جنبش رهایی بخش فلسطین با تروریسم و “اسلام سیاسی” پیوندی ندارد!

image_printچاپ

مقاله ۳۰/۱۴۰۲
۸ آبان ۱۴۰۲، ۳۰ اکتبر ۲۰۲۳

مارکس: ملتی که بر ملت دیگر ستم می ورزد، خود آزاد نیست.

پیش گفتار

بورژوازی صهیونیسم اسراییل با هم کاری امپریالیسم سه گانه، به ویژه امریکا به یورش های ددمنشانه به غزه از هوا، دریا و زمین بسنده نمی کنند. آن ها هنگام کُشتار دسته جمعی فلسطینی ها، برای کشاندن دیدگاه مردم جهان به سوی خود، با پخش دروغ و فریب کاری در همه ی رسانه های غربی که در دست امپریالیسم است، برای فراهم کردن زمینه های شایسته برای خاموشی جهانیان نیز می پردازند. 

هنگامی که بمب های اسراییل بر سر مردم بی گناه غزه می بارند و تانک های اسراییلی خانه ها را ویران می کنند، گروهی از کارشناس ترین دانش مندان “بهینه سازی گفتمان”، به کار دشوار شبانه روزی برای پوشاندن حقیقت با پرده تاریک دروغ می پردازند.

نیروهای ”چپ” و پیش رو باید هوشیار باشند که به دام این گونه فریب کاری ها نیفتند. کمک به پخش دروغ های امپریالیست ها در باره ی جنبش رهایی بخش فلسطین، خواسته و یا ناخواسته کمک به خود امپریالیسم است. یکی از شیوه های بسیار کارای امپریالیسم برای نبرد با جنبش های رهایی بخش، تروریست خواندن آن ها است. 

جنبش کمونیستی هیچ گاه برنامه های انقلابی خود را با کُشتن مردم بی گناه به پیش نبُرد. نمونه های فراوانی در ادبیات اتحاد جماهیر شوروی به چشم می خورد که در آن نیروهای ارتش سرخ برای جلوگیری از کُشته شدن مردم، سربازان بسیاری را در نبرد علیه گاردهای سپید از دست دادند. ولی این را هم باید دانست که هیچ چیزی در نبرد مطلق نیست. جنگ جوی راه آزادی با هر برنامه ی موشکافانه که گام در پهنه نبرد بگذارد، هنگام رویارویی با  واقعیت نبرد به سراسيمگی دچار می شود و آشفته و سرگردان می گردد و رخ دادهایی روی می دهد که نمی بایست دهد.

با این که این گونه تبه کاری ها باید زشت و پلید نامیده شود، ولی نباید از آن برای شکست فلسفه ایستادگی و زیر پرسش بردن شورش سود جست.

بگذارید نخست کوتاه به بررسی دیدگاه روسیه و چین، کشورهای خاورمیانه و امپریالیسم امریکا و اروپا در باره ی جنگ کنونی اسراییل علیه مردم فلسطین بپردازیم. در دنباله نوشته به این می پردازیم که جنبش کنونی رهایی بخش فلسطین، یک جنبش تروریستی نیست و نمی توان حق بودن آن را با انگ زدن “اسلام سیاسی” زیر پرسش برد. در پایان ما نگاهی به دیدگاه اپوزیسیون ”چپ” و راست در باره ی نقش جمهوری اسلامی در این روی دادها خواهیم داشت.

چین و روسیه در برابر جهان یک قطبی

جمهوری خلق چین و روسیه جنگ اسراییل علیه خلق فلسطین را بخشی از تلاش امپریالیسم برای نگه داشت سرکردگی جهانی خود می دانند. وزیر خارجه روسیه، لاوروف گفت که آمریکا همیشه امنیت ملی خود را به شرایط خاورمیانه پیوند می زند. اگر این درست باشد، آن‌ها باید برای برپایی یک کشور فلسطین بر پایه تصمیم‌های سازمان ملل پافشاری می کردند، ولی آن ها در رویاهای شیدایی چیرگی بر جهان هستند که البته برای پیاده کردن آن ها برنامه‌هایی هم  دارند. وزیر خارجه روسیه گفت که ناتو دیگر یک اتحاد دفاعی نیست. ناتو خود می گوید که سرنوشت یورو آتلانتیک با امنیت در منطقه هند و اقیانوسیه، گره خورده است . این نشان می دهد که ان ها برای نیرومند کردن جای گاه جهانی خود برنامه دارند.

