نوشته: جمال کنج
برگردان: آمادور نویدی

تظاهرات در دانشگاه بریتیش کلمبیا(UBC) در ونکوور علیه بازدید موشه دایان، ژنرال ارتس اسرائیل.
افسانه های صهیونیستی:
اختراع واقعیت مصنوعی توسط اسرائیل
۷۵ سال پس از از نکبت(کوچ اجباری فلسطینیها)، من شاهدی زنده از خانواده ای «نامرعی» هستم که از خانه و کاشانه خود رانده شدند تا «مکانی» برای نوکیشان اروپایی خزر*(European Khazar) بنا کنند.
*اروپایی خزر(European Khazar)، عضوی از قوم ترک بود که بخش بزرگی از جنوب روسیه را از قرن ۶ تا ۱۱–م اشغال کرد و در قرن ۸–م به یهودیت گروید.
بهاحتمال زیاد، اسرائیل تنها « ملت» دوران پسااستعماریست که مدعی حاکمیت بر قلمرویست که با اقلیتی از یک جمعیت بیگانه و خارجی مشخص میشود.
گروههای شبهنظامی صهیونیستی، تحت قیمومت استعمارگران انگلیسی، کمپینی تروریستی بهراه انداختند که بیش از ۸۰۰ هزار فلسطینی را(براساس داده های سازمان ملل) از خانه و کاشانهاشان پاکسازی قومی کردند، سرزمینهایشان را مصادره نمودند، و بیش از ۵۰۰ شهر و روستا را ویران ساختند.
صهیونیسم سیاسی، نیم قرن پیش و از سال ۱۹۴۵، جهت ساخت تاریخی زیبا و فریبنده، روایتهای تحریف شدهای را با تنیدن اسطورهها، نقشها، اختصارات و افسانهها بر فراز ویرانههای خانه و کاشانه فلسطینیها بنا نمود. پروژه صهیونیستی، هویت فرهنگی دیرینه بومیان فلسطینی را مصادره نمود و هاسبارا(hasbara)(دیپلماسی عمومی) آنرا بهکار گرفت تا با جعل جغرافیای دروغین، تاریخ اساطیری آنرا تحریف کند.
بدون همدستی کامل قدرتهای غربی و کلیسا– که هر یک به دستورکار نامشروع خودخدمت میکرد– تا جهت توجیه غصب سرزمین مردم فلسطین، آلترناتیو صهیونیستی را بپذیرد– موفقیت فریبکارانه پروژه صهیونیستی غیرممکن بود.
جهت نمونه، به پیام تبریک اخیر پریزدنت کمیسیون اروپا، اورسولا ون دیر لیین(Ursula von der Leyen)، بهمناسبت ۷۵ –مین سالگرد پروژه صهیونیستی بنگرید. وی در پیام ویدئویی رسمی خود، تبلیغات دروغین صهیونیستها را تکرار نمود، و اینکه صهیونیستها «کویری را آباد کردند».
تصور آباد کردن بیابانی در سوئد نیز مضحک است– اینطور نیست؟ آیابههمان اندازه مضحک نیست که صهیونیستها، یا دستنشاندگان آنها در غرب، درباره فلسطین که در مرکز سرزمینهای حاصلخیز، با بارندگی سالانه واقع شده و قابل مقایسه با سوئد است، مغرضانه برخورد کنند؟ درواقع، میانگین بارش در اورشلیم، و مناطق گالیله فلسطین تاریخی از «بیابان» استگهلم بیشترست!
شرایط آب و هوایی پدیدههای جدیدی نیستند، و در کتاب مقدس قدیمی (Old Testament)، در سوره مهاجرت دستهجمعی–آیه هجرت ۳:۱۷، سرزمین کنعانیان(فلسطینیهای اصیل) را بهعنوان «سرزمینی که شیر و عسل در آن جاریست» توصیف نموده است.
برفرض که فون دیر لیین، احتمالا از کتاب مقدس یهودیها، یا از ویژگیهای آب و هوایی فلسطین مطلع نباشد، اما امکان ندارد که صهیونیستها با بهاصطلاح وعده و وعیدهای کتاب مقدس قدیمی آشنا نباشند. و اینکه چرا اشاعه اسطورههای صهیونیستی توسط روشنفکران غربی بدون چالش باقیمانده، و اجازه داده اند که افسانههای مذکور سر از کتابهای تاریخی در بیاورند، که متعاقبا، فقر هنگی را تا بالاترین سطح ارتقاء دهند.
پژوهشگران فلسطینی و یهودی که روایات دروغ صهیونیستی را بیاعتبار ساخته اند، توسط روشنفکران غربی نادیده گرفته شد.. جهت نمونه، احد هاام(Ahad Ha’Am)، اندیشمند برجسته یهودی اروپای شرقی و پدر صهیونیسم فرهنگی در سال ۱۸۹۱، خیلی پیشتر از تئودور هرتزل– بنیانگذار صهیونیسم سیاسی از سرزمین مقدس(فلسطین) دیدن نمود. هام از نخستین یهودیهایی بود که اسطورههای صهیونیسم سیاسی در باره فلسطین را به چالش کشید.
وی در بازگشت به اروپا، سریعا مشاهدات سفرش را برای حامیانش به رشته تحریر درآورد:
«در خارج از کشور براین باوریم که سرزمین اسرائیل (Eretz Yisrael )(بخوان فلسطین) تقریبا کاملا خالی از سکنه و مخروبه، کویریست که عاری از کشت است … اما درواقع اینطوری نیست، و دشوارست که در کُل فلسطین زمینی یافت که بایر باشد».
پروژه صهیونیستی که برخلاف کتاب مقدس قدیمی(Old Testament) درباره فلسطین که سرزمین «شیر و عسل» بود، باز هم اسطوره چرند و بدون چالش دیگری اختراع نمود، و فلسطین را «سرزمینی فاقد مردم برای مردمی فاقد سرزمین» (terra nullius) اعلام نمود.
شعار مذکور توسط گلدا مایر(Golda Meir )، رهبر اسرائیلی، در مصاجبه با ساندی تایمز (Sunday Times) در سال ۱۹۶۹ تکرار شد و گفت که «سرزمینی بهنام فلسطین وجود نداشته است». وزیر دارایی کنونی اسرائیلی، بزالئیل اسموتریچ(Bezalel Smotrich)، که یک برتریطلب یهودیست،در سفری که در ماه مارس گذشته به پاریس داشت، تقریبا همان گفته گلدا مایر را کلمه به کلمه بلغور کرد.
جهت تکذیب این گفته چرند، و از آنجاییکه صهیونیستها پیشتر روایات کتاب مقدس خودخودشانرا را تحریف کرده اند، از تکرار نقلقول کتاب مقدس قدیمی(Old Testament) در باره مردم در سرزمین کنعان پرهیز میشود. نه به کارزارهای صلیبی اشاره میشود که توسط ساکنان «غیرموجود» شکست خورده اند؛ نه به آمار سرشماری استعمارگران بریتانیایی در فلسطین استناد میشود.
در ادامه، درباره موارد واضح استدلال نمیشود: من مینویسم، پس، وجود دارم. با اینحال، به دو منبع اصلی صهیونیستی، پیش از تأسیس اسرائیل اشاره میشود.
بنیانگذار صهیونیسم سیاسی، تئودور هرتزل، در سال ۱۸۹۵، در دفتر خاطراتش نوشت: «ما باید تلاش کنیم که به جمعیت فقیر آنسوی مرز جرأت دهیم… پروسه غصب فلسطین و کوچاندن اجباری فلسطینیها… باید صبورانه و با تدبیر انجام گیرد».
جوزف ویتز (Joseph Weitz)، مدیر صندوق ملی یهودیها(Jewish National Fund (JNF)، نیز، دراواسط سالهای ۱۹۴۰، توضیح داد: «باید روشن شود که در فلسطین هیچ جایی برای دو ملت وجود ندارد».
۷۵ سال پس از از نکبت(کوچ اجباری فلسطینیها)، من شاهدی زنده از خانواده ای «نامرعی» هستم که از خانه و کاشانه خود رانده شده اند تا «خانه ای» برای نوکیشان اروپایی خزر*(European Khazar) بنا گردد.
ممکنست که دیگر آوارههای فقیر در فلسطین زندگی نکنند، اما به کوری چشم صهیونیسم، سرزمین «شیر و عسل» همیشه در قلب و خاطر فلسطینیهاست.
درباره نویسنده:
جمال کنج(Jamal Kanj)، نویسنده کتاب «کودکان فاجعه»، سفر از یک کمپ پناهندگان فلسطینی به آمریکا، و کتابهای دیگرست. وی اغلب دربار مشکلات دنیای عرب جهت تفسیرهای گوناگون ملی و بین المللی قلم میزند. وی این مقاله را به سایت شرح وقایع بهترتیب تاریخ فلسطین(The Palestine Chronicle) ارائه داده است.
https://www.palestinechronicle.com/writers/jamal-kanj
برگردانده شده از:
Zionist Myths: Israeli Invention of Artificial Reality
By Jamal Kanj

دیدگاهتان را بنویسید