دههی نخست پس از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷، دوران آزمونی سخت برای اندیشهی مارکسیستی بود.
لنین با درک این بحران، در ۱۹۲۱ سیاست نوین اقتصادی (نپ) را کلید زد—راهکاری نرمش پذیر برای نجات انقلاب از فروپاشی، با بازگشت به یک بازار چارچوب بندی شده، بدون فراموشی سوسیالیسم.
انقلاب کارگری روسیه که به یاری رزم تودههای شهری و سپاه سرخ فرمانروایی بورژوازی و زمینداران را واژگون ساخت، به ناچار خود را در میان شعلههای جنگ درونی و یورش دولتهای امپریالیستی غربی یافت. دهه نخست برای شوروی زمانهای پرآشوب بود. سیاست «همبستگی رزمی» «کمونیسم جنگی» که از ۱۹۱۸ تا ۱۹۲۱ پیش برده شد، با چپاول گسترده فرآوردههای کشاورزی، همگانیسازی همه کارخانهها و برداشتن بازار آزاد همراه بود. این سیاست اگرچه در کوتاهزمان به بلشویکها توان داد در جنگ درونی کامیاب شوند، اما تا سال ۱۹۲۱ به فروپاشی اقتصاد انجامید. فرآوری کارخانهای به یکهفتم اندازه پیش از جنگ رسید، سامانه رفتوآمد از هم پاشید و گرسنگی بزرگ ۱۹۲۱-۱۹۲۲ جان نزدیک به ۵ میلیون تن را ستاند.
مارکسیسم آموخته که روبنای سیاسی بیپایههای مادی توان پایداری ندارد. فروکش فرآوری کارخانهای به یکهفتم دوران پیش از جنگ، فروریزی سامانه رفتوآمد، و گرسنگی سترگ ۱۹۲۱-۱۹۲۲ نشان داد که زیربنای مادی انقلاب سخت آسیب دیده است.
لنین، با ژرفاندیشی ماتریالیسم دیالکتیکی، دریافت که بدون بازسازی پیوند بازار و بازیابی توان تولیدی دهقانان و کارگران، دولت شوروی ناگزیر از فروپاشی است.
در دهمین گردهمایی هموندان حزب در بهار ۱۹۲۱، در برابر فشار فزاینده تودههای شهری گرسنه (خیزش کرونشتات) و خشم روستاییان، لنین با دلیرانهترین چرخش تاریخی روبرو شد و فرمان آغاز سیاست نوین اقتصادین را داد. او گفت:
«ما باید از پرچمهای توخالی دست برداریم. تودهها نان میخواهند، نه شعار.»
نپ، وارونه آن چه که گفته می شود، نه تنها بازگشتی به سرمایهداری نبود بلکه سیاستی نوآورانه برای همزیستی گذرا میان روابط سرمایهدارانه و سوسیالیستی بود.

دیدگاهتان را بنویسید