نام بحران، سرمايه‏دارى‏‏‏ است راه خروج، سوسياليسم است!

بحران مالى‏‏‏ نظام سرمايه‏دارى‏‏‏ در هفته‏هاى‏‏‏ اخير به مركزى‏‏‏ترين و هيجان انگيزترين خبر در رسانه‏هاى‏‏‏ كشورهاى‏‏‏ امپرياليستى‏‏‏ و در سراسر جهان تبديل شده است. احزاب چپ، ازجمله ايرانى‏‏‏ نيز در اين زمينه مطالب بسيارى‏‏‏ منتشر ساخته‏اند.
براى‏‏‏ درك خصلت واقعه، تنها برشمردن آن كافى‏‏‏ نيست، بلكه جنبش توده‏اى‏‏‏ بايد آن را از دو منظر ويژه نيز مورد توجه قرار دهد. دو منظرى‏‏‏ كه در خدمت مبارزات مردم ايران براى‏‏‏ دستيابى‏‏‏ به حقوق قانونى‏‏‏ و آزادى‏‏‏هاى‏‏‏ دمكراتيك و همچنين گشودن راه رشد اقتصادى‏‏‏ ملى‏‏‏ و دمكراتيك براى‏‏‏ ايران مى‏‏‏باشد.

«زمينه‏هاى‏‏‏‏ لازم براى‏‏‏‏ برگزارى‏‏‏‏ انتخاباتى‏‏‏‏ آزاد» تضادهاى‏‏‏‏ اجتماعى‏‏‏‏ در نظام سرمايه‏دارى‏‏‏‏ حاكم بر جمهورى‏‏‏‏ اسلامى‏‏‏‏، بار ديگر راه‏حل انقلابى‏‏‏‏ را مطرح مى‏‏‏‏سازد!

سيد محمد خاتمى‏‏‏‏، در ديدار بمناسبت فعاليت مجدد خبرگزارى‏‏‏‏ كار ايران (ايلنا) و در ارتباط با انتخابات آينده رياست جمهورى‏‏‏،‏ سخنانى‏‏‏‏ درباره «زمينه‏هاى‏‏‏‏ لازم براى‏‏‏‏ برگزارى‏‏‏‏ انتخاباتى‏‏‏‏ آزاد» مطرح ساخت و آن‏ها را «مهم و حساس» تر از نتايج انتخابات ارزيابى‏‏‏‏ نمود.

در سخنان خاتمى‏‏‏‏ دو موضوع متفاوت و در عين‏حال در ارتباط با يكديگر مطرح شده است.
يكى‏‏‏‏ بحثى‏‏‏‏ كه آن را مى‏‏‏‏توان با بيان زنده‏ياد نورالدين كيانورى‏‏‏‏ در ”نگاهى‏‏‏‏ به اوضاع اجتماعى‏‏‏‏ جمهورى‏‏‏‏ اسلامى‏‏‏‏، تحليلى‏‏‏‏ از اوضاع كشور و وظايف نيروهاى‏‏‏‏ ترقى‏‏‏‏خواه در شرايط كنونى‏‏‏‏“ (١٣٧٧)، «تضاد علم دين» نام گذاشت و
دوم، بحث درباره زمينه‏هاى‏‏‏ لازم‏ آزادى‏‏‏‏ انتخابات.

رضايت هيئت مديره صندوق بين‏المللى‏‏‏ پول از روند خصوصى‏‏‏‏سازى‏‏‏ در ايران! بحران نظام مالى‏‏ امپرياليستى‏‏ را به ابزار مقاومت تبديل سازيم!

روند تاراج ثروت‏هاى‏‏‏ ملى‏‏‏ و متعلق به مردم ايران، چه نسل حاضر و چه نسل‏هاى‏‏‏ آينده، تحت عنوان “خصوصى‏‏‏ و آزادسازى‏‏‏ اقتصادى‏‏‏“ با شدت ادامه دارد. بنا به گفته هيئت مديره صندوق بين‏المللى‏‏‏ پول، “حكم حكومتى‏‏‏“ صادر شده توسط آيت‏الله خامنه‏اى‏‏‏ مقرر مى‏‏‏دارد كه ٨٠ درصد سهام شركت‏هاى‏‏‏ دولتى‏‏‏ در بورس سهام به معرض فروش گذاشته شود. براين‏پايه، تا مهرماه ١٣٧٨ سهم بخش دولتى‏‏ اقتصاد از ٨٠ به ٥٠ درصد كل اقتصاد كشور تقليل يافته است.
حكم حكومتى‏‏‏ تيرماه ١٣٨٥ آيت‏الله خامنه‏اى‏‏‏ براى‏‏‏ نقض اصل ٤٤ قانون اساسى‏‏‏، فاقد وجاهت قانونى‏‏‏ است، زيرا تغيير در اصول قانون اساسى‏‏‏، قانوناً تنها از طريق همه‏پرسى‏‏‏ از مردم ايران مجاز است.

”بستـه“ سربسته، قند در دل چه كسى‏‏ آب مى‏‏كند؟ بحران نظام مالى‏ امپرياليستى‏، هشدارى‏ آموزنده!

نوشته حاضر كه در تابستان ١٣٨٧ به رشته تحرير در آمده بود، با توجه به بحران حاكم بر نظام مالى‏ امپرياليستى‏‏ از اهميت مضاعف برخوردار مى‏‏شود. اهميت افشاگرانه محتواى‏ مقاله در نشان دادن ضرورت مقاومت عليه نسخه نوليبرال امپرياليستى‏ است، كه هدف آن غارت ثروت‏هاى‏ ملى‏ كشورهاى‏ جهان سوم از طريق اعمال برنامه خصوصى‏ و آزادسازى‏ اقتصادى‏ افسارگسيخته مى‏‏باشد. سياستى‏ كه موتور اصلى‏آن را سرمايه سوداگر مالى‏ امپرياليستى‏ تشكيل مى‏دهد و مقاومتى‏ كه تنها بر پايه عملكرد يك برنامه اقتصاد ملى‏ و دمكراتيك در كشورهاى‏ جهان سوم، كه در خدمت حفظ منافع ملى‏ و به سود مردم باشد، موفق خواهد بود.

بخش دولتى‏ اقتصاد، زيربناى‏ “اقتصاد ملى‏“ است

برپايى‏ بخش دولتى‏- دمكراتيك اقتصاد مى‏توانست در دوران پس از پيروزى‏ انقلاب و همچنين مى‏تواند در دوران كنونى‏، زيربناى‏ ضرورى‏ براى‏ “اقتصاد ملى‏“ و مستقل ايران را تشكيل دهد.

حاكميت سرمايه‏دارى‏ در جمهورى‏ اسلامى‏ ايران، روند بازگشت انقلاب را به مرحله كيفى‏ جديدى‏ رسانده است. بازگشتى‏ كه از سال ١٣٦٠ از طريق توطئه‏هاى‏ خارجى‏ و داخلى‏ و به‏ويژه نفوذ روزافزون جريان راستگراى‏ سرمايه‏دارى‏ تجارى‏ در سال‏هاى‏ پس از پيروزى‏ انقلاب در حاكميت، آغاز شده بود.
اين حاكميت مى‏كوشد پايمال ساختن عمده‏ترين هدف انقلاب بهمن را با اين استدلال توجيه كند، كه ادعا مى‏كند كه بخش دولتى‏ اقتصاد – اصل ٤٤ قانون اساسى‏ – نتيجه حاكم شدن نظريات سوسياليستى‏- ماركسيستى‏ در كشور بوده است و خصوصى‏ و آزادسازى‏ اقتصادى‏ كه با “حكم حكومتى‏” آيت‏الله خامنه‏اى‏ بطور غيرقانونى‏ عملى‏ مى‏شود، تنها اقدامى‏ به منظور دفع چپ‏گرايى‏ «جريان راديكال [خط امامى‏] اكثريت مجلس اول» (هاشمى‏ رفسنجانى‏ به نقل از خامنه‏اى‏) است.

جبهه ضدديكتاتورى‏، شعارى‏ امروزين؟ كارپايه اتحادهاى‏ مردمى‏ و ملى‏

رسيده است. نگاهى‏ پرسشگرانه به اين سند با هدف دريافت پاسخ به پرسش چگونگى‏ شرايط حاكم بر ايران در دوران كنونى‏، آموزنده است. پرسشى‏ كه مطرح است، اين پرسش است كه آيا شعار جبهه ضدديكتاتورى‏ در سال ١٣٥٥، براى‏ شرايط كنونى‏ حاكم بر ايران در سال ١٣٨٧ نيز صدق مى‏كند؟ آيا شرايط دوران كنونى‏ با شرايط دوران پيش از پيروزى‏ انقلاب بهمن مشابه است؟ مى‏توان از آن براى‏ تحليل اوضاع كنونى‏ و تعيين«اصلى‏‏ترين صحنه نبرد» در ايران امروز، بهره جست؟

وحدت ديالكتيكى دموكراسى‏ سياسى‏- اقتصادى در جامعه‏ و استقلال سياسى‏- اقتصادى ‏ كشور!!

حزب توده ايران استقرار يك نظام ملى‏ و دمكراتيك را آماج مبارزات روز در پس از پيروزى‏ انقلاب مردمى‏- آزاديخواهانه و ملى‏- ضدامپرياليستى‏ بهمن ٥٧ اعلام نمود و ضرورت پايبندى‏ به اين اهداف را در اسناد خود به اثبات رساند و در مبارزات خود قوياً از آن‏ها پشتيبانى‏ بعمل آورد. حزب توده ايران به ويژه تصويب اصل ٤٤ و اصول مربوط به آزادى‏هاى‏ سياسى‏ و حقوق مردم (اصل ٢٦ و …) را پيش‏شرط ضرورى‏ براى‏ برپايى‏ نظامى‏ ملى‏ و دمكراتيك در ايران ارزيابى‏ كرد و با وجود نكات منفى‏ موجود در پيش‏نويس قانون اساسى‏، براى‏ همه‏پرسى‏ راى‏ “آرى‏” را تائيد و توصيه كرد.

ديالكتيك نبرد ضدامپرياليستى‏ و ضدنوليبراليسم «صحنه اصلى‏ترين نبرد»

نوليبراليسم، ابزار تداوم حاكميت امپرياليسم
نوليبراليسم مكتبى‏ است كه از سال‏ها سى‏ قرن بيستم بوجود آمد. اين مكتبِ مدافعِ نظامِ سرمايه‏دارى‏ نقش مكانيسم‏هاى‏ بازار را براى‏ تنظيم روند رشد جوامع مطلق مى‏كند. هر هشت نظريه‏پرداز اين مكتب بين سال‏هاى‏ ١٩٧٤ تا ٢٠٠٢ جايزه نوبل دريافت كرده‏اند. امرى‏ كه از اهميت حياتى‏ اين مكتب براى‏ تداوم حاكميت نظام سرمايه‏دارى‏ در جهان حكايت دارد.