عمادالدین باقی؛ تشخیص درست، تجویز حفظ روبان و زیربنای نظام

image_printچاپ


🩺
📄 باقی در گفت‌وگویی با جماران مشکلات مردم را خوب می‌بیند. فقر، گرانی، بیکاری، فساد و تبعیض را صریح نام می‌برد و می‌گوید «آنچه بیش از همه جامعه را آزار می‌دهد بداخلاقی و بدرفتاری با مردم، دو رویی و فساد و تبعیض است» . اما وقتی به «تجویز» می‌رسد، در چارچوب اصلاح‌طلبی متوقف می‌شود.
🏛 سکوت درباره ولایت فقیه
او از «اصلاح‌گری» در درون نظام سخن می‌گوید، از لغو نظارت استصوابی و باز شدن فضا برای شنیدن صداهای مخالف (یعنی اصلاح طلبان). اما به پرسش بنیادین‌تر — خودِ ساختار ولایت فقیه — نمی‌پردازد. این سکوت، اصلاح‌طلبی را به «مدیریت وضع موجود» تقلیل می‌دهد. در حالی که در گفتمان اصولگرا، ولایت فقیه دال مرکزی است و هر نقدی بر آن به معنای خروج از چارچوب مشروع نظام تفسیر می‌شود. خود او در جایی گفته «حکومت دینی هیچ مبنای دینی ندارد بلکه خلاف دین است» ، اما این سخن را به نتیجه ساختاری‌اش نمی‌رساند.
💰 سکوت درباره اقتصاد نئولیبرالیستی
باقی نابرابری را نقد می‌کند، اما مدل اقتصادی‌ای که آن را بازتولید می‌کند هدف نمی‌گیرد. خصوصی‌سازی‌های گسترده به نهادهای خصولتی و رانتی رسیده و انحصار را بازتولید کرده است. تجویز او بیشتر «شفافیت و نظارت» است تا به پرسش کشیدن این مدل نئولیبرالیستی. گویی درمان را در همان چارچوبی می‌جوید که بخشی از مسئله است. جالب اینکه خودش از «تقویت بخش خصوصی» دفاع کرده و آن را راه تقویت جامعه در برابر دولت دانسته است.
✊ نتیجه
اما نقد او وقتی به ساختار قدرت و مدل اقتصادی می‌رسد، متوقف می‌شود. تشخیصش رادیکال است، اما تجویزش اصلاح‌طلبانه. و این شکاف، همان جایی است که نقد او را ناتمام می‌گذارد. این تناقض در میان اصلاح‌طلبان دیده می‌شود: آنها نه‌تنها سرمایه‌داری، بلکه الگوی نئولیبرالی آن را می‌پذیرند و اصلاحات را به شفافیت، رقابت و تقویت بخش خصوصی محدود می‌کنند، نه تغییر ساختار اقتصادی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *