جنبش آزادی خواهی زنان و خفتگی “چپ” انقلابی!

image_printچاپ

مقاله ۲۲/۱۴۰۱
۱۴ مهر ۱۴۰۱، ۶ اکتبر ۲۰۲۲

اگر مرا بر دار کردند، ترا خوار کردند.
اگر لبخند را از لبانم گرفتند، ترا هرگز لبخند نیاموختند.
اگر بال هاى مرا شکستند، ترا هرگز پرنده نخواستند.
من زیستم، و تو زیستى شکیبا، در انتظار دراز و دردآور خورشید. (٨ مارس، از شعرهای زندان احسان طبری)

***

پیش گفتار

“پیش رفت اجتماعی را می توان با جای گاه اجتماعی زن بازشناخت.” (مارکس)

از روزی که جامعه طبقاتی شد، به درد و رنج زنان نیز افزوده شد. هم اکنون زنان بیش تر کشورهای جهان زیر ستم دوگانه روز را به شب می گذرانند، ولی  زنان میهن ما افزون بر این ها، زیر تازیانه واپس گرایان و گزمگانی هوا می خورند که زن را نیمه می دانند. این پندارهای بیمارگونه بازمانده از دوران برده داریِ – فیودالی هنوز کاربرد خود را در کشورهای سرمایه داری مانند میهن ما از دست نداده است. نیمی از مردم میهن ما که چرخ خانواده و جامعه را با توانایی می گردانند، هنوز نیمه خوانده می شوند.  

کینه توزی بر زن جوانی چون ژینا، ریشه در سرشت نامردمی و واپس گرایی این رژیم دارد. به این بیندیشید که  تار موی زنی چنان پایه های سست رژیم را به لرزش در آورد که گزمگانش به ناگزیر باید او را بکُشند. با این که جان دادن  دردناک است، ولی اگر این بزرگ ترین دارایی انسان و به ترین آفرینش کهکشان، یعنی زندگی انسان پیش کش راه آزادی نمی شد، هیچ گاه کویر ستم به سروستان آزادی دگرگون نمی شد. یادمان باشد که ”خداوند تکامل نوشداروی خود را در کاسه سر شهیدان” می نوشد

مرگ ژینا چادر سیاه شب را درید و روزنی به سوی فردایی روشن گشود. اگرچه که این سنگ دلان “هر شب ستاره ای به زمین می کشند باز این آسمان غم زده غرق ستاره هاست”، و ژیناهای دیگری در این شب قیرآلود می تابند.

زنان ما خواهان آزادی پوشش و حقوق مدنی برابر با مردان هستند و تردیدی نیست که این نبرد یک نبرد انقلابی علیه دیکتاتوری واپس گرا نیز است. ولی تا کنون پیش آهنگان طبقه کارگر نتوانستند که این جنبش آزادی خواهی زنان را که در سرشت خود برابری خواه است، با دیگر پهنه های خیزش اجتماعی پیوند دهند. اگر این گونه می شد و جنبش کارگری دست در دست جنبش آزادی خواهی زنان دل چرکین و سر تاریک اندیش رژیم را هم زمان نشانه می گرفت،کارها از امروز به تر می بود.

 بگذارید در دنباله به این بپردازیم که چرا نبود یک پیش آهنگ یگانه “چپ” انقلابی در جنبش زنان، شیرینی این شورش را در دهان ما تلخ می کند.

زن ستیزی جمهوری اسلامی و جنبش آزادی خواهی زنان

به این بیندیشید که هنگام برون رفتن از خانه، شما باید رختی را بپوشید که نه به دل خواه و خواست خود، که بر پایه اندیشه های واپس گرایانه برای پوشش زنان برگزیده شده است؛ شما باید چهره ای از خود نشان دهید که نه برای زیبایی، بلکه برای این است که شیخ دینی آن را پسندیده و شایسته تو می داند. در کم تر جایی از دنیا می گویند که شیخی خدای روی زمین است، زن چکه آلوده جامعه است و موی او مرد را به بی راهه می کشاند.   

اگر این تاریک اندیشان به راستی دلشان برای پارسایی دختران و زنان می سوزد، پس چرا کودکان دختر بی گناه را عروس پیرمردان هوس باز می کنند؛ اگر آن ها نگران آزرم و  ارج دختران و زنان هستند، پس چرا کودک دختران را از پگاه تا شب به کوره های آجرپزی می فرستند؛ اگر آن ها پاسبان فروتنی و آب روی زن هستند، پس چرا زنان بی شماری هنگام زاییدن در خانه های آلوده جان می سپارند؛ اگر آنان ها در اندیشه پاک دامنی زنان هستند، پس چرا زن بیوه‌ شده کارگری که جان خود را سر کار از دست داده است ، باید برای زنده ماندن فرزندانش تن‌ خود را بفروشد؟ 

با خاموشی خود می توان تن به ستم داد و بی دردوسر زندگی کرد و یا با دوستی با خودکامه می توان حتا به سوداگری پرداخت. زنان ما ولی راه دیگری را برگزیده اند. راهی که آن ها در آن گام گذاشته اند می تواند بی بازگشت باشد، ولی آن ها با سرفرازی در این ستیز نابرابر از جان خود مایه گذاشته اند.
زنان ما خواهان آزادی پوشش، حقوق مدنی و قانونی برابر با مردان (ارث، طلاق، سرپرستی،  مسافرت) هستند. یکی از نشانه های شورانگیز جنبش آزادی خواهی زنان این بار شرکت مردان میهن ما است. بار دیگر خروش پرشور زنان آگاه ایران، علیه رژیم بی دادگر ولایت فقیه جامعه را جنباند. هزاران زن آزادی خواه و  سرفراز و مردان در نبردی سرنوشت ساز جان بر کف فریاد آزادی را هم چون گرزی بر سر دستگاه زن ستیز ولایت فقیه فرود می آورند.

چند دهه است که زنان دلیر و آگاه ما علیه زن ستیزی رژیم تیره اندیش برخاستند. زنان جوان ما در سرزمینی برخاسته اند که زیر چکمه واپس گرایان خون چکان است. زنان آزادی خواه با جان بازی حقی را درخواست می کنند که برای دیگر زنان جهان مانند گردش زمین به دور خورشید، بی آن که به آن بیندیشند، فراهم است. زنان ما با سرفرازی و  با ایستادگی پرخروش خود، هر روز با این دستگاه زن ستیز برای چیزهای پیش و پا افتاده ای، مانند روسری، تارمو، خندیدن، رخت پوشیدن، و پای کوبی کردن درگیر هستند.

در جامعه ای که در زیر تازیانه آزادی کُشان بر پشت زخم های ژرفی دارد و در جامعه که گلوی بلبلان آوازخوان را با پیکان جور نشانه می گیرند، چگونه می توان از ستم دیدگان و رنج بران در برابر زورگویان و بهره کشان پشتیبانی کرد؟

تاریخ مردم میهن ما نشان می دهد که هنگامی که جامعه در نمای بیرونی خود خفته و مرده می نماید، به ناگهان مرگ قهرمانی و یا مرگ بی دلیل بی گناهی، آن را چنان می تکاند که خواب را از چشم ستم پیشگان می پراکاند. چنین مرگی تازیانه ای می شود بر پشت استر سنگین گام تاریخ تا تندتر بتازد؛ چنین مرگی شراره ای می زند به خرمن خشم نهفته توده ها و آتشی می سازد که خانه ستم را می سوزاند. چنین جان دادنی با برش تیز خود پرده تاریک و سنگین را می شکافد و روزنی کوچک می سازد به سوی سوسوی ستارگان دور دست؛ چنین جان فشانی یخ نومیدی در دل ها را آب می کند. این مرگ خاموشی است که از هزاران فریاد رساتر است؛ مرگی است که از آن جوانه های زندگی می روید و زندگی آزاد و بی ستم از آن برمی خیزد.     

کشته شدن ژینا آتش به خرمن خشم مردم برای نداری، گرانی، دستگاه دولتی آلوده، پول دزدی، رانت خواری انداخت که سراپای جامعه را فرا گرفته است. اگرچه رژیم با گزمگان تفنگ به دست خود نیرومند می نمایند، ولی پنهان شدن پاسداران زیر “لباس شخصی” و آفتابی نشدن ملاها در خیابان‌ها نشان دهنده ترس رژیم از این خیزش است.  روشن است که رژیم جمهوری اسلامی از گسترش جنبش شگفت زده شد و آماده رودررویی با آن را نداشت. 

شعار جنبش آزادی خواهی زنان

جنبش آزادی خواهی زنان یک دست و یک پارچه نیست. لایه های گوناگونی از زنان از طبقه های حتا نا هم ساز با هم، در این جنبش در کنار هم علیه زور بر زنان برخاسته اند. زنان هوادار بورژوازی، زنان هوادار سوسیالیسم، حتا زنان روشن اندیش مذهبی از لایه های پایین و میانی در این جنبش گرد هم آمده اند. برای همین برای پیروزی این جنبش بسیار برجسته است که چه نیرویی رهبری این جنبش پرشور را بتواند در دست خود گیرد. ”چپ” انقلابی باید تلاش کند که زنان طبقه های دیگر و لایه های میانی را به سوی برنامه های خود بکشاند. اگر رهبری این جنبش مانند آن چه که تاکنون بوده است به دست نیروهای راست بیفتد، آن ها از نیروی ”چپ” انقلابی در این جنبش به سود هدف های ناپاک خود سود خواهند جست و از ما هم چون سرباز پیاده ای در شطرنج پیکار پلید بهره جویی خواهند کرد.

