چگونگی یگانگی نظری میان توده ای ها!
تصور کن اگر حتا  تصور کردنش سخته!

مقاله شماره: ۱۳ (۱۵/۰۴-۲۰۱۸) ( ۲۶ فروردین ۱٣۹۷ )
بر خلاف آنچه که آقای فرخ نگهدار می گوید نه تنها اشتراک ایدیولوژیک با حزب تازه چپ ندارند بلکه به هم نزدیکتر هستند. آقای نگهدار باز هم با مسحور شدن شکل از دیدن مضمون پدیده باز می ماند. برای نمونه اندیشه های “توده ای ها”، “۱۰مهر”، “نویدنو”، “عدالت” وو رنگ غلیظ مارکسیست- لنینیستی دارد که به مراتب به تشکیلات حزب توده ایران نزدیک تر است تا  به برنامه سوسیال دموکراسی دیگر حزبهای قدیمی و جدید.

زنده باد گفتگو میان توده ای ها!
وظیفه سوسیالیستی ما 

مقاله شماره: ۸ (۰۹/۰۴-۲۰۱۸) ( ۲۰ فروردین ۱٣۹۷ )
در انجام وظیفه دموکراتیک و سوسیالیستی نباید با مطلق گراي یکی را برتر از دیگری دانست و نباید هم با اندیشه مکانیکی تقدم و تدخر برای آن قائل شد.
باید هم از مطلق گرایی طرفداران بورژواز- دموکراتیک مرحله انقلاب برای برجسته ساختن نبرد آزادی خواهانه و اتحادهای گسترده اجتماعی برای تغییرات اجتماعى‏‏- سیاسى پرهیز کرد. و باید هم از مطلق گرایی طرفداران انقلاب سوسیالیستی برای برجسته ساختن مبارزه طبقاتی و اتحاد پرولتری برای تغییرات اجتماعى‏‏- اقتصادى پرهیز کرد.
باید ذهن را از تفکر متافیزیکی که حتمن یکی از این دو مبارزه جلوتر و مهم تر از دیگری است خلاص کرد و به هم تنیدگی و به هم پیوستگی این دو مبارزه را درک کرد.

در جمهوری اسلامی بهار همواره بدون نان و آزادی است!
تنها گُل اتحاد و مبارزه باغ آینده را بهار سازد!

مقاله شماره: ۳ (۲۷/۰۳-۲۰۱۸)
با این همه دگرگونی های دلکش و دلنواز ولی ما هنوز آنگونه که باید شاد نیستیم. تا زمانی که ارمغان های دل انگیز بهار پیشکش همه ی مردمان ما نشود ما نمی توانیم آن گونه که شایسته بهار است به پیشوازش رویم.
با این همه درد و رنج، گرسنگی و بدبختی باز باید به آینده خوش بین و امیدوار بود. نشانه های فرارسیدن بهار زحمتکشان و بهار آزادی فراوان است.

گفتگو بر پایه مواضع نظری مشخص و برای پراتیک انقلابی!
بیایید سال نو را با گفتگوی سازنده آغاز کنیم!

  وقتی نوشته رفیق امید را خواندم خوشحال شدم. شادمان از اینکه حزب توده ی ایران هنوز فرزندانی دارد که دقیق و باریک بین هستند و به ویژگی‌های زیباشناختی یک نوشته توجه دارند و به یادآوری ناگفته ها و نانوشته ها می پردازند. وقتی که پاسخ رفیقان “نوید نو” را …

زنان ننگ دین و زخم چرکین ولایت فقیه!
وظیفه ما در برابر جنبش زنان

مقاله شماره: ۱۱۱ (۱۷/۰۳-۲۰۱۸)
هنوز کودکان دختر را عروس پیرمردان هوس باز می کنند. دخترانی که به جز مرواریدهای اشک جواهری دیگر ندارند و دست شان از حنای آب خونین چشم رنگین شده است.
سرمایه برای زنده ماندن خون انسان های گرسنه‌ را می مکد و برخی از فرودستان را برای زنده ماندن به هر کاری وامی دارد. مبارزه طبقاتی تنها راه مبارزه علیه برده سازی زنان و از جمله برده سازی جنسی کودکان دختر است. با آزادسازی پدران و مادران این دختران از زنجیر ستم سرمایه داری آن ها دیگر برای ادامه زندگی ناگزیر به فروش دختران خردسال خود نخواهند شد.
روزی خواهد آمد که کودکان دختر آینده با برق نگاه‌ غمین و تیز خود پرده سیاه شب‌ را می درند، زنجیرها از پا می گسلند و درهای‌ بسته‌ی‌ برده گی را می گشایند. و بجای فریادهای‌ دردآلود نیمه‌‌شب ها ترانه آزادی آواز می کنند و خود را با رختی تمیز و روانی شاداب و تنی بی درد برای سلام به صبح آماده می کنند.

ای بسا هندو و ترک همزبان
اتحاد و انتقاد تنها راه نجات!

مقاله شماره: ۱۰۵ (۱۸/۰۲-۲۰۱۸)
حزب توده ایران هنوز از واقع بینانه ترین، آگاه ترین، ریشه دارترین، و مطمئن ترین خانه زحمتکشان ایران است و رهبری کنونی حزب توده ایران از برگزیده ترین، یکدست ترین، پرکارترین رهبری پس از ضربه بوده است. کسانی که این حقیقت را انکار می کنند یا از مغرضان و یا از دشمنان هستند.
به ویژه گروه “چپ” این رهبری در مقابله با “بلیر”سازی حزب توده ایران و دگرگونی آن به یک حزب “چپ” فراگیر و “نوین” نقش بزرگی ایفا کرده است و در پاک نگاه داشتن خط و خصلت طبقاتی حزب در برابر “بازنگران” مارکسی خوب ایستاده است و به اندازه زیادی در این کار پیروز بوده است.

خوش بینی سیاسی بر دوش سخت کوشی عملی!
مُهره و نشان “چپ” در خیزش؟!

مقاله شماره: ۱۰۲ (۸/۲-۲۰۱۸)
جنبش ضد دیکتاتوری و ضد سرمایه داری در جاده یی ناهموار و کژ و معوج گام می گذارد. این جنگ در درازنای خود شامل نبردهای (battles) گوناگون است که جمع دیالکتیکی آن ها همواره به جلو است. نتیجه هر نبردی گاهی پیروزمند و شادی آفرین و گاهی شکست آمیز و غمناک است. شکست در یک نبرد را نباید با پایان جنگ طبقاتی یکسان دانست.

پادزهر بدبینی، واکاوی و درس گیری از شکست است  
آتش خشم و دود ناامیدی

مقاله شماره: ۱۰۰ (۳۰/۰۱-۲۰۱۸)
بدترین دوران زندگی یک انقلابی دورانی است که دشمن سرمست از پیروزی گذرای خود با پرگویی و گستاخی خود را همیشگی می پندارد و پرنده های امید را یکی یکی به خون می کشد و گل های آرزو را پرپر می کند. با این که کار مبارزان آنی از حرکت جوشان خود وا نمی ایستند و مبارزان همیشه در حال سازماندهی و آگاهی دهی هستند، ولی تردیدی نیست که ابرهای سیاه سنگینی که آسمان میهن را تاریک کرده اند مبارزان را هم از پرتوی گرمابخش خورشید  بی بهره می کنند.

ولی دوستان و رفیق ها! کار ناشده بسیار است. ما وقتی برای غرق شدن در چاه بدبینی و ناامیدی نداریم. باید “چپ” آستین ها را بالا بزند و با دلیری سیاسی و پاکی اخلاقی در همه سنگرهای فرهنگی بجنگد تا هژمونی ایدیولوژیک زحمتکشان را فراهم کند.