت كه از اهميت ويژه اي براي بحث ها در دوران كنوني در جنبش كمونيستي و كارگري آلمان و همچنين در ديگر كشورها – ازجمله در ايران – برخوردار است كه در نبردي سخت به تدارك يورش سوم به منظور پايان بخشيدن به نظام سرمايه داري دوران افول و برپايي نظام خالي از استثمار انسان از انسان، نظام سوسياليستي- كمونيستي مشغولند.
در سطور زير، ترجمه، تلخيص و اقتباس از مضمون اين رساله با توجه به چند مساله مطرح در جنبش ماركسيستي- توده اي، در حزب توده ايران، حزب طبقه كارگر ايران، ارايه مي شود. در آغاز دو نكته پراهميت از دو رساله ديگر كه در ارتباط با مضمون رساله فولبرت قرار دارند نيز ذكر مي شود.

وحدت ميان اقتصاد ملي- دمكراتيك و نبرد ضدامپرياليستي!

مقاله شماره: ١٣٩٢ / ٥٥ (١٤ دي)
واژه راهنما: حفظ مرزهاي ”قانوني“ و ”حقوقي“ حق حاكميت ملي، مضمون نبرد آزاديبخش دوران كنوني است.

در گفتگويي، رفيقي بر ضرورتِ توافق با كشورهاي ”غربي“ از اين رو تاكيد داشت، زيرا ”جان مردم از وضع بحران اقتصادي- اجتماعي به تنگ آمده و پذيرفته اند كه با ايجاد شدن توافق، امكان سرمايه گذاري خارجي در ايران گشوده گشته، فرصت هاي شغلي به وجود خواهد آمد و بحران اقتصادي لااقل براي مدتي تعديل مي گردد.“ به نظر او ”موضع گيري در برابر اين خواست مردم، بي نتيجه است و به انزوا مي انجامد“.
چرا نمي توان با چنين موضعي موافقت داشت؟ بيش از اين، چرا ضرورت برخورد انتقادي به چنين موضعي، از اهميت درجه نخست برخوردار است؟

وحدت سياست احمدي نژاد و روحاني! اقتصاد ملي- دمكراتيك، جايگزين نسخه نوليبراليسم امپرياليستي!

مقاله شماره: ١٣٩٢ / ٥٣ (٥ دي)
واژه راهنما: مساله آزادي هاي قانوني، بندهاي اصل ٢٦ قانون اساسي، حـق قانوني مردم! چانه زدن بر سر سهم و شرايط ”سرمايه گذاري خارجي“!

در گفتگويي، رفيقي با طرح مساله تناسب قوا، به طور ضمني بر اين نكته تكيه داشت كه بايد سياست كنوني دولت روحاني را مورد تائيد قرار داد، زيرا با توجه به سياست گذشته ”اتمي“ حاكميت و شعارهاي تحريك آميزِ دولت احمدي نژاد كه پيامد تحريم ها را تشديد كرد، به طور واقع بينانه امكان اجراي سياستِ ديگري وجود ندارد.
هنگامي كه او با اين پرسش روبرو شد كه آيا ”وحدتي“ ميان دو سياست دولت گذشته و كنوني وجود دارد؟ پاسخ سكوت بود! چشمان، با نگاه حيرت زده مي نگريست و مملو بود از پرسش ها، ازجمله پرسش هاي تمسخرآميز!؟ و رفيق به معنايي محق بود!

اولين ”ضدانقلاب“ در جامعه انساني عليه زنان بود وحدت مبارزه دمكراتيك و طبقاتي! «ترا نيمه خواستند» (احسان طبري)

مقاله شماره: ١٣٩٢ / ٥٢ (٢٥ آذر)
واژه راهنما: آزادي زن به مثابه قله روند مَردُمِشِ انسان.

در روزنامه اينترنتي ”صداي مردم“ از برگزاري «نشست فعالان زن در تهران» گزارشي انتشار يافته است (در ١٥ آذر ١٣٩٢، http://wp.sedayemardom.net/?p=12439). در يكي از سخنراني ها، خبري طرح مي شود كه در ارتباط با وحدت مبارزه دمكراتيك و طبقاتي جالب توجه است.
خبر چنين است: «امروز شاهد روندي در جنبش زنان هستيم كه از مطالبات پراكنده، كلان، مبهم و شعارگونه به سمت مطالبات خاص و مشخص حركت مي كند، به طوري كه مطالبه محوري، به يكي از عناصر مهم گفتماني در جنبش زنان تبديل مي شود.»