برطرف ساختن تشتت نظرى‏‏‏ در جنبش توده‏اى‏‏‏ و تحكيم سازمانى‏‏‏ حزب توده ايران يك ضرورت عينى‏‏‏ تاريخى‏‏‏ است! سه ابرازنظر ديگر

مقاله شماره ١٣٨٧/٣٨

مضمون سه ابرازنظر درباره مسئله پايان بخشيدن به تشتت نظرى‏‏‏ و تحكيم وحدت سازمانى‏‏‏ حزب توده ايران (به پايان نوشته حاضر مراجعه شود)، اگر هم در ظاهر برداشتى‏‏‏ احساسى‏‏‏، پرخاش‏گرانه و تا اندازه‏ى‏‏‏ مايوسانه را در بين هواداران حزب تداعى‏‏‏ مى‏‏‏كنند، خصلتاً نظرياتى‏‏‏ هستند كه در جهت تداوم مبارزه انقلابى‏‏‏ براى‏‏‏ ايجاد يك صدايى‏‏‏ اصولى‏‏‏ و در انطباق با سرشت حزب توده ايران مى‏‏‏باشند.
«كارى‏‏‏ كه شروع شده را بايد ادامه داد» كه كيوان بر آن انگشت مى‏‏‏گذارد و يا «مبارزه و از خودگذشتگى‏‏‏» كه بهرنگ به مثابه ويژگى‏‏‏ اعضا و هواداران حزب برمى‏‏‏شمرد كه خدشه‏دار شده است و حتى‏‏‏ ناباورى‏‏‏ نهفته در نظر صبورى‏‏‏ در برابر شيوه غيرتوده‏اى‏‏‏ به كار گرفته شده در برابر تمنا براى‏‏‏ مبارزه انقلابى‏‏‏ به منظور‏ برطرف ساختن تشتت نظرى‏‏‏ در جنبش توده‏اى‏‏‏، همه و همه حكايت از اين امر مى‏‏‏كنند، كه انديشه ضرورت مبارزه انقلابى‏‏‏ با اين تشتت، مى‏‏‏رود در جنبش توده‏اى‏‏‏ به نيروى‏‏‏ مادى‏‏‏ تبديل شود. و اين، عمده‏ترين دستاوردى‏‏‏ مى‏‏‏تواند باشد كه انتظار آن در آغاز «كارى‏‏‏ كه شروع شده»، ممكن مى‏‏‏بود.

انتخابات دوره دهم رياست جمهورى‏ و برنامه اقتصادى‏- سياسى‏ ملى‏ و دموكراتيك «شناسنامه طبقاتى‏ مناسب»

مقاله شماره ٣٧/١٣٨٧

«وقتى‏ تو آمدى‏، بهار بود» عنوان مقاله‏اى‏ در تارنگاشت عدالت (١٦ آذر ١٣٨٧) است، كه در آن خ. طهورى‏ به درستى‏ شيوه و محتواى‏ مبارزات انتخابى‏ دوره دهم رياست جمهورى‏ در ايران را مورد انتقاد قرار مى‏دهد و توجه را بر اهميت دارا بودن يك برنامه «اقتصادى‏ و سياسى‏ مردمى‏» توسط كانديداها جلب كرده و ضرورت تجهيز مردم را براى‏ شركت در انتخاب «نامزدى‏ با شناسنامه طبقاتى‏ مناسب» گوشزد و با برجسته ساختن وظايف «نيروهاى‏ خلقى‏» مى‏نويسد :
«آنچه كه در شرايط كنونى‏ ايران و جهان مربوط به نيروهاى‏ خلقى‏ مى‏شود، اينستكه تلاش نمايند با توجه به اهداف تاكتيكى‏ و استراتژيك خود، آگاهى‏ توده‏ها را ارتقا داده و با بسيج مردم زمينه به صحنه آمدن نامزدى‏ با برنامه اقتصادى‏- سياسى‏ مردمى‏ را مهيا نموده و يا عناصر برنامه‏اى‏ خود را برجسته كرده و التزام عملى‏ به آن‏ها را به نامزدى‏ با شناسنامه طبقاتى‏ مناسب تحميل نمايد. …».

