اظهارات اخیر پزشکیان، مبنی بر اینکه «به ما نگویید آب نداریم، آب را مدیریت کنید؛ اگر راه ندارید آن را بسازید»، نه تنها نشاندهنده فرافکنی مسئولیت از سوی دولت است، بلکه گویای یک واقعیت تلختر در حاکمیت جمهوری اسلامی است: این حکومت هیچگونه برنامه و اراده برای بهبود شرایط زندگی اکثریت مردم ندارد و عملاً بار سنگین مشکلات ساختاری و اقتصادی کشور را بر دوش خود مردم انداخته است.
این نوع سخن گفتن، بهخصوص از سوی عالیترین مقام اجرایی کشور، نشان میدهد که دولت به جای آنکه وظایف ذاتی خود را در قبال تأمین نیازهای اساسی شهروندان بپذیرد، از مردم میخواهد که با دست خالی، در مقابل بحرانهایی که ریشه در سیاستهای کلان و نادرست حکومت دارد، راهحل پیدا کنند.
در این میان، اما آنچه مغفول نمیماند، تخصیص منابع و امکانات گستردهای است که در خدمت طبقهای خاص یعنی بورژوازی بوروکراتیک، مالی، تجاری و نظامی قرار دارد. جمهوری اسلامی در عمل نشان داده که تمام انرژی، تصمیمگیریها، حمایتهای مالی و تنظیمات سیاسی خود را صرف تأمین منافع و رضایت این طبقه کرده است؛ طبقهای که یا در ساختار رسمی قدرت حضور دارد، یا بهطور مستقیم از طریق نهادهای رانتی و شبهدولتی با آن در ارتباط است.
دولت و کل ساختار جمهوری اسلامی، به جای برنامهریزی برای بازتوزیع عادلانه منابع، کاهش نابرابری و حمایت از اکثریت مردم که تحت فشارهای سنگین اقتصادی و اجتماعی هستند، در حال تثبیت و تقویت ساختاری است که تنها برای گروهی خاص کار میکند.
نادیدهگرفتن واقعیتهایی مانند کمبود زیرساخت، بحران آب، نابودی منابع طبیعی، مهاجرت گسترده نخبگان و افزایش فقر و نابرابری، بحرانی است که نظام جمهوری اسلامی خود مسبب آن بوده است.
نظامی که فقط برای رضایت بورژوازی برنامه دارد، و در برابر مطالبات مردم یا سکوت میکند یا آنان را مسئول مشکلات خود میداند، عملاً کارکردی ضدملی و ضدمردمی یافته است.

دیدگاهتان را بنویسید