وی درباره نقشه اسراییل برای نابود کردن جنبش حماس نیز گفت که درگیری در خاورمیانه آغاز شد. یک یورش که کسی نمی تواند آن را بپذیرد علیه اسراییل انجام شد و اسراییل هم اکنون آشکارا با زیر پا گذاشتن حقوق بین‌الملل می خواهد حماس را نابود کند. ولی نابودی حماس بدون نابودی غزه که مردم آن غیرنظامی هستند، شدنی نیست. سرگئی لاوروف گفت که اتحاد جماهیر شوروی به برپایی دو دولت در پایان دهه ۱۹۴۰ رای داد. اسراییل ساخته شد، ولی دولت فلسطین به دلیل های گوناگون هرگز برپا نشد.

ولادیمیر پوتین هم چنین گفت که اسراییل نباید از تاکتیک‌های نازی در شهربندی (محاصره) لنینگراد در جنگ جهانی دوم علیه مردم غزه سود جوید.

چین مانند روسیه از راه‌ حل دو کشوری پشتیبانی می‌کند که در آن فلسطین یکی از این دو کشور مستقل است. در ۱۳ اکتبر، وانگ یی، وزیر امور خارجه چین گفت که چین هر گونه کنشی که به غیرنظامیان آسیب می رساند، را درست نمی داند. ولی اسراییل تضمین هایی برای ماندگاری خود دارد، چه کسی در اندیشه ی ماندگاری فلسطینی ها خواهد بود؟ ملت یهود دیگر در جهان بی خانمان نیست، اما چه زمانی ملت فلسطین به خانه خود بر خواهد گشت؟ وانگ یی گفت که ملت فلسطین ۵۶  سال است که زیر ستم خپه کننده بوده است.

چین و روسیه بارها خواستار آتش‌بس شده اند، ولی امپریالیسم سه گانه امریکا، اروپا و ژاپن به آن رای نداد.

کشورهای واپس گرای خاورمیانه و سرکردگی جهان اسلام 

نباید از یاد برد که در جنبش رهایی بخش فلسطین، نیروی هنگفتی نهفته است که همه ی رژیم های واپس گرایای خاورمیانه خواهان به دست گرفتن رهبری آن هستند. جنبش فلسطین از پشتیبانی بی دریغ، گسترده و ژرفی میان خلق های خاورمیانه و کشورهای مسلمان برخوردار است که حتا برخی از رهبران دست نشانده نیز به ناگزیر باید در برابر آن گوش شنوایی داشته باشند.

هیچ تردیدی نیست که فرمان روایان واپس گرایای خاورمیانه از جنبش فلسطین برای نقشه های خود برای رهبری جهان اسلام سود می جویند. عربستان، اردن، مصر و امارت از یک سو، ترکیه و قطر از سوی دیگر، جمهوری اسلامی، سوریه و لبنان از سوی سوم، هر کدام به شیوه خود به دنبال در دست گیری رهبری جنبش رهایی بخش فلسطین هستند. گزارش های فراوانی در دست است که برخی از رهبران حماس در ترکیه و قطر یک زندگی بی درد و سر و با رفاه دارند. برخی از سران حماس حتا گذرنامه ترکیه ای دارند. به دین گونه، تنها جمهوری اسلامی نیست که از ان ها برای نقشه های برون مرزی خود بهره برداری می کند.

دسته عربستان بیشتر خواهان نیرومند کردن “ساف” است و دسته دوم و سوم به دنبال پشتیبانی بیش تر از حماس هستند.  سیاست‌های برون مرزی همه ی این کشورهای واپس گرا بر پایه افزایش برخوردها و تنش‌های بسیار خطرناک است، تا آن ها بتوانند از آب گل آلود ماهی بگیرند. این رهبران واپس گرا برای سرکردگی جهان اسلام، از لاف زنی و گنده گویی سود می جویند.

