روند برانداختن تشتت نظرى‏‏‏ در جنبش توده‏اى‏‏ به پيش مى‏‏‏‏رود (بخش دو) كالبدشكافى‏‏‏‏ يك ”سنـد“

وجود تشتت نظرى‏‏‏‏ در جنبش توده‏اى‏‏‏‏ متاسفانه يك واقعيت عينى‏‏‏‏ است. همانطور كه خواست و نياز برطرف كردن اين پديده متضاد با خصلت جنبش نيز يك نياز عينى‏‏‏‏ جنبش توده‏اى‏‏‏‏ بوده و تنها خواستى‏‏‏‏ ذهنى‏‏‏‏ و احساسى‏‏‏‏ نمى‏‏‏‏باشد.
بر اين پايه است كه خواست توده‏اى‏‏‏‏ها براى‏‏‏‏ بحث درباره برطرف كردن اين پديده غيرطبيعى‏‏‏‏ در جنبش توده‏اى‏‏‏‏، يك درخواست، يك تمناى‏‏‏‏ فردى‏‏‏‏ و ذهنى‏‏‏‏ نبوده، بلكه ”حق“ است. حقى‏‏‏‏ عينى‏‏‏‏ و تاريخى‏‏‏‏ و مستدل!

سيماى‏‏ مردمى‏‏ حزب توده ايران (١) پيوند گسست‏ ناپذير وظيفه سوسياليستى‏‏ و دموكراتيك

مقاله 35/ 1387
سيماى‏‏ مردمى‏‏ حزب توده ايران نام اثرى‏‏ است كه زنده‏ياد ف. م. جوانشير پس از برگزارى‏‏ پلنوم هفدهم كميته مركزى‏‏ حزب توده ايران در تهران در فروردين‏ماه ١٣٦٠ و به مثابه فشرده‏اى‏‏ از وظايف حزب طرازنوين طبقه كارگر در دوران نبرد طبقاتى‏‏ ”كه بر كه“ در سال‏هاى‏‏ سرنوشت ساز پس از انقلاب بزرگ بهمن ٥٧ به رشه تحرير در آورده است.
اهميت تئوريك و سياسى‏‏ اين كتاب ٨٧ صفحه‏اى‏‏ براى‏‏ مبارزات امروزه حزب توده ايران ازاين‏رو بايد برجسته گردد، زيرا اثرى‏‏ است كه با شناخت و با نگاه به خطر بزرگى‏‏ كه دستاوردهاى‏‏ انقلاب بهمن را در آن روزها مورد تهديد قرار داده و در اعلاميه ارديبهشت‏ماه ١٣٦٠ حزب تجلى‏‏ يافته بود، نگاشته شده است. خطرى‏‏ كه نهايتاً، همانطور كه در اعلاميه ارديبهشت نيز درباره آن هشدار داده شده بود، با برقرارى‏‏ سيطره نيروهاى‏‏ ”راستگرا“، به واقعيت تبديل شد.
بازخوانى‏‏ كتاب و انتقال ديالكتيكى‏‏ مضمون سياسى‏‏ آن بر شرايط كنونى‏‏ حاكم بر ايران، كه كليد تئوريك آن را نيز كتاب ارايه مى‏‏دهد، نه تنها از منظر شناخت شرايط نبرد طبقاتى‏‏ حاكم بر جامعه ايرانى‏‏ و يافتن وظايف روز از اهميت بسيارى‏‏ برخوردار است، بلكه براى‏‏ درك كوشش ارتجاع براى‏‏ به قول جوانشير «ايجاد، تاسيس، اصلاح و … حزب توده ايران» در شرايط كنونى‏‏ نيز از اهميت بسزايى‏‏ برخوردار مى‏‏باشد.

