سخن روز شماره ۱
۸ فروردین ۱۳۹۹، ۲۸ مارس ۲۰۲۰
جهان با پیامدهای اپیدمی کرونا در وضعی تغییر یافته قرار گرفته است که توسط نظریه پردازان ایرانی و خارجیِ بسیاری و با برداشتهای اقتصاد- اجتماعی گوناگون در رسانهها به توضیح آن پرداخته اند و می پردازند. برای نمونه در اخبارروز امروز (۲۷ فروردین ۱۳۹۹) مقالهای از دیوید هاروی در این زمینه انتشار یافته است که در تودهای ها بازانتشار یافت. هدف سخن امروز کنونی انتقال این نوشتارها و یا ابرازنظر مشابه درباره اپیدمی کرونا نیست.
هدف توجه به وظیفهای است که در شرایط کنونی در برابر کمونیستها در جهان و ما تودهای ها در ایران قرار دارد.
این وظیفه عبارت است از ممانعت بعمل آوردن از موفقیت کوشش ضد انسانی نظام سرمایه داری به منظور سرازیر کردن پیامدها و بار این اپیدمی به دوش زحمتکشان است.
این وظیفه در ایران، تنها با درک مبرمیت گذار از دیکتاتوری ولایی به منظور تحقق بخشیدن به هدفهای ملی- دمکراتیک در مرحله ی کنونی در ایران تحقق پذیر است که تنها با جهت گیری ترقی خواهانه تغییرات بنیادین ممکن خواهد شد.
گروه کمونیستی در حزب چپ آلمان، در بیانیه ای این نکته را برای شرایط کشور امپریالیستی آلمان می شکافد و توضیح می دهد. آنها به نکته ی پراهمیتی اشاره دارند که آن را «توانایی جامعه بورژوازی» می نامند که عبارت است از «بهره گیری از این وضع اسفناک برای ابزارسازی آن به سود منافع سرمایه و از کار انداختن دمکراسی بورژوایی در سایه بحران ایجاد شده».
دیوید هاروی در مقاله ی پیش گفته خود در اخبارروز، این وجه از واقعیت را در ایالات متحده ی آمریکا به تفصیل برمی شمرد. برخلاف موضع گیری گروه کمونیستی در حزب چپ آلمان ولی خواستار صریح و شفاف مبارزه برای ممانعت از این برنامه طبقات حاکم در سرمایه داری نمی شود. او اشاره میکند که این هدف با گام هایی به مراتب بلندتر از آنچه برنی ساندرز خواستار آن است، ممکن می گردد.
رفقای پیش گفته در آلمان با نقل نظر «ارزش زدایی» از مارکس که طبقات حاکم آن را در شرایط بحرانی در «سطحی تاکنون بی سابقه» به مورد اجرا میگذارند و تجربه می اندوزند، توجه را به این نکته جلب میکنند که «فقیرترین لایه ها در در کشورهای اصلی سرمایه داری در پایان بی نواتر و فقیرتر خواهند بود». آنها تردید دارند که در پایان اثری از «لایه های میانی در جامعه سرمایه داری» وجود داشته باشد. این رفقا ازجمله به نابودی شرایط بهداست و تأمین سلامتی در آلمان اشاره دارند که نارسایی خود را در این بحران به وضوح نشان داده است.
آنها ازجمله نگرانی از تعمیق نابسامانی در ادامه روند خصوصی سازی- پول سازانه بخش پزشکی- درمانی را در آلمان برجسته می سازند. با نقل سخن «رئیس شرکت سود برای سرمایه»، هندریک لئبر، این رفقا نگرانیِ خود را از وضع بحرانی در شرایط بحرانی کنونی در آلمان مستدل می سازند. آقای لئبر در همین ماه مارس در نشریه فوکوس می نویسد: «من خطاب به گروه خود گفتم: بگذار به شکار برویم! زیرا امکان های عالی بسیار در راه است!»
گروه کمونیستی در حزب چپ آلمان سپس به نتیجهگیری میپردازد و می گوید: «مارکسیست ها این شرایط را چنین توضیح می دهند: در بحران انباشت سرمایه تشدید می شود. سرمایه .. پیامد این فروریز (کراش) را بر دوش مزد بگیرانی که تنها امکان فروش نیروی کار خود را برای گذران زندگی دارا هستند از این طریق سرازیر میکند که آنها دیگر حتی امکان فروش نیروی کار خود را از دست می دهند.»
این رفقا به درستی در پایان برجسته میسازند که «بحران در جریان از سوی دیگر بسیاری را حساستر و برای دریافت مواضع و پیشنهادهای جایگزین ترقی خواهانه آمادهتر می سازد».
در چنین شرایطی است که باید با طرح برنامههایی که آینده ی سوسیالیستی را ترسیم می کنند، به استقبال این آمادگی شتافت و با توضیح های روشنگرانه و افشاگرانه، جهت گیری درست را نزد آنان تقویت نمود.
در ایران مبارزه علیه دیکتاتوری به مرحلهای والاتر ارتقا می یابد، به مرحلهای که برای تجهیز زحمتکشان علیه دیکتاتوری با ارایه جایگزین انسان دوستانه اقتصاد سیاسی ملی- دمکراتیک همراه است!

دیدگاهتان را بنویسید