اردوغان گفت که گناه کُشتار مردم غزه بر دوش اروپا و امریکا است. همه آنچه در غزه می‌گذرد، کار غرب است. اسراییل بدون پشتیبانی غرب هیچ گامی نمی تواند بردارد و بدون پشتیبانی آن ها سه روزه  فرو خواهد پاشید. وی در باره ی رای مجمع عمومی سازمان ملل علیه رژیم صهیونیستی گفت که اسراییل در دنیا  تنها شده است. اردوغان گفت که «اسراییل تبه کار جنگی است». رئیس جمهور ترکیه با انتقاد از غرب گفت که غربی ها درباره جنگ اوکراین بسیار ناخرسند بودند، ولی  درباره غزه هیچ واکنشی ندارند، وی گفت: ای غرب تو به دنبال جنگ صلیبی تازه ای هستی؟

تمیم بن حمد بن خلیفه آل ثانی، امیر قطر نیز رخ دادهای غزه را گواه سیاست‌های دوگانه  کشورهای غربی دانست و گفت که کشورهای خاورمیانه و کشورهای اسلامی می‌توانند با یگانگی ماشین جنگی رژیم صهیونیستی را از کار بیندازند. امیر قطر با پافشاری بر پشتیبانی کشورش از حقوق ملت فلسطین گفت که اسراییل همه قانون های  بین‌المللی و چارچوب‌های انسانی را زیر پا گذاشته است و ترسی از انجام کُشتار تبه کارانه ندارد.

وزارت امور خارجه عربستان سعودی گفت که این کشور یورش زمینی اسراییل را محکوم می‌کند و عربستان سعودی به زیر پا گذاشتن قانون های بین‌المللی «علیه فلسطینی‌های برادر» هشدار می‌دهد. دیکتاتور مصر و پادشاه اردن نیز به همراه عربستان سعودی یورش اسراییل به مردم بی گناه غزه را محکوم کردند.      

رژیم با همه ی گنده گویی های خود، ولی در سخنان خود در باره ی این روی داد به لاف زنی بسنده کرد و با خویشتن داری رفتار کرد. رهبران جمهوری اسلامی از آمریکا می خواهند که جلوی اسراییل را بگیرد. آن ها به هشدار دادن بسنده کرده اند و می گویند اگر چنان چه این بمباران ها پایان نیابد، مسلمان ها و “نیروهای مقاومت” بی‌تاب می شوند، کسی جلوی این ها را دیگر نمی‌تواند بگیرد. کاربرد شعار نابودی اسراییل جمهوری اسلامی، برای سرکوب نیروهای درون مرزی و دست یابی به سرکردگی دنیای اسلام است.

روزنامه “هم میهن” نوشت که “هر کسی که صادقانه علیه اسراییل موضع بگیرد، منطقاً نمی‌تواند در داخل کشور ارزش‌هایی مغایر با ظلم‌ستیزی و نفی نابرابری و رفع تبعیض اتخاذ کند.” با این روی، این روزنامه در باره ی خویشتن داری جمهوری اسلامی نوشت که “سخنان اخیر وزیر امورخارجه در نشست اضطراری سازمان ملل نشانه‌ای از این برداشت است که از این ادبیات حقوقی و مستدل و قابل‌فهم در مناسبات بین‌الملل باید استقبال کرد.”

راستش این است که هیچ کشور مسلمان خاورمیانه خواست و توان درگیری رودررو با اسراییل را ندارد. بر پایه روشن گری های دانش مند هسته ای اسراییل وانونو (Vanunu) ، اسراییل میان ۷۰ تا ۴۰۰ بمب هسته‌ای دارد. اسراییل با موشک های هسته ای خود و موشک های جریکو I (Jericho) و جریکو II با برد ۱۲۰۰  و ۱۸۰۰ کیلومتری می تواند همه ی کشورهای خاورمیانه و فراتر از آن را بمباران کند. رژیم به خوبی می داند که جنگ با کشوری که دارای  کلاهک هسته ای هست، به نابودی آن خواهد انجامید.

به دین گونه اسراییل می دانست که رهبران حماس در ترکیه چه می گویند و چه می کنند؛ اسراییل با یاری سردمداران قطر این را هم می دانست که رهبران حماس چه هنگامی یک موشکی به سوی اسراییل پرتاب می کنند. اسراییل این را هم می دانست که رهبران جمهوری اسلامی، اگر چه بر پایه های ایدولوژیک خود خواهان نابودی اسراییل هستند، ولی “دو صد گفته، چو یک کردار نیست”.

امپریالیسم جهانی و استانداردهای دوگانه

ایالات متحده آمریکا با پشتیبانی از تبه کاری جنگی بر علیه غیر نظامیان در غزه روغن بر روی آتش جنگ می پاشد. ایالات متحده و کشورهای اروپایی می توانستند با فشار بر اسراییل، آن را وادار کنند که با ارج مندی به قانون های بین المللی، با فلسطینی ها مدارا کند و درهای گفت و گو در باره ی صلح را بگشاید. آن ها ولی یا وابسته به بورژوازی صهیونیستی هستند و یا به دنبال شکار رای از گروه های یهودی.

