امپریالیسم امریکا چین را دشمن شماره یک خود و موفقیت اقتصادی ان را تهدیدی برای هژمونی خود می داند. امپریالیسم امریکا برای جلوگیری از فرصت های بازاری چین در اروپا، اروپا را مجبور کرد که در جنگ ژئوپلیتیکی برای منزوی کردن چین و روسیه شرکت کند.
استراتژی امپریالیسم بر این بود که ارتش روسیه را در درگیری اوکرایین آنچنان ضعیف کند که وقتی به جنگ چین می رود، روسیه جنگ افزار و مشاور برای کمک به چین نداشته باشد. افزون بر این، امپریالیسم امریکا، روسیه هراسی را تحریک کرد تا اعمال طیف گسترده ای از تحریم ها را که تجارت اروپا با روسیه را مسدود می کند، توجیه کند.
اقتصاد المان با صادرات محصولات صنعتی به روسیه و سرمایه گذاری در بازارهای آن و واردات گاز و سایر مواد خام روسیه با قیمت پایین شکوفا بود. نتیجه این شد که المان، فرانسه و سایر کشورها با واردات گاز طبیعی مایع (LNG) ایالات متحده با قیمت های سه تا چهار برابر بالاتر و انتقال برخی از شرکت های بزرگ صنعتی خود به ایالات متحده، اقتصاد خود را به امریکا قفل کرده اند و اینکار صنعت اروپا به ویژه آلمان را داغون کرده است.
امید امپریالیسم آمریکا این بود که با منزوی کردن چین و حامیان ان اقتصاد انها را مختل کند و فشار مردمی در این کشورها آنقدر زیاد شود که ایده نظم اقتصادی چند قطبی جدید را رها کنند.
حتا امید بر این بود که مردم روسیه در پی جنگ آنچنان قحطی و گرسنگی بکشند که خود دولت روسیه را سرنگون و رهبران الیگارشی که مایل به پیگیری نئولیبرالیسم طرفدار ایالات متحده هستند، را جایگزین آنها کنند.
ولی کار درست برعکس شد. تحریم های غرب، روسیه و چین را مجبور به تولید صنعتی بیشتر و گسترش دادوستد با شرق کرده است.

دیدگاهتان را بنویسید