  روشن نیست که خواست جنبش زنان هم اکنون چیست؟ زدایش (حذف) گشت ارشاد و یا سرنگونی جمهوری اسلامی است؟ آیا باید با پافشاری بر خواست آزادی از روسری و زدایش گشت ارشاد که می تواند شعاری بسیج گر برای لایه های گوناگون مردم باشد، جنبش را به یک پیروزی تاکتیکی رساند که می توان در راه دراز سرنگونی از آن سود جست؟  

جنبشی که تنه باریکی داشته باشد، سرکوبش آسان تر است. باید با خون سردی آن چنان آرام شورش کرد که هزینه پیوستن به جنبش برای لایه های دودل کم تر باشد. این جنبش هر چه گسترده تر شود و لایه های بیش تری از مردم را به خیابان ها بکشاند، هزینه سرکوب آن برای رژیم گران تر می شود. شعارهای «زن، زندگی، آزادی» «آزادی زن، آزادی جامعه» می تواند بسیج گر باشد و لایه های بیش تری را به پهنه نبرد بکشاند و هم سنگی نیروها را در خیابان ها به سود جنبش برهم بریزد و شکاف در گردان واپس گرایان بیاندازد. باید شعارهایی گزید که خواست بیش تر مردم را که در تضاد با بورژوازی انگلی فرمان روا است بازتاب دهد. شعارهای مانند “نان، کار، آزادی” می تواند لایه های بیش تری از مردم را به خیابان ها بکشاند. طبقه کارگر نباید خود را بیگانه با جنبش آزادی خواهی زنان بیابد. طبقه کارگر نباید به این نتیجه برسد که جنبش آزادی خواهی زنان، یک جنبش نئولیبرالی است که با درد و رنج روزانه آن ها بیگانه است.

برای همین، “چپ” انقلابی باید از خود بپرسد که اگر خواست پایه ایی جنبش آزادی خواهی زنان سرنگونی است، آیا شرایط ذهنی و هم سنگی طبقاتی و آمادگی جنگی نیروها بررسی شده است؟  

می توان خشم خوارشدگان و بر سرِ آتش نشسته‌گان را دریافت، ولی دل شکستگی فردایشان هم دردناک است.

”چپ” انقلابی باید دلیرانه و بی پروا از خود بپرسد که رهبری کنونی جنبش آزادی خواهی زنان در دست کیست؟ در دست ماست یا در دست نیروهای راست؟ آیا ما آمادگی درگیری دوسویه را داریم؛ یعنی ما (”چپ” انقلابی) هم اکنون توان آن را داریم که با جمهوری اسلامی بجنگیم و هم زمان با نیروهای راست هوادار امپریالیسم  برای به دست گرفتن فرادستی (هژمونی) جنبش درگیر شویم؟

آیا بی پشتیبانی گسترده و همگانی طبقه کارگر و اعتصاب های سراسری که همه ی پهنه های اجتماعی از فرهنگیان تا کارگران را در بر می گیرد، بالا بردن خواست جنبش آزادی خواهی زنان تا سرنگونی شتاب زده نیست؟ آیا بی شکاف گسترده و آشکار در گردان دشمن می توان جنبش آزادی خواهی زنان را به جنبش سرنگونی پیوند زد؟ آیا بدون سرکردگی ”چپ” انقلابی در جنبش ضددیکتاتوری می توان به سرنوشت خوش آن امید داشت؟

آیا ما یک گردان یگانه و هم گام که دربرگیرنده همه ی نیروهای ”چپ” انقلابی باشد هم اکنون داریم؟ اگر نداریم، چگونه می خواهیم شرایط شایسته ذهنی انقلاب را فراهم کنیم؟ چگونه می توانیم پرچم پیکار را از دست نیروهای راست، که همه ی نیروهای خود را از ابی، گوگوش، بی بی سی، رادیو فردا، صدای امریکا، من و تو و ایران اینترناشونال به پهنه نبرد فرستاده است، برباییم؟ برنامه ما، تاکتیک ما، استراتژی ما برای این کار کجاست و چیست؟

چپ” انقلابی باید با بی باکی از خود بپرسد که چرا ناگهان امپریالیست ها هواداران سینه چاک آزادی زنان ما شده اند؟ چرا  زنان عربستان سعودی از  کمک های “انسانی ” امپریالیسم برای رها شدن بی بهره می مانند؟ ”چپ” انقلابی مانند پیشی نیان خود میهن دوست و خواهان پاسبانی از مرزها و یک پارچگی میهن است . ”چپ” انقلابی باید هوشیار باشد تا نیروهای جدایی خواه (تجزیه طلب) با هم کاری امپریالیسم گام در راه پاره پاره کردن میهن نگذارند و از نیروی انقلابی ما برای خواست ها ضدانقلابی خود سود نجویند.

آیا همه این ها نشان گر این نیست که شوربختانه یک بار دیگر ”چپ” انقلابی پیش از شورش زنان آزادی خواه در خواب بوده است و راست به درستی کار خود را برای سازمان دهی این خشم نهفته شده انجام داده است؟ آیا این روی دادها نشان گر این نیست که شتر هواداران امپریالیسم “در خواب بیند پنبه دانه”؟

نیروهای ”چپ” انقلابی

طبقه های رنج بر و لایه های آزادی خواه می بایست پیش از گام گذاشتن به پهنه نبرد با سازمان دهی و رهبری از وظیفه و کار خود آگاه می بودند. خشم توده های سازمان دهی نشده، مانند پیکانی است که در تاریکی رها می شود و مانند خرمن آتش گرفته ای با همه ی بلندای خود به تندی خاموش می شود. یک خیزش خودجوش اگر زیر رهبری ”چپ” انقلابی نباشد، با همه ی خواست های درست و با همه ی از خودگذشتگی های خود بی‌دورنما است و راه به جایی نمی یابد.     

جنبشی که دارای یک رهبری انقلابی نباشد، به آسانی سرکوب می‌شود. شرایط عینی آماده است؛ رژیم توان برون رفت از دشواری های فراوانی که با ان روبرو است را ندارد؛ مردم هم نشان داده اند که مانند گذشته نمی خواهند تن به بردگی بدهند؛ ولی شرایط عینی اگرچه برای انقلاب نیازمند است، پیروزی در نبرد علیه دیکتاتوری و نبرد طبقاتی به شرایط شایسته ذهنی، یعنی یک نیروی رهبری‌کننده سازمان گر و انقلابی نیز نیاز دارد. جنبش برای پیروزی به فرمان دهی یک “چپ” انقلابی هشیار و سازمان گر نیاز دارد. این درست است که در نبردها، مردم رهبران خود را می سازند، ولی در جنگی که دشمن از ستاد فرمان دهی برخوردار است و نیروهای خود را آماده نگه داشته است، نمی توان چشم به راه زاییده شدن رهبران جنبش شد. شگفت انگیز است که نیروهای ””چپ” انقلابی ” هنوز هم به یاوه گویی های بی پشتوانه می پردازند.

به این بیندیشید که چگونه دو گردان برای به دست گرفتن فرماندهی شهری با هم می جنگند؛ یک گردان به شهر یورش می برد و گردان دیگر به پاسبانی از مرزهای شهر می پردازد و با این یورش می جنگد. آیا کسی است که باور کند که می توان با دست تهی، بی برنامه، بی یگانگی، بی تاکتیک و استراتژی از مرزهای شهر در برابر یورش دشمن ددمنش، برنامه دار و آماده پاسبانی کرد؟    

چگونه می توان رژیم ددمنش و آدم کش را با شعار و بی هم آهنگی، بی برنامه و بی یگانگی واژگون کرد؟ تیری که بی هدف از کمان رها شود، تنها به سود شاه خواهان و هواداران امپریالیسم است که سرکوب جنبش را نیز آسان تر می کند.

هم دردی درخشان دیگر گروه های مردمی در سراسر میهن با این جنبش، اگرچه که نشان می دهد که مردم ما خواهان برچیده شدن دستگاه فرمان روایی  جمهوری اسلامی هستند، ولی کارساز نیست. کارساز نیست، برای این که این هم بستگی ها هم آهنگ و سازمان یافته نیست. کارساز نیست، برای این که سازمان گر و پیش آهنگ این جنبش یعنی ”چپ” انقلابی در خواب است.

چپ” انقلابی بدبختانه از  جنبش‌های خردادماه ۸۸، دیماه ۹۶ و آبان ماه ۹۸ هیچ نیاموخته است. این خیزش های بزرگ  طبقاتی برای پیروزی به گردان رهبری یگانه و انقلابی و سازمان گر هشیار نیاز داشته اند که هرگز”چپ” انقلابی آن را فراهم نکرد. امروز هم شوربختانه در بر همان پاشنه می گردد. توده های مردم بدون رهبری ”چپ” انقلابی به خیابان ها ریخته اند و آن هم هنگامی که نیروهای راست و هوادار امپریالیسم چه در درون کشور و چه در برون مرزها هم آهنگ تر از هر زمانی گام برداشته اند. رسانه‌های برون‌مرزی وابسته به غرب که هم واره هوادار تحریم بوده اند، هم اکنون با بهره جویی از این خیزش آب به آسیاب امپریالیسم می ریزند. تردیدی نیست که با سرکوب جنبش توان چانه زنی‌ جمهوری اسلامی در برابر امپریالیسم امریکا در گفت و گوی «برجام» پایین می آیید. امپریالیسم می خواهد که شورش مردم و سرنگونی رژیم با رهبری ”چپ” انقلابی و ضدامپریالیستی انجام نگیرد.   

اگرچه به از خودگذشتگی های زنان و مردان ما باید ارج نهاد، ولی چنین جان بر کف نهادن بی سازمان دهی و بی رهبری شایسته به تنهایی راه پیروزی نیست و توده های تنگ دست و رنج بر را  از ستم بهره کشانه سرمایه‌داری  رها نمی‌سازد. هیچ رژیم دیکتاتوری در جهان هم اکنون به اندازه جمهوری اسلامی آموخته های چهل ساله برای خاموش کردن آتش خشم توده ها ندارد. این شورش ها یک بار دیگر نشان داده است که رژیم سرمایه‌داری جمهوری اسلامی با همه ی دشواری هایی که با آن روبرو است، هنوز از توان و آمادگی سرکوب خیزش های مردمی را دارد و حتا اگر نیاز باشد آماده است که ددمنشانه تر از هم اکنون گام به پهنه نبرد با آزادی خواهان بگذارد . چرا این گونه است؟ برای این که ”چپ” انقلابی نتوانست با هم کاری و هم آهنگی و یگانگی با یک دیگر شرایط ذهنی شایسته انقلاب را فراهم آورد.