امپریالیسم امریکا با همه ی آدم کُشی های آشکار اسراییل، افزون بر کمک های سالیانه ۴ میلیارد دلاری،  ۱۴ میلیارد دلار دیگر هم برای کمک جنگی به اسراییل خواهد فرستاد. اتحادیه اروپا سخن از کمک های “انسان دوستانه” به غزه و راه روهای کمک رسانی می گوید، نه از آتش بس و پایان جنگ. رسانه های غربی بیش از ۱.۵ سال از حق اوکرایین هایی برای کاربرد نوترین جنگ افزارهای جهان امپریالیسم نوشته اند، ولی امروز با پشتیبانی بی چون و چرا از اسراییل، با روی کرد و نگرشی بسیار فریب کارانه جنبش رهایی بخش فلسطین را با تروریسم یک سان می دانند.

 رهبران اروپایی سیاست های کلان امپریالیسم امریکا را می پذیرند و بیش تر از حق اسراییل برای دفاع از خود می گویند، تا خلق کُشی آن. کار به دان جا کشیده است که یون بلارا ( Ione Belarra) وزیر حقوق اجتماعی اسپانیا گفت که اروپا تاوان این ریاکاری را خواهد پرداخت. وی پشتیبانی اتحادیه اروپا از کُشتار اسراییل را به سود منافع ایالات متحده و دولت اسراییل دانست و بمباران غزه از سوی اسراییل را “نسل کُشی برنامه ریزی شده” اسراییل خواند.

بسیاری از کشورهای اروپایی دموکرات به بهانه های گوناگون اجازه راهپیمایی برای پشتیبانی از جنبش فلسطین را نمی دهند. در نمایشگاه کتاب فرانکفورت جشن برنامه ریزی شده برای “عدنیه شبلی” نویسنده فلسطینی برگزار نشد. حزب دموکرات مسیحی و سوسیال مسیحی آلمان خواستار دست گیری شرکت کنندگان راه پیمایی ضد اسراییلی شدند. وزیر خارجه آلمان خواستار بیرون کردن هواداران  حماس از آلمان شد.

وارونه آن چه که آمریکا با دادن پول و فشار سیاسی امید داشت، امروز جامعه جهانی با سیاست های آمریکا در خاورمیانه به ویژه پشتیبانی از کُشتن فلسطینی ها از سوی اسراییل ناسازگار است و به آن پشت کرده است. ۱۲۰ کشور به آتش بس رای مثبت دادند و تنها اسراییل، امریکا و چند جزیره کوچک پیشنهاد آتش بس را نپذیرفتند. آفریقای جنوبی، الجزایر، تونس، و دیگر عضوهای اتحادیه عرب بر همبستگی خود با مردم فلسطین پافشاری کرده اند.

جنبش رهایی بخش فلسطین، تروریست نیست

اسراییل از روز آغاز یورش ددمنشانه خود به مردم غزه ، خواست این گفتمان را گسترش دهد و پخش کند که این دو کشور نیستند که با هم در جنگند، بل که اسراییل در جنگ با یک سازمان تروریستی است. و برای همین اسراییل حق دارد که دشمن های تروریست خود را نابود کند و از سر راه بردارد. با همه ی تلاش های امپریالیسم برای تروریست خواندن حماس، کشورهای فراوانی این سخن را نمی پذیرند.

روسیه حماس را بخشی از جامعه فلسطین می داند که نمی توان آن را از نشست ها و گفت و گو در باره ی صلح بیرون کرد. در چند روز گذشته هم روسیه میزبان حماس در مسکو بود، تا در باره ی  چگونگی چاره جویی در باره ی چالش فلسطین با آن گفت و گو کند. روسیه و چین با وتو خود نگذاشتند که شورای امنیت سازمان ملل یورش فلسطینی ها به اسراییل را محکوم کند

دو کشور عضو ناتو، یعنی ترکیه و نروژ هم گروه حماس را یک گروه تروریست نمی دانند. اردوغان دوبار گفت که حماس یک سازمان تروریستی نیست، بل که یک جنبش رهایی بخش است. ۱۱ اکتبر ۲۰۲۳، نخست وزیر نروژ، یوناس گهر استور و وزیر امور خارجه آنیکن هویتفلد، هر دو از حزب کارگر، نخواستند که گروه فلسطینی ستیزه جویانه حماس را “یک سازمان تروریستی” بخوانند. سازمان رسانه ای بریتانیایی، BBC هم با این که زیر فشارهای دولت انگلیس است، از تروریست خواندن حماس خودداری می کند. به همین گونه، کشورهای دیگری مانند قطر، ایران، ونزولا، جمهوری دموکراتیک خلق کره وووو این سخن را درست نمی دانند.

سازمان حماس با همه ی ویژگی های خود که تهی از باورهای واپس گرای مذهبی نیست، به سادگی نابود نخواهد شد. حماس از سوی آسمان به سوی نوار غزه پرتاب نشده است، بل که بر آیند منطقی روی دادهایی است که پیش از بنیان گزاری آن فراهم شده بود. حماس، سازمان اسلام گرای فلسطینی در سال ۱۹۸۸ بنیان گزاری شد. هنگامی که سراسر دست گاه دیوان سالاری آلوده فتح (سازمان آزادی بخش فلسطین)- ساف- در روند فروپاشی بود و پس از دیدار رونالد ریگان ضد کمونیست و هوادار بی چون و چرای صهیونیسم با دبیرکل ضد کمونیست حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی در مسکو، گروه های مارکسیستی فلسطین در تلاش یافتن راه برون رفت از چالش های ایدولوژیک خود بودند.

سال ها است که جنبش سوسیالیستی در کشورهای عربی اگر نگوییم ناتوان، بی تردید کم توان شده است. حتا رهبری بهار عربی در مصر در دست واپس گرایان اخوان المسلمین بوده است. این سازمان بر بستر سیاست سرسپردگی سیاست مداران کلیدی فلسطینی و زمینه‌های ناامیدی مردم آفریده شد. یک مارکسیست باید بداند که با همه ی تلاش هایی که فرمان روایان برای ساختن سازمان های دست آموز انجام می دهند، تا زمانی که شرایط زور، ستم، خوار کردن، کُشتن فلسطینی ها پا برجا هست، سازمان هایی مانند حماس نیز خاک پربار برای نمو خواهند داشت.

اگر حماس دیدگاه واپس گرایانه دارد؛ اگر حماس آن چنان راه های ازادی را بسته می بیند که دست به انجام یورش های ضدانسانی و کورکورانه می زند، برای این است که شرایط دردناک، آشفته، گرسنگی، تشنگی، آوارگی، پریشان روانی، زاینده چنین سازمان هایی می شود. در یک زندان رو باز که زندانیان روزانه زخمی، شکنجه، کُشته و خوار می شوند، نمی توان امید به زاییده شدن یک گروه دموکرات داشت که با دست کش های زرین به نبرد علیه ستم گران صهیونیستی بپردازد

سیاست‌های نژادپرستانه و ستم گرایانه اسراییل که شب و روز در ۷۵ سال گذشته هدفی فرای آواره کردن، کُشتن و زخمی و زندانی کردن مردم رنج‌دیده فلسطین نداشته است، را نمی توان هم سنگ واپس گرایی های حماس دانست و به یک سان آن ها را گناه کار دانست. نمی توان راست آدم کُش واپس گرای اسراییلی را با واپس گرایان فلسطینی که جان برای آزادی مردم و کشور خود می دهند برابر دانست، زیرا این یک نبرد برابر نیست، هم سنجی این دو با هم بسیار نادرست است.

ما در گذشته در باره ی جنبش های رهایی بخش این گونه داوری نمی کردیم. ارتش جمهوری خواه ایرلند (IRA) هنگامی که در جنگ با امپریالیسم بریتانیا بود، در جاهای گوناگون انگلیس به انجام کارهای کورکورانه می پرداخت که انسان های بی گناه را می کُشت، ولی ما هیچ گاه آن ها را برای انجام این گونه تبه کاری ها، یک سازمان تروریستی نمی خواندیم. پایه های ایدولوژیک آن ها هم به روی باورهای مذهبی کاتولیک ساخته شده بود، ولی ما آن ها را به دلیل واپس گرایی دینی تروریست نمی خواندیم. ما هیچ گاه سازمان آزادی بخش فلسطین را نیز، برای انجام کارهای نابخردانه و یورش به ورزش کارهای بی گناه، یک سازمان تروریستی نخواندیم. 

