چرا سوسیال دموکراسی در ایران ریشه نمی‌دواند؟

image_printچاپ

🛡️

🇮🇷اکنون به پرسش اصلی می‌رسیم: چرا سوسیال دموکراسی در ایران ریشه ندوخت و امروز نیز نمی‌تواند راه‌گشا باشد؟

🛡️ نخست: نبود بی‌طرفی در جنگ‌ها. ایران در جنگ جهانی دوم نه بی‌طرف ماند و نه از ویرانی به دور بود. متفقین در شهریور ۱۳۲۰ به ایران تاختند و ایران را پایگاهی برای فرستادن کمک به شوروی ساختند. پس از جنگ نیز ایران چند دهه درگیر کودتا (۲۸ مرداد ۱۳۳۲)، جنگ‌های نیابتی و سرانجام جنگ هشت‌ساله با عراق شد. هیچ «فرصت اسکاندیناویایی» در کار نبود.

🪞 دوم: سرمایه‌داری جهانی از ایران ویترین نساخت. وارونه کشورهای نوردیک که سرمایه‌داری غرب آن را ویترین رفاه کرد، ایران پایگاه امپریالیسم بر ضد شوروی شد. پس از کودتای ۲۸ مرداد، آمریکا و انگلستان ایران را پاسگاه خود دیدند، نه ویترین رفاه برای کارگران. اتحادیه‌های مستقل هرگز شکل نگرفت و به اعتصاب‌ها با تانک و زندان پاسخ داده می‌شد.

🏭 سوم: رشد صنعتی ایران نه گسترده بود و نه خودجوش. صنعت ایران در دوران شاه، تک‌محصولی (نفت) و وابسته به شرکت‌های فراملی بود. هم‌اکنون نیز ایران یک کشور صنعتی نیست، یک کشور پیرامونی است. درآمد سرانه یک‌دهم سوئد است. کیک اقتصاد ایران هم کوچک است و هم نابرابر.

🤝 چهارم: نبود سنت سندیکایی مستقل و نیرومند. در ایران، سندیکاها یا ممنوع بودند یا در کنترل دولت. اعتصاب‌های بزرگ یا با زندان و اعدام پاسخ داده می‌شدند یا با وعده‌های بی‌پایان خاموش می‌شدند.

👥 پنجم: نبود طبقهٔ کارگر سازمان‌یافتهٔ ملی. کارخانه‌های بزرگ ورشکسته یا نیمه‌تعطیل‌اند. کارگران پراکنده به سختی می‌توانند سندیکا بسازند.

🌄 پایان سخن: سوسیال دموکراسی در ایران سرابی بیش نیست. راه ماندگار، سمت‌گیری ملی–دمکراتیک است: اقتصادی همگانی، بریدن از وابستگی نفتی، ساختن سندیکاهایی از پایین. سوسیالیسم در ایران اگر پا بگیرد، از دل همین گذار زاده خواهد شد، نه از رویای نسخه‌برداری از الگوی سوئد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *