مقاله ۲۹/۱۴۰۲
۳۰ مهر ۱۴۰۲، ۲۲ اکتبر ۲۰۲۳
میپرسيد:«آيا نمیتوان يک جای بیدردسری بين راهزنان خون آشام از يک طرف و مسيح شهيد از طرف ديگر يافت؟» چرا، میتوان. میتوان صورتک بیگناهان را بر چهره زد و سپس به راهزنی خود ادامه داد، میتوان کمتوقع بود و فقط برای آقای راهزن توبرهکشی کرد.» «ترديدی نيست که راهزن خونآشام به چاکر نيازمند است و مسؤوليت چاکر هم به اندازه ارباب نيست، ولی آيا کوره پُرنفير شيطان که در آن انسانها را کباب میکنند، بدون هيزمکِشان، بدون اين مأموران معذور، میتوانست بسوزد؟» (احسان طبری)
پیش گفتار
ما سال هااست که روزانه نوشته های فراوانی در باره ی زندگی درد آلود کودکان در نوار غزه خوانده ایم، ولی برگ از برگ نجنبید. سازمان های یاری رسانی در گوشه و کنار دنیا، هر روز خستگی ناپذیر به گردآوری پول برای این کودکان گرسنه، تشنه و بی آینده و بی پناه می پردازند. زندگی آن ها به آن اندازه دردناک و غم انگیز است که حتا رسانه های بورژوازی هم گاه گاهی به آن می پردازند. آن ها البته با نگارش های شیوا و عکس های درد آور در گزارش های رنگارنگ، چشم های ما را می گریانند، ولی با بُزدلی سخنی از ریشه های این همه نگون بختی در غزه نمی گویند.
در گذشته در نبرد میان حق و ناحق، در نبرد میان ستم دیدگان و ستم گران، “چپ” هیچ تردیدی نداشت که کنار چه کسی باید بایستد، ولی امروز ….
برخی از “چپ”ها سال ها است که نه تنها در اندیشه ی دگرگونی جهان نیستند، بل که دیگر انسان های گستاخ و جوينده ای هم نیستند. آن ها به سیاست پیشگانی می مانند که به گزارش خوانی و دل سوزی بسنده می کنند و گاه گاهی برای دل خوشی خود و دیگران چند واژه ای هم در باره ی گناه یک سان ستم دیدگان و ستم گران می نویسند!
بخشی از “چپ” اروپا به هم راه امپریالیسم، پوتین را، بدون دیدن داده ها و نشانه های تبه کاری های او، “جنایت کار جنگی” خواند، ولی هم اکنون گرسنگی، تشنگی و آوارگی کودکان غزه را می بیند، ولی برای شناسایی گناه کار، هنوز چشم به راه کارشناسان “بی طرف” برای بررسی داده ها و نشانه های تبه کاری اسراییل مانده است. نمی توان با گناه کار دانستن هر دو سو، شرمندگی خود از گام نگذاشتن در راه دگرگونی که نه، دست کم دشنام دادن به گناه کار را، در پشت کوهی از واژه های زیبا ولی بی درون مایه پنهان ساخت. اندیشمند پيش رو از ستم سخن می گوید و از آن رنج می برد، ولی به آن بسنده نمی کند، بل که دست کم ریشه ستم را “بدون صغرا و کبرا” کردن به توده ها نشان می دهد.
رسانه های امپریالیستی و دستگاه بزرگ نادان سازی اسراییل آن چنان حقیقت را در مه گنگ گویی پنهان می کنند که یافتن آن مانند سوزنی در انبار کاه دشوار است. در این جا “چپ” می بایست، نه چشم به راه بررسی های بی پایان یک تبه کاری، بل که با یاری شم طبقاتی و حس انترناسیونالیستی خود آدم کُش تبه کار را شناسایی کند، ولی دریغ …
بگذارید نخست کوتاه به تاریخ نوین فلسطین بپردازیم. پس از آن با نشان دادن جنگ نابرابر میان گزمگان اسراییلی و خلق فلسطین، دیدگاه “گناه برابر” را بشکافیم. در بخش پایانی به بررسی کمک امپریالیسم برای سرکوب خلق فلسطین و فرونشانی شورش های آن و چاره اندیشی انسانی برای چالش فلسطین بپردازیم.