تردیدی نیست که در زمان خود، امپریالیسم و بورژوازی اسراییل به پایه گزاری حماس روی خوش نشان دادند. و در این اندیشه بودند که می توان از این سازمان، برای کم توان کردن سازمان آزادی بخش فلسطین سود جست، ولی هم اکنون بسیار از این کار خود پشیمان هستند.

هنگام سرکوب گسترده و بسته شدن همه ی دریچه های امید، همه ی جنبش های رهایی بخش جهان، مانند جنبش رهایی بخش فلسطین به سوی رادیکال شدن می روند. این روند را ما پس از کودتای ۲۸ مرداد سیا که محمدرضا را بر سر کار گذاشت، هم دیدیم. دیری نپایید که ما نوچ زدن جنبش های چریکی را از زمین خشکیده ایستادگی دیدیم. سرکوب شبانه روزی، خوار کردن مردم، جلوگیری از رفت و آمد آزادانه مردم از سوی اسراییل، زمینه را برای جنبش های رادیکال آماده کرد. حماس نمو کرد، گسترش یافت، زیرا جهان مردم فلسطین را فراموش کرد.  

آن هایی که در جنبش ایستادگی فلسطین، تنها “اسلام سیاسی” را می بینند، یادشان می رود که سوی نیرومند این جنبش به گفته رفیق طبری، نیروهای بالنده مردمی هستند. مردم فلسطین نیروی های بالنده ای هستند که یک سوی پرتوان پیکار رهایی بخش هستند. اگر جامعه جهانی با یک برنامه درست برای برپایی “دو دولت- دو کشور” گام به پهنه چاره جویی بگذارد، حماس چه بخواهد و چه نخواهد، به ناگزیر آن را خواهد پذیرفت، زیرا نیروهای بالنده مردمی حماس را به سازش در آن زمان وا می دارند.

اپوزیسیون در باره ی نقش جمهوری اسلامی در خیزش فلسطین

کمونیست ها برای نبرد خود علیه جمهوری اسلامی، نیازی به بدتر نشان دادن آن، از آن چه که هست، ندارند. ما نیازی نداریم که برای درست دانستن نبرد خود علیه یک رژیم سراسر ضدکارگری که ددمنشانه ترین شیوه نئولیبرالیستی سرمایه داری را پیاده می کند و هر ندای آزادی خواهی را با سرب گلوله پاسخ می دهد، آن را برای خرسندی اسراییل، برنامه ریز یورش حماس به اسراییل بدانیم.

نیروهای راست برای پاشیدن تاریکی به روی ستارگان حقیقت ساخته شده اند. ان ها به خوبی از سرشت سخنان خود آگاه هستند و با پیوند زدن سیاست برون مرزی واپس گرای جمهوری اسلامی به خیزش خلق فلسطین، زمینه را برای بهانه راست گرایان واپس گرای اسراییل برای ارزیابی یورش به ایران را فراهم می کنند. حتا بالاترین سیاست مداران امریکا، رییس جمهوری و وزیر خارجه آن گفتند، هیچ نشانی از دست داشتن جمهوری اسلامی در این کار در دست ندارند و دولت امریکا دلیلی بر درستی این سخن نیافته‌است. جمهوری اسلامی هم خود بارها گفته است که آن‌هایی که ”ایران اسلامی را پشت این حرکت معرّفی می کنند؛ اشتباه می کنند.” در این میان تنها راست گرایان واپسگرای اسراییل، نیروهای راست در اپوزیسیون و برخی از ”چپ” های کم خرد، به این دروغ دامن می زنند و حتا می نویسند که “یکی از متهمین اصلی این کُشتار وحشتناک، جمهوری اسلامی ایران است.”

نیروهای راست اپوزیسیون که هیچ پای گاهی در میان مردم میهن ما ندارند، می خواهند با انگیزه دادن به شاهین های جنگی اسراییل برای یورش به میهن ما، تاج و تخت خود را پس گیرند. ما بارها گفته ایم که توده های در رنج، خلق های زیر ستم، طبقه کارگر و ازادی خواهان نیازی به دست یازی اسراییل برای گذر از خودکامگی جمهوری اسلامی سرمایه داری ندارند؛ دست های پرتوان و مغزهای اندیش مند آن ها زمینه های آزادی را خود فراهم خواهد کرد.

