کسانی آگاهانه و برخی هم از سر دلسوزی می خواهند میهن ما را کنام کفتاران و کرکسان سرمایه کنند. سرمایه همیشه در اندیشه بیش سازی سود خود است و تکه نانی هم به کسی بدون چشم داشت و چشم انداز گسترش انباشت نمی دهد. سرمایه بدون رشد مانند جویی بی آب است. دیگر نه جوی است و نه آب. رشد منطق ذاتی و همزاد سرمایه است. برای همین سرمایه به هر تلاشی دست می زند تا رشد زالویی و تصاعدی را پیوسته و همیشگی کند. رشد اما دیگر مانند گذشته آسان نیست. زمین از سرچشمه های سرشار خود بسیار تهی شده است.
جانوران و گیاهان بسیاری زیر شمشیر سنگدل رشد سرمایه سر بریده شده اند و جان از دست داده اند. انسان های بیشماری در چرخان آسیاب سنگین رشد سرمایه خرد و آرد شده اند. تپه های کوچک پول به دارایی های کلان و کوه های ثروت دگرگون شده اند. قله های ثروت آسمان را شکافته و سر از جو زمین بیرون زاده اند. دره های تهی دستی با بدن های رنج دیده نیازمندان پر شده اند. اما سرمایه بی خیال و بی غم به گردش همیشگی خود درکار است. سرمایه جان می گیرد، خون می نوشد، فربه می شود و پول می زاید. سرمایه ارزش های آفریده را برای شکوفایی انسان به کار نمی برد بلکه مایه تیره گونی آب حیوان است.
می توان با یک برنامه مردمی و میهنی و گام گذاشتن در راه اقتصادی ملی و دموکراتیک مانند ویتنام و چین سرمایه را تا اندازه ای رام کرد و از خوی بهره کشی آن برای پایه گزاری صنعت رشد یافته و رفاه توده ها بهره گرفت. ولی این کاری نیست که از فرمانروایان ستمگر و لایه های بورژوازی میهن ما بر اید. آنها نه می خواهند و نه می توانند در این راه گام بگذارند.

دیدگاهتان را بنویسید