كالبدشكافى انديشه (٢) خصلت «اصلىترين تضاد»؟ انديشه انقلابى، محور وحدت نظرى
فشرده ابرازنظر
«اگر ٥٠ بار … ذكر وحدت گفته شود و … بارها از ديالكتيك و ماركس و خلاقيت انقلابى و … نوشته شود، اما نتوان به سوال ساده تركيب مجلس و لايهبندىهاى حكومتى چه اختلافاتى با هم دارند و چه هدفى را دنبال مىكنند و …، حرفى زده نشده كه مردم و فعالان سياسى غير حكومتى [از نظر] تودهاى [مطلع شوند]. تئورى، كارپايه فكرى براى تحليل لحظه به لحظه تحولات [است]، نه آن كه آن را طوطىوار و مثل كلاس درس به آقا معلم پس بدهند.
نكته بسيار مهم ديگر، ارزيابى از توازن نيروها در جامعه است، كه بازتاب آن در حاكميت هميشه متبلور مىشود.
قبل از سينه سپر كردن براى وحدت سياسى حزب، [بگوئيد] … درك سياسى از ايران كنونى [چيست] … حرفهاى زمينى بايد زد، نه حرفهاى كلى و آسمانى. …
به عنوان كشف تضاد اصلى جامعه، مهر سرمايهدارى بر پيشانى حكومت كوبيدن و … منتظر انقلاب سوسياليستى ماندن، … وقتى سياست مشخص و دقيق در ارتباط با تحولات جامعه وجود نداشته باشد، تشتت حاصل آنست. …
ما … نمىتوانيم و نبايد تنها منعكس كننده اخبارى باشيم كه همه جا منتشر شده و مىشود، بلكه [بيان] دلائل و چرائى و عقبه آن اخبار و رويدادهاست كه ديگرانى را نيز جلب مىكند. …
اول از همه ياد نقد راه توده مىافتند، [زيرا] راه توده … طى ١٧ سال در باره مسائل روز ايران اظهار نظر كرده …»
همانطور كه در اولين مطلب منتشر شده در ”تودهاىها“ توضيح داده شده، هدف از انتشار صفحه حاضر مبارزه با تشتت نظرى غيرضرور و در تضاد با ذاّت جنبش تودهاى و ايجاد يك صدايى در جنبش تودهاى مىباشد. اگر بحث درباره عـلل ايجاد شدن واقعيت تلخ تشتت نظرى و سازمانى، كه ”ه. م. كميته وحدت“ در ابرازنظر خود آن را به درستى «راهى كه متاسفانه به درازا كشيده …» شده مىنامد، راهگشا نخواهد بود. جستجوى راه گذار از تشتت و ايجاد وحدت نظرى در جنبش تودهاى مىتواند راهگشا باشد. راهى كه به خاطر طولانى شدن زمان جدايىها و ايجاد شدن ساختارهاى متفاوت در جنبش تودهاى، كه از استوارى و ثبات و تجارب مثبت و منفى در مبارزات خود برخودار شدهاند، مىتواند ناهموار و يا حتى طولانى از كار درآيد.
گذار از چند صدايى تحميل شده اما اجتنابناپذير است. تنها با برخوردى صميمانه و با ابراز صريح نظرها و پايبندى به روشنى مضامين، پشت سر گذاشتن سختىهاى راه ممكن و عملى خواهد بود. همانطور كه در نوشته قبلى نيز اشاره شد، ”تودهاىها“ خواهد كوشيد از هر برخورد سوتفاهم برانگيز در بحثها امتناع ورزد. اميد مىرود لغزشهاى احتمالى ناشناخته مانده در جريان بحثها، با گوشزد صميمانه روبرو گردد.
مسئله اتحادها (٣) ”اتحاد و انتقاد“ در برداشت تارنگاشت ”عدالت“ «احمدىنژاد به دنبال چيست»
زمانى كه گفته مىشود كه بايد با تشتت نظرى در جنبش تودهاى مبارزه كرد و مسئولين حزبى از همه در اين زمينه مسئولتر هستند، عدهاى مىگويند، ”مگر رفيق خاورى مىتواند معجزه كند“؟
البته هيچكس «رستم دستان» نيست و ”معجزه“ هم نمىتواند بكند. طرح اين گونه مسائل جدى نيست.
بحث بر سر اين نكته است، كه تنها با برخورد صميمانه نظريات در مورد مسائل مورد بررسى است كه نظريات صيقل مىيابند و تدقيق مىگردند و مضمون مبارزات حزب توده ايران در جنبش تودهاى و بين مردم درك مىشود. تنها از اين طريق نيز ممكن مىگردد، كه مواضع صادقانه، اما اشتباه، در برابر مواضعى كه از خارج به درون جنبش تودهاى وارد شده و با ذاّت جنبش تودهاى در تضادند و هدف ديگرى را دنبال مىكنند، شناخته و افشا شوند. يعنى سّره از ناسّره تشخيص داده شود.
كوشش براى جلب توجه رفقاى مسئول به مسئوليت تاريخى در مبارزه براى رفع تشتت نظرى در جنبش تودهاى، از چنين مضمونى برخوردار است! مضمونى كه داراى محتوايى عينى و مادى، و نه افسانهاى، رازگونه- عرفانى و يا اخلاقى مىباشد!
جنبش تودهاى داراى هيچ وسيله ديگرى جز بحث صميمانه و متين و مبتنى بر انديشه تئوريك و فلسفى حزب توده ايران ندارد، تا بتواند از سقوط در ورطه اشتباه و گمراهى دورى جويد. بايد با گوش هوش به خاطره طنين گرم صداى سياوس كسرايى گوش فراداد، كه ”خـطر“ را گوشزد مىكند:
خطـر!
جاده لغزنده و شب تاريك است.
در فراز درّه، ره باريك است.
رهگذر،
در چنين گرده صعب و چنان تنگه هول،
با چراغى كه نفس مىبردش دم به دم،
از يورش باد،
كج نيفتى به چپ و راست، خطـر!
سياوش كسرايى، ٩ بهمن ١٣٦٤
ابرازنظر ٤ و ٥ «گر بيفروزيش، رقص شعلهاش در هر كران پيداست» «تضاد علم و خرافات» «زبان تودهاى»
اگر در هر دو عرصه، عرصه پايمال شدن آزادىهاى دمكراتيك و قانونى و عرصه تاراج ثروتهاى ملى توسط ارتجاع داخلى و جهانى، مردم را به مبارزه دعوت نكردهايم، به علت بىاطلاعى ما از تركيب مجلس و اهداف قشربندى در حاكميت سرمايهدارى در جمهورى اسلامى ايران نبوده است. علت اين بىتحركىِ توجيهناپذير و غيرمستدل، علت اين بىتحركى، فقدان موضع انقلابى در انديشه و عمل ما بوده است.
سكوت و عدم تحرك انقلابى ما، ناشى از فقدان شناخت ما از ”اصلىترين تضاد“ حاكم بر جامعه و عدم درك ما از لزوم مبارزه انقلابى در ”اصلىترين عرصه مبارزه اجتماعى“ بوده است!
…
عرصه مصاف مردم با ارتجاع، عرصه مبتنى بر قانون اساسى است!
تبليغ براى منافع مردم و در دفاع از منافع ملى بايد مبارزهجويانه و شورانگيز و با كيفيت انقلابى باشد، بايد بيفروزيش، تا رقص شعلهاش تن را گرم و روح را به جولان وادارد. تبليغ براى تجهيز تودهها بهمنظور به عقب راندن ارتجاع از مواضعى كه به طور غيرقانونى به چنگ آورده، ديده شدن شعله آتش، از كران تا كران است.
«اعجـاز فـرزنـد بـاور اسـت» (احسان طبرى)
”بهرام“، يكى از علاقمندان در ابرازنظر انتقادى خود ازجمله بر نكته پراهميتى انگشت گذاشته و آن را «پرحرفى و به رخ كشيدن اطلاعات مثلاً تئوريك» ناميده است. اين انتقاد درواقع بيان انتقاد برخى از علاقمندان با نگاهى ديگر مىباشد. متاسفانه انتقاد داراى اشكال «تند و دردآور» نيز است، آنطور كه ”سردبير راهتوده“ انتقاد خود را نسبت به بهكار بردن واژه «ديالكتيك» در نوشتههاى ”تودهاىها“ مىنامد و معتقد مىباشد كه با «حلوا حلوا» گفتن، دهان شيرين نمىشود.
اما مسئله جدىتر از آن است، كه ”تودهاىها“ براى آرامش منتقدين و تظاهر به احترام گذاشتن به وضع روحى افراد، آن را دقيقتر به بحث نگذارد. لذا سطور زير:
ابرازنظر سوم «اهداف استراتژيك ما در مرحله كنونى» «قشربندى در حاكميت و اهداف آنان» «متحدين كيانند»
متن ابرازنظر:
سلام! کسانی که میکوشند راه وحدت یا دست کم راه تبادل نظر توده ای ها را هموار کنند، باید بین توده ای ها تاحدی شناخته شده باشند. متاسفانه شما گردانندگان این وبلاگ خود را معرفی نمیکنید تا شک وتردید ها کم یا تمام شود. اظهار نظر کنندگان هم، بجز سردبیر راه توده، نام وهویتی ندارند.
سایت یا وبلاگتان خیلی در هم است. معلوم نیست که اظهار نظر ها مربوط به کدام نوشته است. خیلی از نوشته ها یک مقاله جدا و کم ارتباط با مسئله دیالوگ بین توده ای هاست. اظهار نظر ها را مثل بسیاری از وبلاگها میتوانید به ترتیب در یک صفحه زیر هم قرار دهید. اینطوری همه میفهمند که فرستنده ی قصدش مقاله نویسی نبوده و به موضوع مشخصی میپردازد.
اغلب نوشته های منعکس شده در اینجا فقط پر حرفی و به رخ کشیدن اطلاعات مثلا تئوریک است. من اینجا نمیایم که کسی برایم از برومرلویی بناپارت داستان سرایی کند.
صریح وروشن هر کس بنویسد که اهداف استراتژیک ما در این مرحله چیست. هر کس تحلیلی از نیروهای موجود در حاکمیت واهداف هر نیرو ارائه دهد. نیروهایی که باید سعی در ایجاد نزدیکی با آنها انجام گیرد، با نام روشن کند و حتی المقدور از بکار بردن عبارات کلی بی مصداق (مثل خرده بورژوازی یاهر کوفتواژی دیگر) بپرهیزد.
هر کس روشن کند که تناسب قوا را در حاکمیت ودر اجتماع چگونه می بیند.
بهتر است، بیش از افراد جدا ومنفرد، مسئولین ونمایندگان نشریات یا جریانهای مختلف توده ای نظر داده وبنوعی مناظره رفیقانه کنند. موفق باشید
1- براى تعيين ”اهداف استراتژيك و شناخت از متحدان“، كه ”بهرام“ مىطلبد، ضرورى است بر سر تعريف شرايط موجود در ايران توافق داشت.
در ”انقلاب ملى- دمكراتيك را به ثمر برسانيم!“ درباره شرايط جديد حاكم بر ايران نظريات قابل بحث (قابل بحث ونه حرف آخر!!) مطرح شده و براى آنها استدلال شده است. خواننده علاقمند مىتواند براى آشنا شدن به جزئيات و بهويژه استدلالها به اصل مطلب مراجعه كند. در آنجا اين نتيجهگيرى كلى ارايه مىشود، كه «شرايط جديد حاكم بر ايران كه با صدور “حكم حكومتى“ درباره نقض غيرقانونى اصل ٤٤ قانون اساسى در تيرماه ١٣٨٥ ايجاد شده است، يكبار ديگر موضعگيرى روشن و صريح حزب توده ايران و جنبش تودهاى را درباره اوضاع كشور و وظايف ما، درباره سرنوشت انقلاب ملى- دمكراتيك و چگونگى به ثمر رساندن آن، ضرورى ساخته است.»
ابرازنظر دوم به چند صدايى پايان دهيم! «جسارت ورود به گود حوادث داخل كشور»
(به منظور مطالعه متن ابرازنظر ”راهتوده“ به http://www.tudeh-iha.com/?p=441&lang=fa مراجعه شود.)
جسارت ورود به گود حوادث داخل كشور، تنها مىتواند با هدف تغيير آن همراه باشد. براى اين تغيير بايد دانست واقعيت چيست. يعنى بايد دانست كه تركيب طبقات و قشربندىها در جامعه و تناسب قوا چگونه است و …. ازيكسو و همچنين بايد از سوىديگر دانست، جهت تغيير جامعه بايد به كدام سو باشد؟
اولين ابراز نظر به چند صدايى پايان دهيم!
علاقمندى ابراز نظر خود را با پرسشى آغاز مىكند و مىنويسد:
متن ابراز نظر:
«اول بگوييد در اين سالها چه كار مىكرديد، بعد به تودهاىها سفارش كنيد، چه كار كنند، چه كار نكنند!
بوى فرصتطلبى مزمنى كه با آن آشنا هستيم، مىآيد از اين سايت. مبارزه با وحدت حزبى، از مبارزه با امثال شما مىگذرد!»
منتقد علاقمند حق دارد درباره گذشته ”سايت“ بداند. پرسش بجاست. پرسشى، كه پاسخ به آن، به علل وجود تشتت نظرى و سازمانى در جنبش تودهاى باز مىگردد. بدون ترديد مىتوان مبارزه عليه اين تشتت را از نقطهاى كه علاقمند منتقد مطرح مىسازد، نيز آغاز نمود. شيوه معمول: بگو كيستى، تا بگويم چيستى! آيا اين شيوه موفقى خواهد بود؟