پایان سخن

روسری براندازی” که نماد رزم زنان علیه خودکامگی های گوناگون شده است، روزانه در میان جوانان گسترش می یابد و فراگیر می شود، ولی بدبختانه هنوز از پشتیبانی جنبش کارگری و توده های رنج برخوردار نشده است.

شرکت نکردن در جنبش آزادی خواهی زنان به بهانه داشتن ویژگی های غیر پرولتری یک درک نادرست و کاهش گرایانه مکانیکی از مارکسیسم است. به جای آن ”چپ” انقلابی باید به وظیفه انقلابی خود عمل کند و با شرکت در این جنبش آزادی خواهی رهبری آن را به دست گیرد و شرایط هم کاری این جنبش را به جنبش کارگری فراهم سازد.

پیوند دادن جنبش آزادی خواهی زنان با جنبش کارگری و هم اهنگ کردن پیکار با نظام سرمایه داری ولایت فقیه ای در دو جبهه جدایی ناپذیر اقتصادی -سیاسی و آزادی خواهی دموکراتیک از وظیفه های اصلی ما است. ما باید با روشن گری خود میان زنان به پیوند جنبش دموکراتیک با اهداف اقتصادی-سیاسی ملی- دمکراتیک کمک کنیم.

”چپ” انقلابی باید به این زنان دلیر بگوید که امپریالیسم نجات گر آن ها نیست. امپریالیسم به بهانه دموکراسی سازی خاورمیانه هزاران زن را در افغانستان عراق و لیبی در جوانی بیوه کرده است. آمریکا که خود را سرکرده  “جنبش رهایی زنان شرقی” می داند با ریاکاری بسیاری از زنان خود را از حق سقط جنین باز می دارد و آن ها را به ناگزیر زیر چاقوی قصابان محلی می اندازد تا جلوی بارداری ناخواسته خود را به بهای جان بگیرند.

چپ” انقلابی باید به این زنان بی باک بگوید که رزمیدن برای حقوق مدنی زن، پایان کار نیست. آن که تازیانه بر پشت کارگران می زند، هم کار آن کس است که ژینا را کُشته است. روبنای باستانی رژیم سوار بر زیر بنای سرمایه داری رژیم ولایی سرمایه داری است.  
”چپ” انقلابی باید به این زنان نترس بگوید که آن  چه که بر زن در برون و درون خانه می گذارد بسیار دردناک تر از سرنوشت مرد است، ولی این بدبختی ریشه در جای دیگری دارد. همان چیزی که پدر، برادر، هم سر و پسر زن را آزاد نمی گذارد، زن را هم به بند می کشد اگر چه ددمنشانه تر. آزادی راستین زن هنگامی فرا خواهد رسید که جامعه از شرایط بردگی روزمزدی فرا روید و انسان با رهایی از بهره کشی به انسانی با نهاد انسانی دگرگون شود. آزادی راستین زنان با پیکار آن ها هم راه مردان برای گذار انقلابی از سرمایه داری و بهره کشی انسان از انسان پیوند ناگسستنی دارد.     

”چپ” انقلابی باید پیش داوری ها و فرقه گرایی ها را به کنار بیندازد و در برابر جمهوری اسلامی سرمایه داری و نیروهای راست هوادار امپریالیسم در صفی یگانه بیاستد و گرنه نه تنها چشم انداز پیروزی بسیار دور می شود، بلکه حتا خطر سرکردگی “بورژوازی کراوات دار” در جنبش افزایش می یابد.

چرا “چپ” انقلابی باید منافع طبقه خود را بالاتر از عشق به فرقه خود بداند و  گام در راه هم اندیشی و هم کاری بر دارد؟ پاسخ آن را شروین حاجی پور داده است:

برای توی کوچه رقصیدن
برای ترسیدن به وقت بوسیدن
برای خواهرم خواهرت خواهرامون
برای تغییر مغزها که پوسیدن


برای شرمندگی برای بی‌پولی
برای حسرت یک زندگی معمولی
برای کودک زباله‌گرد و آرزوهاش
برای این اقتصاد دستوری


برای این هوای آلوده
برای ولیعصر و درختای فرسوده
برای پیروز و احتمال انقراضش
برای سگ‌های بی‌گناه ممنوعه


برای گریه‌های بی‌وقفه
برای تصویر تکرار این لحظه
برای چهره‌ای که می‌خنده
برای دانش‌آموزا برای آینده


برای این بهشت اجباری
برای نخبه‌های زندانی
برای کودکان افغانی
برای این همه برای غیرتکراری
برای این همه شعارهای تو خالی
برای آوار خونه‌های پوشالی
برای احساس آرامش
برای خورشید پس از شبای طولانی


برای قرص‌های اعصاب و بی‌خوابی
برای مرد، میهن، آبادی
برای دختری که آرزو داشت پسر بود
برای زن، زندگی، آزادی
برای آزادی

5 Comments

  1. احسان

    با درود،
    فکر کنم نیاز باشه نگاه ما بیشتر به تغییرات بنیادین در درون کشور ما باشد. این تغییرات می تواند به کشف نیرویی مستقل از نیروهای سرمایه داری و امپریالیستی باشد که نسبت به چند سال پیشتر با سرعت بیشتر و منطقی در حال شکل گیری است.