ديالكتيك نفى‏ يا نفى‏ ديالكتيك؟ (بخش اول) مكتب فرانكفورت در پرتوى‏ ماركسيسم

مقاله شماره ٣٣/١٣٨٧
پيش‏گفتار

دهه ٦٠ و ٧٠ قرن بيستم، در اروپا و به‏ِويژه در فرانسه و آلمان سال‏هاى‏ اوج جنبش دانشجويى‏- روشنفكرى‏ بود، كه خود را مستقل از نبرد طبقاتى‏ در جامعه، آرى‏ مافوق آن مى‏پنداشت و براى‏ خود به‏مثابه “نخبـگان“ و “فرهيختـگان“ جامعه، نقش نيروى‏ محركه و موتور براى‏ تغييرات اجتماعى‏ قائل بود. “چپ نو“ نامى‏ بود كه اين جنبش بر خود نهاده بود و “تئورى‏ انتقادى‏“ را پرچم انديشه خود اعلام كرده بود. دو عنصر ”ديالكتيك نفى‏“ و پوزيتويسم پنهان مضمون فلسفى‏ و تئوريك ”تئورى‏ انتقادى‏“ را تشكيل مى‏دهند. در آن، ”ديالكتيك نفى‏“ پوششى‏ است براى‏ سنتز بين فلسفه زندگى‏ و پوزيتويسم. نتيجه الزامى‏ ديالكتيك نفى‏، ”تئولوژى‏ نفى‏“ است كه در آن ”مطلقيت“، عنصر اساسى‏ اتوپياى‏ فلسفى‏- آنتروپولوژيكى‏ مى‏باشد.
اين جنبش خرده‏بورژوايى‏ كه از سال‏هاى‏ ٢٠-٣٠ همين قرن در كنار و تحت تاثير جنبش كارگرى‏ انقلابى‏ بوجود آمد، با نفى‏ ساختار طبقاتى‏ جامعه، عملاً نبرد طبقاتى‏ در جامعه را نفى‏ كرد و با مواضع پوزيتويستى‏ خود به مدافع و توجيه‏گر نظام سرمايه‏دارى‏ تبديل شد.

”اتحاد و انتقاد“ و ”اصلى‏ترين تضاد“ بخش دولتى‏ اقتصاد، پيش‏شرط استقلال اقتصادى‏ ”معشوق“

مقاله شماره 31/ 1387
با هدف هموار ساختن راه وحدت نظرى‏ در جنبش توده‏اى‏، ”توده‏اى‏ها“ به بررسى‏ نظرياتى‏ پرداخت كه نزد گردان‏هاى‏ مختلف در جنبش مطرح هستند. سه نوع انديشه نزد گردان‏هاى‏ مختلف توده‏اى‏ نشان داده شد. اين سه گروه از نظريات در نوشته ”ابرازنظر سوم، اهداف استراتژيك ما در مرحله كنونى‏، قشربندى‏ در حاكميت … (مقاله شماره ٢٤)“ برشمرده شده و مورد ارزيابى‏ قرار گرفته اند. خواننده علاقمند مى‏تواند به اصل مطلب نيز مراجعه كند.

”ابرازنظرى‏“ ديگر «آزادى‏ انتخاب، آرى‏، انتخابات آزاد، خير!» «وحدت ديالكتيكى‏ مبارزه براى‏ آزادى‏هاى‏ دمكراتيك و اقتصاد ملى‏ دمكراتيك»

مبارزه با تشتت نظرى‏ و نهايتاً سازمانى‏ در جنبش توده‏اى‏ وظيفه‏اى‏ است كه ”توده‏اى‏ها“ در برابر خود نهاده و انتشار خود را برپايه آن ضرورى‏ دانسته است. اين مبارزه، مبارزه‏اى‏ ذهنى‏ و اراداه‏گرايانه نيست. بلكه ناشى‏ از ارزيابى‏ عينى‏ مستدلى‏ است از تشتت نظرى‏ و سازمانى‏ تاريخى‏ و تلخ تحميل شده به حزب توده ايران و جنبش توده‏اى‏. آنطور كه به نظر مى‏رسد، بررسى‏ علل تاريخى‏ ايجاد شدن تشتت نظرى‏ در جنبش توده‏اى‏ به منظور برطرف ساختن تشتت نظرى‏ راهگشا نمى‏باشد. لذا بايد در شرايط كنونى‏ به بحث درباره دو نكته، كه دورنماى‏ مبارزه را ترسيم مى‏سازند، اولويت داده شود.

