یکی از بزرگترین دروغ های زمان ما این است که که بورژوازی مولد با پیوند خود با بورژوازی جهانی نئولیبرالیستی آزادی را به ارمغان می آورد. مارکسیسم اما بدون نفی کردن محاسن آزادی های بورژوازی مجذوب پوسته ظاهری این هیولای زیبا پوش نمی شود و فهم و درک سودجویانه و عمل گرایانه بورژوازی از مفهوم آزادی همچون بازار آزاد، خرید و فروش آزاد کار و غیره را برای توده ها آشکار می کند و به بار طبقاتی نهان در این مفهوم می پردازد.
زحمتکشان ما نه تنها از روزنه های کوچک آزادی که این دسته یا آن دسته زیر فشار مردم مجبور به ایجادآن شد، بهره یی نگرفته اند، و از شیرینی ادعایی رشد اقتصادی چیزی نچشیده اند، بلکه طعم تلخ استثمار و نابرابری را همواره در دهان حس می کنند.
سرمایه گزاری کردن به روی دموکراسی خواهی بخشی از حاکمیت نه نتها ما را به بی عملی وادار می کند، بلکه ما با استفاده از وجهه سیاسی خود به تطهیر رسوایی مجموعه رژیم در مقابل توده ها می پردازیم. به علاوه تجربه ترکیه به روشنی نشان داد که هم دموکراسی وهم رشد اقتصادی بدون جابجایی طبقاتی در ساختار اقتصادی جامعه بسیار شکننده است.
حداقل وفاداری یک نظام سرمایه داری به دموکراسی، آزادی بدون شرط حزب طبقه کارگر است. کشوری که در آن حزب واقعی طبقه کارگر آزاد نیست، یک کشور آزاد نیست. حزب طبقه کارگر، نه تنها برای سازماندهی نبرد طبقاتی، بلکه برای شکوفایی فرهنگ و بالا بردن سطح آگاهی عمومی جامعه لازم است.
دیدگاهتان را بنویسید