بدون آنكه بتوان از متن مقاله به شناخت از «نيروهاى‏ خلقى‏» نايل شد، و يا درباره «اهداف تاكتيكى‏ و استراتژيك» اين نيروها به درك روشنى‏ دست يافت و يا بتوان براى‏ انتزاع «شناسنامه طبقاتى‏ مناسب» مضمون و محتوايى‏ تصور نمود، مى‏توان به طور خلاصه نكات عمده در يك «برنامه اقتصادى‏- سياسى‏ مردمى‏» را در ادامه مطرح ساخت.

روند برانداختن تشتت نظرى‏‏‏ در جنبش توده‏اى‏‏ به پيش مى‏‏‏‏رود (بخش یک) كالبدشكافى‏‏‏‏ يك ”سنـد“

وجود تشتت نظرى‏‏‏‏ در جنبش توده‏اى‏‏‏‏ متاسفانه يك واقعيت عينى‏‏‏‏ است. همانطور كه خواست و نياز برطرف كردن اين پديده متضاد با خصلت جنبش نيز يك نياز عينى‏‏‏‏ جنبش توده‏اى‏‏‏‏ بوده و تنها خواستى‏‏‏‏ ذهنى‏‏‏‏ و احساسى‏‏‏‏ نمى‏‏‏‏باشد.
بر اين پايه است كه خواست توده‏اى‏‏‏‏ها براى‏‏‏‏ بحث درباره برطرف كردن اين پديده غيرطبيعى‏‏‏‏ در جنبش توده‏اى‏‏‏‏، يك درخواست، يك تمناى‏‏‏‏ فردى‏‏‏‏ و ذهنى‏‏‏‏ نبوده، بلكه ”حق“ است. حقى‏‏‏‏ عينى‏‏‏‏ و تاريخى‏‏‏‏ و مستدل!

روند برانداختن تشتت نظرى‏‏‏ در جنبش توده‏اى‏‏ به پيش مى‏‏‏‏رود (بخش دو) كالبدشكافى‏‏‏‏ يك ”سنـد“

وجود تشتت نظرى‏‏‏‏ در جنبش توده‏اى‏‏‏‏ متاسفانه يك واقعيت عينى‏‏‏‏ است. همانطور كه خواست و نياز برطرف كردن اين پديده متضاد با خصلت جنبش نيز يك نياز عينى‏‏‏‏ جنبش توده‏اى‏‏‏‏ بوده و تنها خواستى‏‏‏‏ ذهنى‏‏‏‏ و احساسى‏‏‏‏ نمى‏‏‏‏باشد.
بر اين پايه است كه خواست توده‏اى‏‏‏‏ها براى‏‏‏‏ بحث درباره برطرف كردن اين پديده غيرطبيعى‏‏‏‏ در جنبش توده‏اى‏‏‏‏، يك درخواست، يك تمناى‏‏‏‏ فردى‏‏‏‏ و ذهنى‏‏‏‏ نبوده، بلكه ”حق“ است. حقى‏‏‏‏ عينى‏‏‏‏ و تاريخى‏‏‏‏ و مستدل!

سيماى‏‏ مردمى‏‏ حزب توده ايران (١) پيوند گسست‏ ناپذير وظيفه سوسياليستى‏‏ و دموكراتيك

مقاله 35/ 1387
سيماى‏‏ مردمى‏‏ حزب توده ايران نام اثرى‏‏ است كه زنده‏ياد ف. م. جوانشير پس از برگزارى‏‏ پلنوم هفدهم كميته مركزى‏‏ حزب توده ايران در تهران در فروردين‏ماه ١٣٦٠ و به مثابه فشرده‏اى‏‏ از وظايف حزب طرازنوين طبقه كارگر در دوران نبرد طبقاتى‏‏ ”كه بر كه“ در سال‏هاى‏‏ سرنوشت ساز پس از انقلاب بزرگ بهمن ٥٧ به رشه تحرير در آورده است.
اهميت تئوريك و سياسى‏‏ اين كتاب ٨٧ صفحه‏اى‏‏ براى‏‏ مبارزات امروزه حزب توده ايران ازاين‏رو بايد برجسته گردد، زيرا اثرى‏‏ است كه با شناخت و با نگاه به خطر بزرگى‏‏ كه دستاوردهاى‏‏ انقلاب بهمن را در آن روزها مورد تهديد قرار داده و در اعلاميه ارديبهشت‏ماه ١٣٦٠ حزب تجلى‏‏ يافته بود، نگاشته شده است. خطرى‏‏ كه نهايتاً، همانطور كه در اعلاميه ارديبهشت نيز درباره آن هشدار داده شده بود، با برقرارى‏‏ سيطره نيروهاى‏‏ ”راستگرا“، به واقعيت تبديل شد.
بازخوانى‏‏ كتاب و انتقال ديالكتيكى‏‏ مضمون سياسى‏‏ آن بر شرايط كنونى‏‏ حاكم بر ايران، كه كليد تئوريك آن را نيز كتاب ارايه مى‏‏دهد، نه تنها از منظر شناخت شرايط نبرد طبقاتى‏‏ حاكم بر جامعه ايرانى‏‏ و يافتن وظايف روز از اهميت بسيارى‏‏ برخوردار است، بلكه براى‏‏ درك كوشش ارتجاع براى‏‏ به قول جوانشير «ايجاد، تاسيس، اصلاح و … حزب توده ايران» در شرايط كنونى‏‏ نيز از اهميت بسزايى‏‏ برخوردار مى‏‏باشد.

ديالكتيك نفى‏ يا نفى‏ ديالكتيك؟ (بخش اول) مكتب فرانكفورت در پرتوى‏ ماركسيسم

مقاله شماره ٣٣/١٣٨٧
پيش‏گفتار

دهه ٦٠ و ٧٠ قرن بيستم، در اروپا و به‏ِويژه در فرانسه و آلمان سال‏هاى‏ اوج جنبش دانشجويى‏- روشنفكرى‏ بود، كه خود را مستقل از نبرد طبقاتى‏ در جامعه، آرى‏ مافوق آن مى‏پنداشت و براى‏ خود به‏مثابه “نخبـگان“ و “فرهيختـگان“ جامعه، نقش نيروى‏ محركه و موتور براى‏ تغييرات اجتماعى‏ قائل بود. “چپ نو“ نامى‏ بود كه اين جنبش بر خود نهاده بود و “تئورى‏ انتقادى‏“ را پرچم انديشه خود اعلام كرده بود. دو عنصر ”ديالكتيك نفى‏“ و پوزيتويسم پنهان مضمون فلسفى‏ و تئوريك ”تئورى‏ انتقادى‏“ را تشكيل مى‏دهند. در آن، ”ديالكتيك نفى‏“ پوششى‏ است براى‏ سنتز بين فلسفه زندگى‏ و پوزيتويسم. نتيجه الزامى‏ ديالكتيك نفى‏، ”تئولوژى‏ نفى‏“ است كه در آن ”مطلقيت“، عنصر اساسى‏ اتوپياى‏ فلسفى‏- آنتروپولوژيكى‏ مى‏باشد.
اين جنبش خرده‏بورژوايى‏ كه از سال‏هاى‏ ٢٠-٣٠ همين قرن در كنار و تحت تاثير جنبش كارگرى‏ انقلابى‏ بوجود آمد، با نفى‏ ساختار طبقاتى‏ جامعه، عملاً نبرد طبقاتى‏ در جامعه را نفى‏ كرد و با مواضع پوزيتويستى‏ خود به مدافع و توجيه‏گر نظام سرمايه‏دارى‏ تبديل شد.

”اتحاد و انتقاد“ و ”اصلى‏ترين تضاد“ بخش دولتى‏ اقتصاد، پيش‏شرط استقلال اقتصادى‏ ”معشوق“

مقاله شماره 31/ 1387
با هدف هموار ساختن راه وحدت نظرى‏ در جنبش توده‏اى‏، ”توده‏اى‏ها“ به بررسى‏ نظرياتى‏ پرداخت كه نزد گردان‏هاى‏ مختلف در جنبش مطرح هستند. سه نوع انديشه نزد گردان‏هاى‏ مختلف توده‏اى‏ نشان داده شد. اين سه گروه از نظريات در نوشته ”ابرازنظر سوم، اهداف استراتژيك ما در مرحله كنونى‏، قشربندى‏ در حاكميت … (مقاله شماره ٢٤)“ برشمرده شده و مورد ارزيابى‏ قرار گرفته اند. خواننده علاقمند مى‏تواند به اصل مطلب نيز مراجعه كند.

”ابرازنظرى‏“ ديگر «آزادى‏ انتخاب، آرى‏، انتخابات آزاد، خير!» «وحدت ديالكتيكى‏ مبارزه براى‏ آزادى‏هاى‏ دمكراتيك و اقتصاد ملى‏ دمكراتيك»

مبارزه با تشتت نظرى‏ و نهايتاً سازمانى‏ در جنبش توده‏اى‏ وظيفه‏اى‏ است كه ”توده‏اى‏ها“ در برابر خود نهاده و انتشار خود را برپايه آن ضرورى‏ دانسته است. اين مبارزه، مبارزه‏اى‏ ذهنى‏ و اراداه‏گرايانه نيست. بلكه ناشى‏ از ارزيابى‏ عينى‏ مستدلى‏ است از تشتت نظرى‏ و سازمانى‏ تاريخى‏ و تلخ تحميل شده به حزب توده ايران و جنبش توده‏اى‏. آنطور كه به نظر مى‏رسد، بررسى‏ علل تاريخى‏ ايجاد شدن تشتت نظرى‏ در جنبش توده‏اى‏ به منظور برطرف ساختن تشتت نظرى‏ راهگشا نمى‏باشد. لذا بايد در شرايط كنونى‏ به بحث درباره دو نكته، كه دورنماى‏ مبارزه را ترسيم مى‏سازند، اولويت داده شود.

يكى‏ موضع‏گيرى‏ مستند و روشن و صريح همه گردان‏هاى‏ توده‏اى‏ در اين باره است، كه آيا بايد به اين تشتت نظرى‏ پايان داد، يا خير؟
متاسفانه تاكنون به جز از طرف ”كميته وحدت“، ارزيابى‏ مستندى‏ درباره اين ضرورت مطرح نشده است. اگر نظرى‏ ابراز شده است، ازجمله توسط ”راه‏توده“، موضعى‏ عليه اين كوشش مى‏باشد. موضعى‏ كه اما بدون هر استدلالى‏ طرح گشته و مى‏تواند واكنشى‏ عجولانه باشد. اميد مى‏رود كه چنين باشد. موضع ”راه‏توده“ مبتنى‏ بر ضرورت سپردن وحدت نظرى‏ و سازمانى‏ جنبش توده‏اى‏ به «بستر حوادث آينده» يك ”تز“ اثبات نشده است. طرح كنندكان تز بايد به اثبات برسانند، كه چرا ادامه تشتت در خدمت آن «سرمايه‏گذارى‏» امپرياليستى‏ نيست، كه مى‏كوشد «پراكندگى‏» در جنبش توده‏اى‏ را به «سود مادام‏العمر» براى‏ خود تبديل سازد، آنطور كه آن را ”كميته وحدت“ به درستى‏ برجسته مى‏سازد.

نكته دوم، ارايه راهكارى‏ است كه روند برطرف ساختن تشتت نظرى‏ را به پيش مى‏راند.
پيشنهاد ”توده‏اى‏ها“ در اين باره، پيشنهادى‏ روشن و صريح است. به نظر مى‏رسد بايد با طفره رفتن از پراكنده‏گويى‏، هر گروه و گردان توده‏اى‏ موضع خود را درباره ”اصلى‏ترين تضاد“ در دوران كنونى‏ نبرد طبقاتى‏ در ايران اعلام دارد. بحث را بر سر اين نكته بايد از اين‏رو متمركز ساخت، زيرا از اين طريق، اول- ارزيابى‏ از نبرد طبقاتى‏ در كشور صراحت و روشنى‏ مى‏يابد؛ دوم- تفاوت و مرز بين شركت در نبرد طبقاتى‏ و مسئله اتحادها در دوران كنونى‏ در جنبش توده‏اى‏ به بحث گذاشته و درك مى‏شود.