    نگاهی به این لینک بیندازید.

    https://t.me/kashowra/12925

    به نظرم شورای هماهنگی اتحاده های صنفی فرهنگیان توان تبدیل شدن به رهبری جنبش مردمی ایران را دارد، که تاکنون بر مطالبات هم دمکراتیک و هم عدالت خپاهانه قاطعانه پافشاری کرده است . این نشان از چپ و‌مارقی بودن این شورای فرهنگیان است. نیاز نیست پرچم این یا آن سازمان یا حزب را در دست بگیرد تا بهانه سرکوب بیشتر‌شود. پس آن قدرها هم چپ در درون کشور خواب نیست، رفیق سیامک. .

    در اعتراضات اخیر باید پذیرفت مه بر خلاف اعتراضات گذشته بویژه جنبش ۹۶ و ۹۸ ما شاهد شعارهای ارتجاعی مانند «رضا شاه …» نبودیم. این نشان می دهد علیرغم کوشش های شبانه روزی رسانه های سرمایه داری و امپریالیستی فارسی زبان موفق نبوده است. این حرفم به این معنا نیست که ۱) نباید آنها را دست کم بگیریم، آیدا. ۲) چپ تلاش بیشتر نکند ، ایدا. منظورم این است که چپ ها در درون کشور به اندازه توانایی هایشان و با توجه به فرصت های اندک موجود شبانه روز تلاش می کنند.

    حالا پس از فراخوان اعتصاب یک روز در مدارس ایران ، امروز فراخوان اعتصاب یک هفته ای داده است و از اقشار مختلف زحمتکشان خواست به این اعتصاب بپیوندند.

    این یک نیروی مترقی است و باید تمام قد از آن دفاع کرد تا مسیر درستش را ادامه دهد.

    پیروز باشید،

  2. سیامک

    با سپاس فراوان از رفیق گرامی احسان!

    خطر سرکردگی نیروهای راست هوادار امپریالیسم در جنبش جدی است. تنها راه نبرد با این خطر، یگانگی و هم کاری “چپ”انقلابی با هم، برای در دست گیری رهبری جنبش است. این را همه ی گروه های “چپ”انقلابی به خوبی می دانند، ولی فرقه گرایی تاکنون جلوی این هم کاری نیازمند را گرفته است.

    کمیته مرکزی فرقه دمکرات آذربایجان به درستی می نویسد: این برکسی پوشیده نیست که ضد انقلاب و کشورهای امپریالیستی چشم طمع دوخته اند تا از وضعیت پیش آمده، سواستفاده کنند و جنبش آزادیخواهانه مردم را از مسیر خود به نفع هدف های ضد انقلابی و ضد مردمی منحرف کنند. این مهم اتحاد همه نیروهای مردمی را بیش از پیش ضروری می نماید.
    تشکیلات دموکراتیک زنان ایران به درستی می نویسد: پیروزی در مبارزهٔ سهمگین پیش رو و تحقق حقوق و آزادی‌های دموکراتیک و عدالت اجتماعی و رفع تبعیض در جامعه، و به بیان دیگر تحقق شعار «زن، زندگی، آزادی»، مستلزم اتحاد و مبارزهٔ مشترک همهٔ گردان‌های مترقی اجتماعی و سیاسی و برچیدن بساط رژیم دیکتاتوری مذهبی حاکم در ایران، جدایی دین از حکومت، و برقراری جمهوری ملی و دموکراتیک در ایران است.

    نکته های امیدبخش در این جنبش فراوان است که باید با نشان دادن پرچم یک “چپ” انقلابی یگانه آن را نیرومند کرد. همه ی آن ها از بیانیه “شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران” پشتیبانی می کنند، ولی تک تک.

    هیئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ایران( راه کارگر) و حزب کمونیست ایران از بیانیه “شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران” پشتیبانی کرده اند. حزب توده ی ایران هم از این بیانیه پشتیبانی کرده است. سازمان اتحاد فداییان خلق ایران هم از این بیانیه پشتیبانی کرده است. سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) به زبان مجید عبدالرحیم پور سخن از “حمایت و پشتیبانی نهادهای مدنی و تشکلهای معلمان” می گوید.

    آیا به راستی نمی شد که این گروه ها برای نیرومند کردن شور انقلابی میان هواداران “چپ”انقلابی در درون جنبش و برانگیختن انگیزه هم کاری میان آن ها، یک بیانیه مشترک بدهند؟
    طبقه کارگر و رنج بر و مردم تنگ دست و تهی دست تا چه زمانی باید بهای نبود هم کاری میان نیروهای “چپ”انقلابی را بپردازند؟
    البته ناگفته نماند که حزب توده ی ایران با دلاوری دست هم کاری به روی همه ی این نیروها دراز کرد، ولی شوربختانه این فراخوان با پاسخ جدی دیگر نیروها روبرو نشده است.

    پیروز باشید رفیق گرامی

  3. احسان

    سپاس رفیق سیامک
    با تاکید دوباره بر ضرورت همکاری نیروهای چپ و مترقی بویژه در این دوره حساس کنونی که، همان طور که به درستی کفته اید، این طمع سیری ناپذیر را دارند که جنبش موجود را به سود به سمتی که می خواهند ببرند و شکی نیست و ایران هم مستثنی نیست.
    حزب بارها تلاش کرده و باز هم خواهد کرد و نباید مایوس شد. تک تک ما هم باید دست از تلاش بر نداریم.