آن هایی که با اندیشه ”چپ” جمهوری اسلامی را انگیزه دهنده و سازمان گر یورش فلسطینی ها به دهکده های اسراییلی می دانند، ناخواسته به دو گونه آب در آسیاب اسراییل می ریزند.

یک- جنبش خلق فلسطین را یک جنبش تروریستی می خوانند.

دو- با پیوند زدن جمهوری اسلامی به این یورش به گفتمان نیروهای راست واپس گرای اسراییلی کمک می کنند.

راستش این است که خلق فلسطین در این خیزش ها، چیزی فرای زنجیرهای پای خود را از دست نمی دهد. فلسطینی ها زندگی نمی کنند؛ آن ها بردگی می کنند. آب قطره قطره از سوی اسراییل به غزه سرازیر می شود؛ نان تکه تکه از سوی اسراییل به سوی غزه فرستاده می شود؛ دارو از سوی اسراییل بسته بسته به بیماران فلسطینی می رسد؛ همه ی رفت و آمد ها ، دید و بازدید ها زیر بازرسی سربازان تفنگ به دست و سنگ دل اسراییلی است؛ در برخی از بازرسی های مرزی چند سرباز ۱۸- ۲۰ ساله اسراییلی خدای نوار غزه هستند؛ آن ها هستند که راه کامیون خوراک را به غزه باز می کنند و یا برای ساعت ها می بندند؛ آن ها هستند که راه را برای گام گذاشتن پزشک برون مرزی به غزه را باز می کنند و یا می بندند؛ آن ها هستند که کمک های انسان دوستانه جهانیان را پشت مرزها روزها نگه می دارند. خواریی که یک فلسطینی با آن روبرو می شود، اگر بر سر تک تک ما می آمد، ما یا دیوانه می شدیم و یا آدم کُش؛ راه دیگری نیست.

آن هایی که می گویند که حماس این یورش را انجام داده است، تا جای گاه سیاسی خود را استوار کند، در نمی یابند که جنگ جویان حماس در غزه ، از نخستین کسانی هستند که در یورش های زمینی و هوایی و یا پس از دست گیری در زندان کُشته می شوند. آن هایی که این یورش را برای چوب لای چرخ گذاشتن در روند آشتی اسراییل و عربستان سعودی می دانند که از سوی جمهوری اسلامی انجام شد، در نمی یابند که اگر به راستی این چنین می بود، عربستان سعودی نه تنها از حماس پس از این یورش پشتیبانی نمی کرد، بل که آن را به ناسزا و دشنام هم می گرفت. راستش این است که خلق های در بند همیشه در درازنای تاریخ، راهی برای ایستادگی و ضربه زدن به دشمن می یابند. اسراییل نیاز دارد که دشمنی بزرگ تر از مردم گرسنه غزه را برنامه ریز این یورش بداند، چرا که از این همه سوراخ های امنیتی در مرزهای خود شرم گین و خشم گین است

”چپ” ها باید با تاریک اندیشی در هر کجا که پیاده شود، سری ناسازگار داشته باشند، ولی مانند همیشه باید به تحلیل مشخص از شرایط مشخص پرداخت. نبرد عمده خلق فلسطین، نبرد رهایی بخش علیه ستم گران و نژادپرستان اسراییلی است که کشورشان را به زور از آن ها گرفته است و آن ها را روزانه با تازیانه خاموش نگه می دارد. برخی گروه های ”چپ” هنگام برآورد کردن دست آوردهای فرمان دهی حماس در غزه، انگار با کشوری آزاد و مستقل روبرو هستند و نه با یک کشوری که از سوی زمین، آسمان و دریا پیوندی با جهان بیرون ندارد. آن ها با سخن گفتن از بیکاری، گرسنگی، پایین بودن تولید ناخالص ملی از حماس انتقاد می کنند. انگار این دسته یادشان رفته است که غزه یک کشور نیست، غزه یک زندان رو باز است. مگر کسی در باره ی زندان سنجش های تولید ناخالص ملی می گذارد؟؟!!

