خط مشي انقلابي، پيگيرترين مدافع اصلاحات مردمي- دمكراتيك! انديشه انتقادي در ”انتقاد اقتصاد سياسي“!
مقاله شماره: ١٣٩٢ / ٤١ (٣١ شهريور)
واژه راهنما: آيا «سنگر توده اي ها در كنار دولت است»؟ سرچشمه وظايف توده اي ها، خط مشي انقلابي حزب توده ايران و برنامه حداقل كارگري آن. منافع طبقه كارگر، منافع كل خلق.
ابرازنظر كننده اي با نام مستعار ”كارگر توده اي“ در ارتباط با نوشتار ”چرا سركردگي طبقه كارگر پيش شرط پيروزي انقلاب دمكراتيك است، آزادي طبقه كارگر تنها به دست طبقه كارگر ممكن است“ (شهريور ٩٢، http://www.tudeh-iha.com/lang/fa/archives/2167) ازجمله مي نويسد: «آقاي عاصمي عزيز، اي كاش مي توانستيد سري به خراب شده اي بنام ايران مي زديد. متاسفم بگويم كه قلم شيوا و فكر زيباي شما با واقعيات داخل كشور، اگر نه قرن ها كه دهه ها فاصله دارد …».
متاسفانه ”كارگر توده اي“ توضيح بيش تري در باره ارزيابي خود از «واقعيات داخل كشور» نمي دهد كه گفتگويي سازنده و رفيقانه ممكن گردد. صحبت بر سر اين نيست كه آيا «واقعيات» در ايران در سطحي رشد كرده است كه براي تغييرات بنيادي ضروري است و يا آيا طبقه كارگر ايران به اهميت نقش سركردگي خود براي به پيروزي رساندن انقلاب ملي- دمكراتيك واقف است يا خير؟ صحبت بر سر آنست كه اول- نمي توان و نبايد اين «واقعيات» را به مثابه ”امري الهي“ پذيرفت كه گويا چارچوب ”مقدورات“ و ”ممكنات“ را تشكيل مي دهد كه خروج از آن ناممكن است؛ و دوم- چگونه بايد اين «شرايط» را تغيير داد، از مرز ”مقدورات“ و ”ممكنات“ گذشت؟ به سخني ديگر، كدام تدبيرها را بايد طبقه كارگر و حزب آن اتخاذ كند، تا بتوان از اين مرزها عبور كرد!؟