يكى‏ موضع‏گيرى‏ مستند و روشن و صريح همه گردان‏هاى‏ توده‏اى‏ در اين باره است، كه آيا بايد به اين تشتت نظرى‏ پايان داد، يا خير؟
متاسفانه تاكنون به جز از طرف ”كميته وحدت“، ارزيابى‏ مستندى‏ درباره اين ضرورت مطرح نشده است. اگر نظرى‏ ابراز شده است، ازجمله توسط ”راه‏توده“، موضعى‏ عليه اين كوشش مى‏باشد. موضعى‏ كه اما بدون هر استدلالى‏ طرح گشته و مى‏تواند واكنشى‏ عجولانه باشد. اميد مى‏رود كه چنين باشد. موضع ”راه‏توده“ مبتنى‏ بر ضرورت سپردن وحدت نظرى‏ و سازمانى‏ جنبش توده‏اى‏ به «بستر حوادث آينده» يك ”تز“ اثبات نشده است. طرح كنندكان تز بايد به اثبات برسانند، كه چرا ادامه تشتت در خدمت آن «سرمايه‏گذارى‏» امپرياليستى‏ نيست، كه مى‏كوشد «پراكندگى‏» در جنبش توده‏اى‏ را به «سود مادام‏العمر» براى‏ خود تبديل سازد، آنطور كه آن را ”كميته وحدت“ به درستى‏ برجسته مى‏سازد.

نكته دوم، ارايه راهكارى‏ است كه روند برطرف ساختن تشتت نظرى‏ را به پيش مى‏راند.
پيشنهاد ”توده‏اى‏ها“ در اين باره، پيشنهادى‏ روشن و صريح است. به نظر مى‏رسد بايد با طفره رفتن از پراكنده‏گويى‏، هر گروه و گردان توده‏اى‏ موضع خود را درباره ”اصلى‏ترين تضاد“ در دوران كنونى‏ نبرد طبقاتى‏ در ايران اعلام دارد. بحث را بر سر اين نكته بايد از اين‏رو متمركز ساخت، زيرا از اين طريق، اول- ارزيابى‏ از نبرد طبقاتى‏ در كشور صراحت و روشنى‏ مى‏يابد؛ دوم- تفاوت و مرز بين شركت در نبرد طبقاتى‏ و مسئله اتحادها در دوران كنونى‏ در جنبش توده‏اى‏ به بحث گذاشته و درك مى‏شود.

كالبدشكافى‏ انديشه (٢) خصلت «اصلى‏ترين تضاد»؟ انديشه انقلابى‏، محور وحدت نظرى‏

فشرده ابرازنظر
«اگر ٥٠ بار … ذكر وحدت گفته شود و … بارها از ديالكتيك و ماركس و خلاقيت انقلابى‏ و … نوشته شود، اما نتوان به سوال ساده تركيب مجلس و لايه‏بندى‏هاى‏ حكومتى‏ چه اختلافاتى‏ با هم دارند و چه هدفى‏ را دنبال مى‏كنند و …، حرفى‏ زده نشده كه مردم و فعالان سياسى‏ غير حكومتى‏ [از نظر] توده‏اى‏ [مطلع شوند]. تئورى‏، كارپايه فكرى‏ براى‏ تحليل لحظه به لحظه تحولات [است]، نه آن كه آن را طوطى‏وار و مثل كلاس درس به آقا معلم پس بدهند.
نكته بسيار مهم ديگر، ارزيابى‏ از توازن نيروها در جامعه است، كه بازتاب آن در حاكميت هميشه متبلور مى‏شود.
قبل از سينه سپر كردن براى‏ وحدت سياسى‏ حزب، [بگوئيد] … درك سياسى‏ از ايران كنونى‏ [چيست] … حرف‏هاى‏ زمينى‏ بايد زد، نه حرف‏هاى‏ كلى‏ و آسمانى‏. …
به عنوان كشف تضاد اصلى‏ جامعه، مهر سرمايه‏دارى‏ بر پيشانى‏ حكومت كوبيدن و … منتظر انقلاب سوسياليستى‏ ماندن، … وقتى‏ سياست مشخص و دقيق در ارتباط با تحولات جامعه وجود نداشته باشد، تشتت حاصل آنست. …
ما … نمى‏توانيم و نبايد تنها منعكس كننده اخبارى‏ باشيم كه همه جا منتشر شده و مى‏شود، بلكه [بيان] دلائل و چرائى‏ و عقبه آن اخبار و رويدادهاست كه ديگرانى‏ را نيز جلب مى‏كند. …
اول از همه ياد نقد راه توده مى‏افتند، [زيرا] راه توده … طى‏ ١٧ سال در باره مسائل روز ايران اظهار نظر كرده …»

همانطور كه در اولين مطلب منتشر شده در ”توده‏اى‏ها“ توضيح داده شده، هدف از انتشار صفحه حاضر مبارزه با تشتت نظرى‏ غيرضرور و در تضاد با ذاّت جنبش توده‏اى‏ و ايجاد يك صدايى‏ در جنبش توده‏اى‏ مى‏باشد. اگر بحث درباره عـلل ايجاد شدن واقعيت تلخ تشتت نظرى‏ و سازمانى‏، كه ”ه. م. كميته وحدت“ در ابرازنظر خود آن را به درستى‏ «راهى‏ كه متاسفانه به درازا كشيده …» شده مى‏نامد، راهگشا نخواهد بود. جستجوى‏ راه گذار از تشتت و ايجاد وحدت نظرى‏ در جنبش توده‏اى‏ مى‏تواند راهگشا باشد. راهى‏ كه به خاطر طولانى‏ شدن زمان جدايى‏ها و ايجاد شدن ساختارهاى‏ متفاوت در جنبش توده‏اى‏، كه از استوارى‏ و ثبات و تجارب مثبت و منفى‏ در مبارزات خود برخودار شده‏اند، مى‏تواند ناهموار و يا حتى‏ طولانى‏ از كار درآيد.
گذار از چند صدايى‏ تحميل شده اما اجتناب‏ناپذير است. تنها با برخوردى‏ صميمانه و با ابراز صريح نظرها و پايبندى‏ به روشنى‏ مضامين، پشت سر گذاشتن سختى‏هاى‏ راه ممكن و عملى‏ خواهد بود. همانطور كه در نوشته قبلى‏ نيز اشاره شد، ”توده‏اى‏ها“ خواهد كوشيد از هر برخورد سوتفاهم برانگيز در بحث‏ها امتناع ورزد. اميد مى‏رود لغزش‏هاى‏ احتمالى‏ ناشناخته مانده در جريان بحث‏ها، با گوشزد صميمانه روبرو گردد.

مسئله اتحادها (٣) ”اتحاد و انتقاد“ در برداشت تارنگاشت ”عدالت“ «احمدىنژاد به دنبال چيست»

زمانى كه گفته مىشود كه بايد با تشتت نظرى در جنبش توده‏اى مبارزه كرد و مسئولين حزبى از همه در اين زمينه مسئول‏تر هستند، عده‏اى مىگويند، ”مگر رفيق خاورى مىتواند معجزه كند“؟
البته هيچ‏كس «رستم دستان» نيست و ”معجزه“ هم نمىتواند بكند. طرح اين گونه مسائل جدى نيست.

بحث بر سر اين نكته است، كه تنها با برخورد صميمانه نظريات در مورد مسائل مورد بررسى است كه نظريات صيقل مىيابند و تدقيق مىگردند و مضمون مبارزات حزب توده ايران در جنبش توده‏اى و بين مردم درك مىشود. تنها از اين طريق نيز ممكن مىگردد، كه مواضع صادقانه، اما اشتباه، در برابر مواضعى كه از خارج به درون جنبش توده‏اى وارد شده و با ذاّت جنبش توده‏اى در تضادند و هدف ديگرى را دنبال مىكنند، شناخته و افشا شوند. يعنى سّره از ناسّره تشخيص داده شود.
كوشش براى جلب توجه رفقاى مسئول به مسئوليت تاريخى در مبارزه براى رفع تشتت نظرى در جنبش توده‏اى، از چنين مضمونى برخوردار است! مضمونى كه داراى محتوايى عينى و مادى، و نه افسانه‏‏اى، رازگونه- عرفانى و يا اخلاقى مىباشد!
جنبش توده‏اى داراى هيچ وسيله ديگرى جز بحث صميمانه و متين و مبتنى بر انديشه تئوريك و فلسفى حزب توده ايران ندارد، تا بتواند از سقوط در ورطه اشتباه و گمراهى دورى جويد. بايد با گوش هوش به خاطره طنين گرم صداى سياوس كسرايى گوش فراداد، كه ”خـطر“ را گوشزد مىكند:

خطـر!
جاده لغزنده و شب تاريك است.
در فراز درّه، ره باريك است.
رهگذر،
در چنين گرده صعب و چنان تنگه هول،
با چراغى كه نفس مىبردش دم به دم،
از يورش باد،
كج نيفتى به چپ و راست، خطـر!
سياوش كسرايى، ٩ بهمن ١٣٦٤