دولت صهیونیستی اسراییل به پاک‌سازی و اوارگی ۲ میلیون و ۳۰۰ هزار فلسطینی در غزه می پردازد و در برابر هر سه فلسطینی یک اسراییلی واپس گرا تفنگ به دست در کرانه باختری دارد. تنها در یک روز یک تک‌تیرانداز شهرک نشین اسراییلی ۸ تن از جوانان فلسطین را با تفنگ خود کُشت. راست های واپس گرای صهیونیستی با پشتیبانی امپریالیسم امریکا می خواهند که مردم کرانه باختری را به اردن و مردم غزه را به سینای مصر بفرستند و یا آن بخشی که از این دو جای فلسطینی مانده است را به اردن و مصر واگذار کنند. در چنین شرایط ناگوار اگر حماس واپس گرا نابود شود، بی تردید از خاکستر آن حماس دیگری بر می خیزد. خرده گیری ما از حماس باید در این زمینه مشخص گذاشته شود. در این شرایط ، ایستادگی دلاوارنه باید در کف ترازو بیش تر سنگینی کند، یا دیدگاه واپس گرای دینی آن ها؟ افزون بر این، حماس یک حماس نیست؛ رهبران حماس که در ترکیه و قطر، از روی ناچاری بازیچه ی دست این کشورهای واپس گرا شده اند، با فرزندان جنگ جوی غزه یک سان نیستند.

پایان سخن

پخش و گسترش این که اسراییل در جنگ با یک گروه تروریستی به نام حماس است، کمک به گفتمان اسراییل است. اسراییل با این که روزانه چندین صد فلسطینی را با خون سردی هم در کرانه باختری و هم در غزه می کُشد، به دنیا این گونه می گوید که با مردم فلسطین جنگی ندارد و در روند نبرد با یک سازمان تروریستی است.

کُشتن غیرنظامیان از سوی رزمندگان فلسطینی، اگر درست باشد، کار بسیار زشت و یک تبه کاری علیه انسانیت است، که نباید آن را پذیرفت. ولی اگر از این تبه کاری و کار نابخردانه که بگذریم، این یورش افسانه شکست ناپذیری نیروهای جنگی اسراییل را به چالش کشاند. واکنش اسراییل با کُشتار کور و بمباران دیوانه وار مردم بی گناه در غزه، برای موییدن برای کُشتگان و نجات گروگان ها نیست، بل که از دردی است که شکست پذیری آن را نشان داده است.

دل سنگی اسراییلی ها تا به دان جا دل انسان را به درد می آورد که دیبر کل سازمان ملل متحد که تا کنون همه ی دستور های امریکا را پیاده می کرد، دیگر توان دیدن این همه مردم آزاری را ندارد. آنتونیو گوترش، گفت که یورش حماس واکنش درد و رنج ۵۶ ساله مردم فلسطین است که روزانه سرکوب و خوار شده اند. دستگاه ها و بنگاه های دروغ پراکنی امپریالیسم با هم آهنگی شگفت انگیزی خواهان برکناری گوترش شدند.

برخی ها حتا از ”چپ” یادشان می رود که اسراییل یک نیروی سرکوب گر است که هر ساله صدها فلسطینی را می کُشد، سیستم آپارتاید را پیاده کرده است که حتا در آفریقای جنوبی هم نبود. ۲.۳ میلیون فلسطینی را در یک زندان باز در غزه نگه می دارد و ۳ میلیون دیگر فلسطینی را در کرانه باختری با پای زنجیر بسته زیر فرمان روایی سگ های هار تفنگ به دست رها کرده است. امپریالیسم امریکا و اروپا نه تنها چشم به روی این همه کُشتار آشکار از سوی اسراییل می بندند، بل که از دودمان کُشی اسراییل پشتیبانی هم می کنند.

مردم به جان آمده فلسطین در برابر این همه ستم، بی داد، آزار و شکنجه و خواری که نزدیک به یک سده به درازا کشیده است، به پا خاسته اند و دست به شورش و یورش زده اند. این ایستادگی دلیرانه یک جنبش تروریستی نیست و هیچ پیوندی با کشورهای واپس گرای خاورمیانه ندارد.

گروه های راست گرا برای واژگونی جمهوری اسلامی در کنار دولت اسراییل و علیه مردم فلسطین ایستاده اند؛ این سیاست به همان اندازه نادرست است که نیروهای ”چپ” برای کمک به فلسطین و نبرد ضدامپریالیستی در کنار جمهوری اسلامی بایستند.

”چپ” نباید با شعار “نابودی اسراییل” با واپس گرایان هم راه شود و نه با تروریست خواندن یک جنبش رهایی بخش “واقعن موجود” با امپریالیسم و دولت نژادپرست اسراییل هم سو شود. راه حل درست برای چالش فلسطین برپایی “دو دولت و دو کشور مستقل” با هم زیستی مسالمت آمیز است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *