
دستگاه تبلیغاتی سرمایه داری، دوست دارد که ایدولوژی بورژوازی را به نگرش عمومی جامعه تبدیل کند. با این همه می داند که مردم چنان تشنه عدالت اجتماعی هستند و سرمایه داری در مجموع آن چنان شکاف طبقاتی و نابرابری اقتصادی- اجتماعی را در جامعه بزرگ می کند که دشوار است که بتوان طرفداران عدالت اجتماعی را به سوی ایدولوژی بورژوازی کشاند. با این همه، دستگاه ایدولوژیک بورژوازی مایوس نمی شود. این دستگاه سوسیال دموکراسی اسکاندیناوی را بهشت برین تشنگان عدالت اجتماعی می کند.
بدین گونه، انسان های شرافتمندی بدون در نظر گرفتن سطح نازل نیروهای مولده، بنیاد ضعیف صنعتی، رشد ناموزون سرمایه داری، عدم سنت دموکراسی و اتحادیه های کارگری ضعیف و شرایط تاریخی در کشور ما از سیستم رفاهی کشورهای اسکاندیناوی و برقراری اقتصاد سوسیال دموکراسی برای میهن ما الگو برداری می کنند.
بورژوازی زیر فشار نیروهای سوسیالیست و دموکراتیک به ناگزیر در برخی از کشورها امتیازهای اقتصادی به طبقه کارگر داد تا جلوی پیش رفت جنبش کمونیستی را بگیرد. پس از پیروزی ضدانقلاب در ارودگاه سوسیالیسم، امپریالیسم هم دیگر نیازی به ویترین “دولت رفاه” در اسکاندیناوی ندارد. برای همین، دستاوردهای جنبش کارگری و جنبش صلح در این کشورها آرام آرام از بین می رود. شکافت طبقاتی بزرگ تر می شود و خصوصی سازی بخش دولتی آرام آرام گسترش می یابد.
در سیاست خارجی هم با این که بعضی از کشورهای اسکاندیناوی، مانند سوئد و فنلاند عضو ناتو نبودند و کشورهایی مانند دانمارک و نروژ که عضو ناتو بودند، به ظاهر زیر فشار جنبش صلح نیرومند در درون این کشورها نقش میانجی گری را میان “شرق و غرب” در دوران جنگ سرد بازی می کردند، ولی همیشه ضد کمونیست و همکار صادق امپریالیسم بودند. دو نخست وزیر سابق اسکاندیناوی ۱۶ سال رهبری پیمان تجاوزکار ناتو را در دست داشته اند.

دیدگاهتان را بنویسید