کوتاه در باره ی تاریخ نوین سرزمین فلسطین
سرزمینی که هم اکنون فلسطین نامیده می شود دربرگیرنده دو بخش جغرافیایی و سیاسی جدا از هم، به نام کرانه باختری و نوار غزه است.
کرانه باختری، میان سال های (۱۹۲۰ -۱۹۴۷) زیر فرمان بریتانیا بود. از سال ۱۹۴۹ تا ۱۹۸۸ اردن آن را بخشی از خود می دانست. از سال ۱۹۶۷ اسراییل آن را گرفت.
در کرانه باختری، در ماه می ۱۹۹۴ پس نشینی اسراییلی ها آغاز شد. هم اکنون، ۱۱ درصد از کرانه باختری زیر بازرسی دستگاه خودگردان فلسطین(PA)، که هم چنان زیر یورش اسراییل است، ۲۸ درصد از کرانه باختری زیر بازرسی مشترک اسراییل و فلسطینیان و ۶۱ درصد زیر بازرسی اسراییل است. کرانه باختری دارای ۵۶۵۰ کیلومتر مربع زمین است که جای گاه نزدیک به ۳ میلیون فلسطینی است. نزدیک به ۹۰۰ هزار پناهنده فلسطینی در کرانه باختری در ۱۹ کمپ سازمان ملل متحد و ۴ کمپ دیگر زندگی می کنند. نزدیک به ۷۰۰ هزار شهرک نشین اسراییلی در کرانه باختری زندگی می کنند.
پس از پایه گذاری اسراییل در سال ۱۹۴۸ غزه زیر فرمان روایی مصر بود، ولی در سال ۱۹۶۷ جنگ میان اسراییل، مصر، اردن و سوریه آغاز شد. در این درگیری شش روزه اسراییل غزه را گرفت و نزدیک به ۴۰ سال آن را در دست داشت، تا این که در سال ۲۰۰۵ در پی یورش پی در پی به سربازان خود، اسراییل نیروهای خود را از غزه بیرون کشید. هم اکنون۲.۳ میلیون فلسطینی در جایی با ۴۱ کیلومتر درازا و میان ۶ تا ۱۲ کیلومتر پهنا زندگی می کنند. یک سوم مردم غزه از پناهندگان جنگ ۱۹۴۸ و نوادگان انها هستند که از شهرها و روستاهای پیرامون غزه به آن جا پناه بردند. بر پایه گزارش سازمان جهانی بهداشت، نیمی از مردم آن جا زیر ۱۸ سال هستند، و بر پایه اطلاعات جهانی سیا، ۹۹ درصد مردم مسلمان هستند.
به گفته آژانس امداد و کار سازمان ملل که به فلسطینیان کمک می کند، بیش از یک میلیون از مردم غزه پناهنده هستند و در هشت کمپ آوارگان فلسطینی روزگار را می گذرانند.
در سال ۲۰۰۶، حماس در انتخابات پارلمانی فلسطین – نخستین و واپسین انتخاباتی که در غزه برگزار شد – به پیروزی بزرگ دست یافت. حماس رقیب سکولار خود فتح را که به طور گسترده به فساد متهم شده بود، شکست داد. پس از یک درگیری کوتاه میان حماس و فتح در ماه مه ۲۰۰۷ ، حماس فرمان دهی سراسر نوار غزه را به دست گرفت.
انتخابات در غزه پس از سال ۲۰۰۶ برگزار نشده است، آمار دیدسنجی های مارس ۲۰۲۳ نشان داد که اگر آن روز انتخابات می بود ۴۵ درصد مردم غزه به حماس رای و ۳۲ درصد به فتح رای می دادند.
