
” فرقه” هرگز اشتباهات خود را نمی پذیرد و بدین ترتیب اعضای خود را برای مجهز شدن به آگاهی سیاسی محروم می کند و بعید نیست که با این کار یک اشتباه را چند بار تکرار کند و بدین ترتیب شکست دیگری را تجربه کند. وقتی که ” فرقه” برای مخفی داشتن کوتاه نظری از جواب گویی پرهیز می کند، نه تنها شفافیت سیاسی و نظری خود را در میان توده ها از دست می دهد، بلکه با معصومیت جلوه دادن خود به یک جریان روحانی و آسمانی بدل می شود که کاری با “زمینیان” ندارد. مسلم است که توده ها چنین جریان “همه چیز دان”، ولی “بی عمل معصوم” را جدی نمي گیرند. توده ها به مبارزان معصوم احتیاجی ندارند، چرا که معصومیت با زمینی بودن در تضاد است.
تفکر “فرقه”ای همیشه در کمین کمونیست ها هست. اگر ما قادر به پاسخ به انتقادات و تفاوت های نظری به شیوه دموکراتیک و رفیقانه نباشیم، خواه نا خواه با جلوگیری از رشد تئوریک و روند پویایی حزب به تضعیف آن می پردازیم. خفه کردن انتقادات و اختلاف نظرات داخلی بر خلاف آنچه که تصور می شود منجرب به یکپارچگی حزب نمی شود، بلکه خصلت “فرقه”ای آن را تقویت می کند. البته انتقاد از خود، به معنای نفی گذشته خود نیست و با دست کشیدن از ایدولوژی طبقه کارگر تفاوت دارد. اگر ما با دیگر جریان های مارکسیستی برای رسیدن به اهدافی که مشترک است وارد عمل مشترک نشویم، این حفظ اصالت نیست، بلکه تقویت خصلت ”فرقه”ای است.

دیدگاهتان را بنویسید