    فکر کنم لازم باشد طوری بنویسیم و حرف بزنیم که نیروهای ازتجاعی داخل و بیرون فکر نکنند دست برتر را دارند. به نظر دقیق مشخص نیست چه نیروهایی برتر است . تنها چیزی که کمک می کند ببینیم کدام یک دست بالا را دارد، توجه دقیق به شعارهای مردم و بویژه دانشجویان است.
    مقاله شما را برای کسی فرستادم . وقتی خواند کفت: نباید زیادی نیروهای خارجی را بزرگ نشان داد، گرچه تهدیدهای آنها حدی است.

    ما مایوس نمی شویم و همچنان همه نیروهای مترقی بویژه چپ تشویق به همکاری می کنیم.

    دست تان را می فشارم.

  4. aby

    سلام
    با آمدن نیروهای چپ به میدان مبارزه، نیروهای راست به سم پاشی علیه آنان پرداخته و چهره ارتجاعی وضد مردمی خود را به نمایش گزارده و خواهند گزارد. آنان ناجوانمردانه شروع به لو دادن نیروهای چپ به مراکز امنیتی وتحریک آنان نموده اند. رفقا بیشتر مواظب باشند.

    1. سیامک

      با سپاس بسیار از هشدار به جای رفیق آبی!

      گزارش های نویدبخش از شرکت طبقه کارگر و پیشاهنگانش در جنبش هم اکنون فراوان است؛ اگرچه زخم پراکندگی “چپ” در تن جنبش هنوز نمایان است.

      همه ی هواداران “چپ”انقلابی باید بدانند که ما در جنگ دوسویه هستیم. یکی جنگ علیه واپس گرایان و بورژوازی انگلی به رهبری ولایت فقیه و جنگی دیگری علیه هواداران امپریالیسم برای به دست گیری رهبری جنبش. تنها با یگانگی و هم بستگی با هم می توان امید پیروزی داشت. هر گونه شکاف و پراکندگی میان هواداران “چپ”انقلابی به سود دشمنان ریز و درشت طبقه کارگر، رنج بران، تنگ دستان، نداران و دیگر آزادی خواهان است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 Comments

  1. احسان

    با درود،
    فکر کنم نیاز باشه نگاه ما بیشتر به تغییرات بنیادین در درون کشور ما باشد. این تغییرات می تواند به کشف نیرویی مستقل از نیروهای سرمایه داری و امپریالیستی باشد که نسبت به چند سال پیشتر با سرعت بیشتر و منطقی در حال شکل گیری است.

    نگاهی به این لینک بیندازید.

    https://t.me/kashowra/12925

    به نظرم شورای هماهنگی اتحاده های صنفی فرهنگیان توان تبدیل شدن به رهبری جنبش مردمی ایران را دارد، که تاکنون بر مطالبات هم دمکراتیک و هم عدالت خپاهانه قاطعانه پافشاری کرده است . این نشان از چپ و‌مارقی بودن این شورای فرهنگیان است. نیاز نیست پرچم این یا آن سازمان یا حزب را در دست بگیرد تا بهانه سرکوب بیشتر‌شود. پس آن قدرها هم چپ در درون کشور خواب نیست، رفیق سیامک. .

    در اعتراضات اخیر باید پذیرفت مه بر خلاف اعتراضات گذشته بویژه جنبش ۹۶ و ۹۸ ما شاهد شعارهای ارتجاعی مانند «رضا شاه …» نبودیم. این نشان می دهد علیرغم کوشش های شبانه روزی رسانه های سرمایه داری و امپریالیستی فارسی زبان موفق نبوده است. این حرفم به این معنا نیست که ۱) نباید آنها را دست کم بگیریم، آیدا. ۲) چپ تلاش بیشتر نکند ، ایدا. منظورم این است که چپ ها در درون کشور به اندازه توانایی هایشان و با توجه به فرصت های اندک موجود شبانه روز تلاش می کنند.

    حالا پس از فراخوان اعتصاب یک روز در مدارس ایران ، امروز فراخوان اعتصاب یک هفته ای داده است و از اقشار مختلف زحمتکشان خواست به این اعتصاب بپیوندند.

    این یک نیروی مترقی است و باید تمام قد از آن دفاع کرد تا مسیر درستش را ادامه دهد.

    پیروز باشید،

  2. سیامک

    با سپاس فراوان از رفیق گرامی احسان!

    خطر سرکردگی نیروهای راست هوادار امپریالیسم در جنبش جدی است. تنها راه نبرد با این خطر، یگانگی و هم کاری “چپ”انقلابی با هم، برای در دست گیری رهبری جنبش است. این را همه ی گروه های “چپ”انقلابی به خوبی می دانند، ولی فرقه گرایی تاکنون جلوی این هم کاری نیازمند را گرفته است.

    کمیته مرکزی فرقه دمکرات آذربایجان به درستی می نویسد: این برکسی پوشیده نیست که ضد انقلاب و کشورهای امپریالیستی چشم طمع دوخته اند تا از وضعیت پیش آمده، سواستفاده کنند و جنبش آزادیخواهانه مردم را از مسیر خود به نفع هدف های ضد انقلابی و ضد مردمی منحرف کنند. این مهم اتحاد همه نیروهای مردمی را بیش از پیش ضروری می نماید.
    تشکیلات دموکراتیک زنان ایران به درستی می نویسد: پیروزی در مبارزهٔ سهمگین پیش رو و تحقق حقوق و آزادی‌های دموکراتیک و عدالت اجتماعی و رفع تبعیض در جامعه، و به بیان دیگر تحقق شعار «زن، زندگی، آزادی»، مستلزم اتحاد و مبارزهٔ مشترک همهٔ گردان‌های مترقی اجتماعی و سیاسی و برچیدن بساط رژیم دیکتاتوری مذهبی حاکم در ایران، جدایی دین از حکومت، و برقراری جمهوری ملی و دموکراتیک در ایران است.

    نکته های امیدبخش در این جنبش فراوان است که باید با نشان دادن پرچم یک “چپ” انقلابی یگانه آن را نیرومند کرد. همه ی آن ها از بیانیه “شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران” پشتیبانی می کنند، ولی تک تک.

    هیئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ایران( راه کارگر) و حزب کمونیست ایران از بیانیه “شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران” پشتیبانی کرده اند. حزب توده ی ایران هم از این بیانیه پشتیبانی کرده است. سازمان اتحاد فداییان خلق ایران هم از این بیانیه پشتیبانی کرده است. سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) به زبان مجید عبدالرحیم پور سخن از “حمایت و پشتیبانی نهادهای مدنی و تشکلهای معلمان” می گوید.

    آیا به راستی نمی شد که این گروه ها برای نیرومند کردن شور انقلابی میان هواداران “چپ”انقلابی در درون جنبش و برانگیختن انگیزه هم کاری میان آن ها، یک بیانیه مشترک بدهند؟
    طبقه کارگر و رنج بر و مردم تنگ دست و تهی دست تا چه زمانی باید بهای نبود هم کاری میان نیروهای “چپ”انقلابی را بپردازند؟
    البته ناگفته نماند که حزب توده ی ایران با دلاوری دست هم کاری به روی همه ی این نیروها دراز کرد، ولی شوربختانه این فراخوان با پاسخ جدی دیگر نیروها روبرو نشده است.

    پیروز باشید رفیق گرامی

  3. احسان

    سپاس رفیق سیامک
    با تاکید دوباره بر ضرورت همکاری نیروهای چپ و مترقی بویژه در این دوره حساس کنونی که، همان طور که به درستی کفته اید، این طمع سیری ناپذیر را دارند که جنبش موجود را به سود به سمتی که می خواهند ببرند و شکی نیست و ایران هم مستثنی نیست.
    حزب بارها تلاش کرده و باز هم خواهد کرد و نباید مایوس شد. تک تک ما هم باید دست از تلاش بر نداریم.

    فکر کنم لازم باشد طوری بنویسیم و حرف بزنیم که نیروهای ازتجاعی داخل و بیرون فکر نکنند دست برتر را دارند. به نظر دقیق مشخص نیست چه نیروهایی برتر است . تنها چیزی که کمک می کند ببینیم کدام یک دست بالا را دارد، توجه دقیق به شعارهای مردم و بویژه دانشجویان است.
    مقاله شما را برای کسی فرستادم . وقتی خواند کفت: نباید زیادی نیروهای خارجی را بزرگ نشان داد، گرچه تهدیدهای آنها حدی است.

    ما مایوس نمی شویم و همچنان همه نیروهای مترقی بویژه چپ تشویق به همکاری می کنیم.

    دست تان را می فشارم.

  4. aby

    سلام
    با آمدن نیروهای چپ به میدان مبارزه، نیروهای راست به سم پاشی علیه آنان پرداخته و چهره ارتجاعی وضد مردمی خود را به نمایش گزارده و خواهند گزارد. آنان ناجوانمردانه شروع به لو دادن نیروهای چپ به مراکز امنیتی وتحریک آنان نموده اند. رفقا بیشتر مواظب باشند.

    1. سیامک

      با سپاس بسیار از هشدار به جای رفیق آبی!

      گزارش های نویدبخش از شرکت طبقه کارگر و پیشاهنگانش در جنبش هم اکنون فراوان است؛ اگرچه زخم پراکندگی “چپ” در تن جنبش هنوز نمایان است.

      همه ی هواداران “چپ”انقلابی باید بدانند که ما در جنگ دوسویه هستیم. یکی جنگ علیه واپس گرایان و بورژوازی انگلی به رهبری ولایت فقیه و جنگی دیگری علیه هواداران امپریالیسم برای به دست گیری رهبری جنبش. تنها با یگانگی و هم بستگی با هم می توان امید پیروزی داشت. هر گونه شکاف و پراکندگی میان هواداران “چپ”انقلابی به سود دشمنان ریز و درشت طبقه کارگر، رنج بران، تنگ دستان، نداران و دیگر آزادی خواهان است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *