🟤
در میان بورژوازی انگلی در حاکمیت، شکاف عمیقی درباره ادامه جنگ شکل گرفته است. جناح بورژوازی بوروکراتیک، به قیمت تسلیم، خواهان توافق با آمریکاست و حتی با توافقی شبیه به ونزوئلا هیچ مشکلی ندارد.
⚡️ عبدالکریم حسینزاده، معاون رئیسجمهور، گفته است: «تجویز تشدید درگیری و نفی مذاکره، همراه با بالا بردن انتظارات اقتصادی جامعه در شرایط جنگی، یک تناقض بنیادین است.»
🌪 او میپرسد: «در کجای تاریخ، کشوری که در خاک و مرزهای خود میجنگیده، همزمان به پویایی اقتصادی رسیده؟» اتحاد جماهیر شوروی در جنگ جهانی دوم، صنایع خود را به شرق منتقل کرد و تولید نظامی را افزایش داد. او تمام ناکارآمدی اقتصادی دولت و ضعف مدیریتی را تقصیر جنگ میداند.
🔥 او در دفاع از تفاهمنامهٔ اسلامآباد میپرسد: «اگر این تفاهم در مسیر منافع ملی ایران نبود، چرا بخش اعظمی از سیاستورزان آمریکا با آن مخالفت میکنند؟» این یک استدلال معیوب است. مخالفت آمریکاییها با یک توافق، لزوماً به این معنا نیست که آن توافق به نفع ایران است.
حسینزاده به ایراد عدم تقارن تعهدات پاسخ نمیدهد. در تفاهمنامهٔ اسلامآباد، ایران متعهد به اقدامات فوری میشد (مانند بازگشایی تنگه، توقف برخی فعالیتها)، در حالی که تعهدات اصلی آمریکا به مرحلهٔ «توافق نهایی» موکول میشد.
🎭 حسینزاده میگوید: «بعضی وقتها یک سری موضعگیریها … برای خودم هم سوال است… کسانی که ضدایرانیترین آدمها در آمریکا… همسویی ایجاد میشود با نظراتشان.» این جمله، یک برچسبزنی ضمنی است: منتقدان مذاکره، آگاهانه یا ناآگاهانه، در زمین دشمن بازی میکنند.
او از «وفاق» دفاع میکند. اما میگوید که کسانی که با تفاهمنامه مخالفند، در دایرهٔ وفاق قرار نمیگیرند.
🌱 او با انحصارگرایی و فیلترینگ مخالفت میکند: «وقتی فیلترینگ میکنی، علناً دست خودت را از اطلاعرسانی درست و رقابت رسانهای به عقب میاندازی.» اما او این نقد را در چارچوب منافع راهبردی نظام مطرح میکند، نه در چارچوب حقوق شهروندی.


دیدگاهتان را بنویسید