پرویز قلیچخانی، فوتبالیست، روزنامهنگار و فعال سیاسی سرشناس ایرانی، در ۲۳ مه ۲۰۲۶ در حومه پاریس درگذشت. او بیش از هفت دهه از زندگیاش را در مسیر دفاع از برابری و ستمدیدگان سپری کرد.
زادروز او آذر ۱۳۲۴، در محلهٔ کارگرنشین صابونپزخانه، نزدیک میدان شوش تهران، بود. پدرش در کورهپزخانه رنج میبرد و خانواده از ریشههای آذربایجانی خود به پایتخت کوچ کرده بودند. همان محرومیتِ کودکی، قلیچخانی را از همان سالهای نخست با زخم فقر آشنا ساخت. نوجوانی که به کشتی روی آورد، نه برای جام و عنوان، که به خاطر شیفتگی به منش غلامرضا تختی؛ پهلوانی که در برابرشاه سر خم نکرد و قربانی بیعدالتی شد.

دههٔ چهل، دوران شکلگیری اندیشهٔ سیاسی قلیچخانی بود. زندانهای ساواک و شکنجههای پیاپی نتوانست او را از راه به در کند. پس از سقوط نظام پادشاهی، بازداشتهای مکرر، او را به این نتیجه رساند که دیگر جایی برای ماندن نیست. تبعید را پذیرفت. اما دل در ایران داشت و کارش، بیوقفه، ادامه داشت.
«آرش» مهمترین میراث ماندگارش است. نشریهای که در تبعید منتشر میکرد و آن را پل ارتباطی میان تمام جریانهای سوسیالیستی و آزادیخواه ساخته بود. همین نشریه بود که پیام برابری را از بیرون مرزها به درون دیوارهای خفقان میرساند.
در سالهای پایانی، بیماری و انزوا به سراغش آمد.
امروز نام پرویز قلیچخانی در کنار تختی و آرش کمانگیر میدرخشد. مردی که هیچگاه خواهان عنوان نبود و لقب «کاپیتان» را بیادعا پذیرفت. شوتهایش از پشت هجدهقدم، دروازههای ظلم را به لرزه درمیآورد. رفاقت، آزادگی و شأن انسان، تنها سرمایههای او بودند.
در حومهٔ پاریس از دنیا رفت، اما یادش، تا همیشه، رزقِ روحِ آزادگان جهان خواهد ماند. بیرق سوسیالیسم و انسانیتش همچنان برافراشته باد.

دیدگاهتان را بنویسید