حماس یک سازمان اسلام گرا با شاخه نظامی است که در سال ۱۹۸۷ با کمک مادر ایدیولوژیک خود، اخوان المسلمین پایه گزاری شد. نیاز به یادآوری است که در آن زمان حماس مانند مجاهدین افغانستان، دولت اسلامی ووو از سوی امپریالیسم و اسراییل برای نبرد با فتح پشتیبانی می شد. اخوان المسلمین را می توان نسخه سُنی انجمن حجتیه شیعه دانست که همان گونه که می دانیم امپریالیسم انگلیس آن ها را پایه گذاری و سازمان دهی کرده است.
با این که اسراییل از غزه در سال ۲۰۰۶ پس نشینی کرد، ولی از سال ۲۰۰۷، از راه زمینی، هوایی و دریایی، گرداگرد همه ی نوار غزه را زیر بازرسی و چنبر سراسری خود داشته است. نزدیک به ۱۷ سال است که غزه با دیگر جاهای جهان پیوندی ندارد و جابجایی کالا و رفت و آمد مردم بسیار دشوار و اندک است.
دیده بان حقوق بشر غزه را “زندان رو باز” نامیده است – فلسطینیان غزه دست رسی کمی به کمک های پزشکی، بهداشتی، آموزشی و اقتصادی دارند. بر پایه داده های سازمان ملل متحد در سال ۲۰۲۲، غزه بالاترین درصد بی کاری در جهان را دارد و نیمی از مردم بی کار هستند؛ بیش از ۸۰ درصد تنگ دست و تهی دست هستند. با این همه، بیش از ۹۵ درصد کودکان ۶ تا ۱۲ ساله غزه به مدرسه می روند، بیش تر دانشجویان فلسطینی در غزه از دبیرستان های خود دانش آموختند و ۵۷ درصد از دانشجویان دانشگاه اسلامی غزه که هم اکنون بمباران شد، زن هستند.
جنگ نابرابر میان سرکوب گران اسراییلی و خلق فلسطین
شهروندان اسراییلی پس از ۱۸ سالگی باید به سربازی بروند؛ مردان سه سال و زنان دو سال در ارتش برای اسراییل و بر ضد فلسطینی ها باید بجنگند. آن ها در یکی از سخت ترین ارتش های جهان و با نوین ترین جنگ افزار از سوی بهترین افسران جنگی جهان آموزش می بینند. این کشور ۶۵۰ هزار کارمند جنگی دارد که ۵۰۰ هزار آن در آماده باش هستند. بودجه جنگی آن ۲۴ میلیارد دلار است. اسراییل دارای ۶۰۱ هواپیمای نظامی که ۲۴۱ فروند از آنها جنگنده هستند؛ هم چنین ۲۲۰۰ تانک و ۶۵۰ توپ خودکششی؛۶۷ شناورهای نیروی دریایی است. اسراییل سالانه نزدیک به ۴ میلیارد دلار از امریکا کمک دریافت می کند و همه ی دولت های امریکا بهترین افزارهای جنگی خود را به اسراییل پیش کش می کنند؛ این کشور هم چنین دارای بمب هسته ای با ۹۰ کلاهک های هسته ای نیز هست.
فلسطینی ها با دست تهی، یا با سنگ، یا با جنگ افزار خانگی و خودساز دو شورش بزرگ در سال های ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۱ و ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۵ به امید پایان دادن به بردگی خود و پایه گذاری یک کشور مستقل فلسطینی انجام دادند که هر دو با پشتیبانی امپریالیسم و به دست نیروهای سرکوب گر اسراییل با دل سنگی سرکوب شدند.
اسراییل چهار یورش جنگی بزرگ به غزه در سال های ۲۰۰۸ تا ۲۰۰۹، ۲۰۱۲، ۲۰۱۴ و ۲۰۲۱ را در تلاش برای نابودی توانایی های نظامی حماس انجام داد. در این جنگ ها ۴۰۰۰ فلسطینی که بیش از نیمی از انها غیرنظامی بودند و ۱۰۶ سرباز اسراییلی کشته شدند . سازمان ملل می گوید که در واپسین جنگ، بیش از ۵ میلیارد دلار به خانه ها، کشاورزی، صنعت، برق و زیرساخت های اب غزه اسیب رسیده است.
سال های زندگی در “زندان رو باز” روان فلسطینیان غزه را پریشان کرده است. مردم ان جا کم بود اب برای نوشیدن و کم بود بهداشت دارند. گاهی در یک روز ۱۲ تا ۱۸ ساعت برق ندارند. به گفته گروه حقوق پزشکی، کمک های پزشکی در غزه، بدون اب و برق نیازمند و سیستم بهداشتی فراگیر، شکننده و در استانه فروپاشی است.
دیدسنجی امسال بانک جهانی نشان داد که ۷۱ درصد از مردم غزه افسردگی دارند و پریشان روانی پس از روی داد (PTSD) را از خود نشان می دهند. فشار ویژه بر جوانان و کم توانان غزه بسیار اسیب می زند. اسراییل نمی گذارد که بیماران برای درمان به بیمارستان های بیرون از غزه بروند.
گناه کار دانستن هر دو سو، هم سنگی نابرابر را نمی بیند
در این کارزاری که میان خوبان و بدخواهان است، حزب کمونیست کارگری ایران می نویسد: “ جنگی که با توحش حماس شروع شد، اکنون با حمله دولت اسراییل به مردم غزه ابعاد وحشتناکتری بخود گرفته است. “ این حزب هیچ سخنی از ستم تاریخی ۷۵ ساله به فلسطینیان نمی گوید و ناباورانه آغاز “جنگ را توحش حماس” می داند.
حزب کمونیست کارگری ایران در باره یورش اسراییل به بیمارستان می نویسد: “صرفنظر از اینکه عامل این فاجعه دولت اسراییل یا جهاد اسلامی و حماس باشند “. این حزب مانند اسراییل در باره ی بمباران بیمارستان تردید روا می دارد و این گونه وانمود می کند که این کار را شاید فلسطینی های بنیادگرا انجام داده باشند!!
سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران می نویسد: “کشتار مردم از هر دو سو باید متوقف و به این جنگ فاجعهبار پایان داده شود! نیروهای حماس در این حمله، مردم و غیرنظامیان شهرکها را به رگبار بسته و در یک کشتار وحشیانه و کور بیش از ۱۲۰۰ اسراییلی، زن و مرد و کودک را کشتند، چند هزار زخمی و مجروح بجا گذاشتند و بیش از صد نفر را به گروگان گرفته و به غزه بردند. حکومت اسراییل در پاسخ این حمله بلافاصله، غزه را محاصره کامل کرده، آب و برق و گاز را بر روی مردم بسته و دست به بمباران غزه زده است“.
نخست این که این یورش تنها از سوی بنیادگرایان مذهبی برنامه ریزی نشده بود، بل که برخی از گروه های مارکسیستی نیز از برنامه ریزان آن بوده اند. دوم این که این گروه های “چپ”ما همه ی سخن های رسانه های امپریالیستی و نهادهای نادان سازی اسراییل را در باره سر بریدن کودکان و تجاوز به زنان را یک جا پذیرفتند، آن هم زمانی که حتا سی ان ان (CNN) گفت نتواست که درستی آن را نشان دهد.
ارزیابی مشترک حزب کمونیست ایران و سازمان کارگران انقلابی ایران(راه کارگر) در دفاع از موجودیت ملت فلسطین و زندگی مسالمت آمیز مردمان اسراییل و فلسطین؛ علیه جنگ ارتجاعی، علیه صهیونیسم، علیه بنیادگرایی اسلامی، در همبستگی با مبارزات مردم فلسطین و برای اتحاد و مبارزه کارگران علیه جنگ و اشغال می نویسد: “واقعیت این است که با وجود وزن بالای بنیادگرایان یهودی و اسلامی در میان مردم اسراییل و فلسطین، پروسه مبارزه برای همزیستی مسالمت آمیز این مردمان با دشواری های جدی روبرو خواهد بود. اکنون که طرح دو ملت، دو دولت به شکل آشکاری شکست خورده است، بهترین راه حل برای فائق آمدن بر این مشکل هفتاد ساله؛ با جنگ های بیشمار، آوارگی یک ملت، زندگی در شرایط جنگی و خونریزی های فراوان، تلاش برای راه حل یک کشور، دو ملت است. “
تلاش فلسطینی ها برای برخورداری از ساده ترین حق انسانی را نمی توان زیر نام “جنگ ارتجاعی” میان ” بنیادگرایان یهودی و اسلامی” پنهان ساخت و حق آن ها را برای یورش علیه نیروهای سرکوب گر اسراییلی را نپذیرفت. “راه حل یک کشور، دو ملت” که حزب کمونیست ایران و سازمان کارگران انقلابی ایران(راه کارگر) از آن می گویند، هم از آن سخن های بی پشتوانه است که نه تنها به درد فلسطینی ها نمی خورد، بل که اسراییل را هم از زیر فشار برای پیاده کردن “راه حل دو کشور، دو ملت” بیرون می کشد. چگونه صهیونیسم که توان دیدن فلسطینی ها را در “زندان های رو باز” ندارد، کلید کلاهک های هسته ای خود را در “یک کشور دموکراتیک” به دست فلسطینی ها می دهد؟
برخورد برابر با دو سوی این درگیری بسیار نادرست است. ما از یک سوی با یکی از بزرگ ترین ارتش های جهان که کلاهک های هسته ای هم دارد روبرو هستیم و در سوی دیگری مردمی که از هیچ حقی برخوردار نیستند؛ از گرسنگی دست گدایی به قطر و دیگر کشورهای مسلمان دراز کرده اند. بیش از دو میلیون فلسطینی در غزه و نزدیک به سه میلیون در کرانه باختری سال هاست که از ساده ترین حقوق انسانی برخوردار نیستند. گناه کار دانستن برابر هر دو سوی این درگیری، یعنی در کنار امپریالیسم و صهیونیسم ایستادن. حزب کمونیست کارگری مانند امپریالیستهای غربی رژیمی را که همه ی قانون های بین المللی را زیر پا می گذارد، با مردمی که در رنج هستند؛ گرسنگی و تشنگی می کشند؛ هر روز کشته می شوند یک سان می داند.
بدون کمک امپریالیست ها، صهیونیست ها نمی توانند چنین تبه کاری کنند
آمریکا قطعنامه روسیه در باره ی آتش بس در غزه را وتو کرد. این وتو نشان می دهد که امریکا خواهان آتش بس و پایان بمباران نوار غزه نیست. جنبش صلح یهودی می نویسد که امریکا هیچ گاه برای پایان جنگ های اسراییل با فلسطینی ها و کشورهای همسایه به آتش بس رای نداد.
همه ی رهبران دموکرات غرب از اسراییل نه تنها پشتیبانی کردند، بل که در برابر بستن آب و برق و نداشتن خوراک و جابجایی یک میلیون فلسطینی خاموش ماندند و یا حتا از آن پشتیبانی کردند. همین رهبران، سینه چاکان رژیم سراسر آلوده اوکرایین و “رزمندگان آزادی” برای اوکرایین هستند.
بایدن از کنگره خواست که افزون بر ۴ میلیارد دلاری که اسراییل امسال دریافت کرده است، ۱۴.۳ میلیارد دلار دیگر به اسراییل کمک شود. بایدن در سال ۲۰۰۷ به تلویزیون شالوم یهودی گفت: «من یک صهیونیست هستم. برای صهیونیست بودن نیاز نیست که یهودی باشید.» در سال ۲۰۱۰، اسراییل از دیدار معاون رئیس جمهور بایدن برای گسترش شهرک رامات شلومو (Ramat Shlomo ) در قدس شرقی، با ۱۶۰۰ خانه بهره جویی کرد.
بایدن یاد گرفته که ببر کاغذی خوبی باشد. او میداند که برای آرام نگه داشتن “چپ”های درون حزب دموکرات باید از «راهحل دو دولتی» سخن گوید، ولی این را هم می داند که کسی در امریکا به دنبال پیاده شدن این برنامه نیست.
حزب کنسرواتیو بریتانیا که آشکارا از جنگ ورزی اسراییل و کشتار مردم بی گناه غزه پشتیبانی کرد. حزب کارگر بریتانیا که در دوران رهبری کوربن سیاست انسان دوستانه ای در برابر چالش فلسطین داشته است، هم اکنون هوادار بی چون و چرا اسراییل شده است. به گزارش (LBC) کایر استارمر(Keir Starmer)، رهبر حزب کارگر، بستن آب و برق برای ۲.۳ میلیون غیرنظامی فلسطینی در غزه و نداشتن خوراک و سرپناه را « حق اسراییل» دانست. دیوید ایوانز(David Evans)، دبیر کل حزب کارگر، دستوری به شاخههای محلی حزب کارگر داد، تا از پشتیبانی از فلسطین جلوگیری کنند: «رهبری حزب به روشنی گفته است که حزب کارگر از حق اسراییل برای پاسبانی از مرزهای خود پشتیبانی میکند.»
نیاز به یاد آوری است که نشانه های فراوانی در دست است که بریتانیا فروپاشی امپریالیسم امریکا از درون و از برون را می بیند، و می خواهد خود را برای نقش رهبری جهان امپریالیسم آماده کند. این بریتانیا بود که از پیمان صلح میان روسیه و اکرایین در هفته های نخست این درگیری جلوگیری کرد. هم اکنون هم نخست وزیر انگلیس درست روز پس از برگشت بایدن به امریکا، به خاورمیانه رفته است. انگلیس نقش بسیار تودار و رمزآلودی در این درگیری دارد. از یک سوی بی بی سی (BBC) از تروریست خواندن حماس خودداری می کند و از سوی دیگر نخست وزیر آن سخن از تروریسم و یورش تروریستی به اسراییل می گوید. انگلیس در باره ی موشک اندازی به روی بیمارستان هم گفت که بهتر است که همه با شکیبایی چشم به راه واکاوی وزرات جنگ انگلیس از این روی داد باشند! روزنامه های جمهوری اسلامی هم می نویسند که گروه پژوهشی «فورنسیک آرکیتچکر» (https://forensic-architecture.org) در انگلیس گفته های اسراییل درباره یورش موشکی به بیمارستان المعمدانی در غزه را زیر پرسش بردهاست!
نباید فراموش کرد که انگلیس از پایه گذاران اخوان المسلمین مادر ایدئولوژیک حماس بوده است و پیوند بسیار خوبی با همه ی کشورهای عربی و بخش بزرگی از دستگاه فرمان دهی جمهوری اسلامی دارد.
راه حل دادگرایانه برای چالش فلسطین
امپریالیسم یک بار دیگر می خواهد که اسراییل را از روبریی با چالش هایی که با آن روبرو هست و خود آن را ساخته است، نجات دهد. نقشه نخستین امریکا بر این بود که سیل بزرگ فلسطینی هایی که از شمال به جنوب می گریزند را به مصر و اردن بفرستد، ولی فشارهای مردمی در این دو کشور به اندازه ای ژرف و گسترده است که هیچ کدام از این دو رژیم دست نشانده دلیری شرکت در این بازی که باختش از پیش روشن است را از خود نشان نداده اند.
برخی ها هم با شعار نابودی سرتاسری اسراییل، آب به آسیاب امپریالیسم می ریزند. آقای خمینی از سال ۱۳۴۲ تا زمان مرگ خود پنداربافانه در آرزوی نابودی اسراییل بود و با شعار “از کربلا تا قدس” بهترین جوانان ما را زیر چرخ مرگ بار جنگ خرد کرد.
هم اکنون، رژیم کمی با ترس و “دور اندیشی” در این باره سخن می گوید. این دگردیسی سیاست در باره ی اسراییل از چشمان تیزبین سرگئی لاوروف (Sergey Lavrov) وزیر خارجه روسیه پنهان نماند و او خویشتن داری جمهوری اسلامی را ستود. رژیم هم چنان، گفتمان رسانه ای خود در باره اسراییل را دنبال می کند، ولی سردمداران آرام تر با پرخاش گری اسراییل برخورد می کنند. هنگامی که پادویان کوچک رژیم مانند گردانندگان صدای و سیما سخن از نابودی اسراییل می گویند، دست اندرکاران برجسته رژیم سخن از آتش بس و امید به خردگرایی اسراییل می گویند. آن ها حتا به جای “رژیم اشغال گر” از “رژیم نادان، جاعل و تروریست صهیونیستی” سخن می گویند.
به گزارش مشرق، احمد وحیدی وزیر کشور در واکنش به بمباران یکی از بیمارستانهای غزه، گفت: صبر مردم حدی دارد نباید کار را به جایی برسانند که شرایط از دست همه خارج شود. وزیر کشور افزود: رژیم نادان، جاعل و تروریست صهیونیستی است که باید حواسش باشد تا کار را به آن نقطه نرساند، […] امیدواریم رژیم آمریکا که آنها را اداره میکند، این میزان فهم و درک را داشته باشد تا بحران را مدیریت کند،[…].
کشتن غیرنظامیان زیر هر نام و به هر بهانه، تبه کاری علیه انسانیت است. میان خلق ستم دیده فلسطین و رنج بران اسراییل دشمنی وجود ندارد. آنها هر دو از ستم صهیونیسمی رنج می برند که “یک جریان ناسیونالیستی متعصب متعلق به بورژوازی یهود است”(نیک آیین)
راه چاره چالش فلسطین، ان گونه که تندرویان ولایت فقیه و بنیادگرایان مذهبی عربی می گویند، نابودی اسراییل نیست. چه کسی می تواند خود را انسان بنامد و هم زمان خواهان آواره کردن ده میلیون انسان باشد؟ حل دادگرایانه چالش فلسطین همان گونه که جمهوری خلق چین، کوبای سوسیالیستی، دولت روسیه، حزب کمونیست اسراییل و دیگر نیروهای کمونیستی می گویند، پیاده کردن برنامه دو دولت، دو کشور و دو ملت است.
پایان سخن
برای دههها، فلسطینیها زیر استعمار و فرماندهی غیرقانونی اسراییل زندگی کرده اند و می کنند و روزانه با ستم آپارتایدی راست گرایان واپس گرا اسراییلی روبرو بوده اند و هستند. سالی نیست که بسیاری از فلسطینی های بی گناه از سوی نیروهای سرکوب گر اسراییلی کُشته نشوند. جنگی بسیار بسیار نابرابر میان این دو سو در سرزمین فلسطین روزانه انجام می شود؛ در یک سو کلاهک هسته ای و در سوی دیگر سنگ؛ در یک سو سربازان سیر، آموزش دیده و ورزیده و در سوی دیگر کودکان گرسنه.
امپریالیسم ایالات متحده و اروپا هم واره به کمک صهیونیسم شتافتند و تلاش های مردم جهان برای برپایی یک صلح پایدار را ناکام گذاشتند. “چپ”ی که اگر هم چنان نشانی از برابرخواهی و دادگری در دیدگاه خود دارد، باید در جنگ میان ستم دیدگان و ستم گران، بدون هیچ چون و چرایی، در کنار ستم دیدگان بایستد و به بازی با واژه ها و فریب کاری رسانه ای نپردازد.
کمونیست ها به پیمان خود در باره ی کمک به ساختن دو کشوری که با هم همزیستی صلح آمیز، برابر و دادگرانه دارند وفادار هستند. تنها جلوگیر یک صلح پایدار میان اسراییلی ها و فلسطینی ها پشتیبانی بی دریغ امپریالیسم از بورژوازی اسراییل است. کمونیست ها باید از حق مردم فلسطین برای داشتن یک کشور مستقل در کنار دولت اسراییل، در مرزهای ۱۹۶۷ و با پایتختی اورشلیم شرقی، پشتیبانی کنند.

درود به رفیق دلاور بسیار شیوا دورست بهترین تحلیل پایدار باشی بدرود
با سپاس رفیق گرامی.
به امید پیروزی در نبرد سوسیالیستی و ضدامپریالیستی برای جهانی بدون بهره کشی از انسان، بدون جنگ و سراسر دوستی میان خلق ها
سیامک