در ساختار اقتصادی و سیاسی ایران، تضاد میان لایههای بورژوازی نقش مهمی در سیاستها به ویژه در سیاست برونمرزی بازی میکند. بورژوازی نظامی دربرگیرنده نظامیها و امنیتی ها که به سرمایه هنگفت اقتصادی دسترسی پیدا کرده از تنشها و درگیریهای منطقهای سود میبرد. از سوی دیگر، بورژوازی بوروکراتیک کسانی که در ساختار دولتی و اداری نفوذ داشته و با جایگاه دولتی، پیمانها ، خصوصی سازی و رانتهای اقتصادی به منافع خود دست مییابند. این گروه به دلیل وابستگی به روابط بینالمللی و نیاز به دادوستد با اقتصاد جهانی، خواهان کاهش تنشها و سازش با ایالات متحده است.
بورژوازی نظامی از درگیری با آمریکا سود میبرد؛ چراکه این رویارویی، ابزار سرکوب در درون و گسترش کنترل اقتصادی آنها را فراهم میکند. بورژوازی بوروکراتیک تلاش میکند که با گفتوگو با آمریکا، تحریمها را کاهش دهد و با بورژوازی غربی پیوند بخورد. اما این لایه نیز بخشی از نظام سرمایهداری فرمانروا است و به بهرهکشی کارگران و رانتخواری میپردازد. این تضاد هیچگاه ستیزهجویانه و آشتیناپذیر نبودهاست و نخواهد شد. بیگمان بورژوازی بوروکراتیک و مالی میخواهند که تنش و ماجراجویی در سیاست برونمرزی را افسار بزنند. ولی این خواست به آن اندازه بزرگ نیست که این لایهها برای سرنگونی ولایت فقیه بخواهند نظام سرمایهداری را به خطر بیندازند.
ناسازگاری منافع میان بورژوازی نظامی و بورژوازی بوروکراتیک بازتابی از تضادهای کلاسیک در تحلیل مارکسیستی است، جایی که بورژوازی نظامی با دنبال کردن درگیری بهره میبرد، همزمان بورژوازی بوروکراتیک به دنبال راهحلهایی برای استواری و منافع بلندمدت خود با سازش است.
بورژوازی نظامی و بازرگانی خواستار تنش با امریکا هستند، ولی به آن اندازه دیوانه نیستند که خطر جنگ را بپذیرند و ایران و مردم ما را به همراه خود نابود کنند. برای همین همیشه در تلاش هستند که امریکا را آرام نگه دارند ولی به شرایط صلحآمیزی هم نرسند.


دیدگاهتان را بنویسید