رویارویی اندیشه‌ها، شرط پختگی

image_printچاپ

🧠

🍷 حقیقت آن است که تکیه بر «دموکراسی پارلمانی» برای دگرگونی شرایط، شراب کهنه‌ای است که این روزها در جام‌های نو ریخته می‌شود. چنین راهکارهایی راه چارهٔ تازه‌ای برای بیرون شدن از بن‌بست کنونی به دست نمی‌دهند. چاره‌جویی‌های پارلمانی و اصلاحی، از همان روزهای زایش جنبش کارگری تا همین امروز، بارها مرده‌اند و زنده شده‌اند. ریشهٔ این گونه نگاه را باید در سوسیال دموکراسی آلمان، آن هم در سال‌های پایانی سدهٔ نوزدهم، جست‌وجو کرد.

⚔️ کشمکش اندیشه‌ای میان سوسیال دموکراسی و کمونیسم انقلابی، سرگذشتی پرفراز و نشیب دارد. از همان روزی که اندیشمندان تاریخ نوین بشری به آزادی و برابری اندیشیدند و به این باور رسیدند که توده‌ها توان دگرگونی بنیادهای اقتصادی و اجتماعی را دارند، ناسازگاری دیدگاه‌ها دربارهٔ شیوهٔ این دگرگونی نیز پا به دنیا گذاشت. برای آنکه مرز میان اندیشهٔ انقلابی و اندیشهٔ سوسیال دموکراسی را برای توده‌ها روشن کنیم، باید گذشتهٔ تاریخی این دو دیدگاه را در جنبش کارگری واکاوی کنیم و نشان دهیم که این سخن‌ها تازگی ندارند.

📖 از همان آغاز جنبش سوسیالیستی و برابری‌خواهی، آن‌هایی که می‌خواستند جهانی بهتر بسازند و ساختار اقتصادی-اجتماعی را دست‌ساختهٔ خدا نمی‌دانستند، سرگرم اندیشیدن دربارهٔ دو پرسش بنیادین بودند. پرسش نخست این بود که ساختار اقتصادی و اجتماعی جامعه را چگونه می‌توان دگرگون کرد. پرسش دوم این بود که این دگرگونی‌ها باید در کجا و از چه نقطه‌ای آغاز شود. بدون پاسخ به این دو پرسش، هیچ رهایی‌ای در کار نخواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *