سخن‏گو از انقلاب(I) نگاهى‏‏‏ به گزارش هيئت سياسى‏‏‏ ك. م. حزب توده ايران، آذر ١٣٨٧

مقاله شمار ١٣٨٧/٤٤ (بخش اول)

مبارزه انقلابى‏‏‏ با هدف برطرف ساختن تشتت نظرى‏‏‏ حاكم بر جنبش توده‏اى‏‏‏ و حزب آن، حزب توده ايران، مى‏‏‏توانست در شرايط مناسب‏ترى‏‏‏ جريان بيابد. پيش‏شرط بوجود آمدن وضع مناسب‏تر براى‏‏‏ كوشش مشترك توده‏ى‏‏‏ها در اين امر پراهميت، توافق بر سر شكل و محتواى‏‏‏ بحث مى‏‏‏بود، كه مى‏‏‏توانست مانع پراكنده‏گويى‏‏‏ و همچنين با صرفه‏جويى‏‏‏ در امكانات و نيروها همراه باشد. متاسفانه در اين زمينه تنها رفقايى‏‏‏ با احساس مسئوليت شخصى‏‏‏ به ارايه پيشنهاد پرداختند، كه در حزب توده ايران داراى‏‏‏ مسئوليت نيستند. به‏ويژه رفقاى‏‏‏ عزير على‏‏‏ خاورى‏‏‏ و محمد اميدوار، برخلاف انتظار و عليرغم مسئوليت سنگين خود در اين زمينه، به سكوت ادامه دادند، كه نمى‏‏‏توان آن را در هم‏سويى‏‏‏ با منافع و مصالح حزب توده ايران ارزيابى‏‏‏ نمود. ناتوانى‏‏‏ براى‏‏‏ شركت در بحثى‏‏‏ ضرورى‏‏‏، كمكى‏‏‏ به حفظ اعتبار رهبرى‏‏‏ حزب توده ايران نخواهد داشت. «حوصله و مذاكره و توضيح، سلاح كاراى‏‏‏ حزب» توده ايران در برابر نظريات ديگران بود، كه ”انوشه راستگو“ (تارنگاشت صداى‏‏‏ مردم) آن را به درستى‏‏‏ برمى‏‏‏شمرد.
بايد قوياً اميدوار بود، كه رفقاى‏‏‏ مسئول پيش گفته و ديگر مسئولين حزبى‏‏‏ و جانبداران حزب توده ايران، راه بحث صميمانه را بين توده‏اى‏‏‏ها براى‏‏‏ ايجاد هم‏صدايى‏‏‏ بگشايند. به‏ويژه از آن رو كه اين رفقا در بيانيه به مناسب ٦٧مين سالگرد بنيان‏گذارى‏‏‏ حزب و در سند مصوب پلنوم وسيع … آذر ١٣٨٧، تشتت نظرى‏‏‏ را در حزب و جنبش توده‏اى‏‏‏ محتوا و مضمون برنامه ارتجاع داخلى‏‏‏ و خارجى‏‏‏ ارزيابى‏‏‏ كرده‏اند.

زنده‏باد بحث بين توده‏اى‏ها (٢) ذمش گفتى‏، حسنش نيز بگو!

مقاله شماره ١٣٨٧/٤٢

پاسخ به دو ابرازنظر ب. الف. بزرگمهر

”توده‏اى‏ها“ براى‏ خود وظيفه مشخصى‏ قائل شده است. واقعيت عينى‏ و تاسف‏انگيز تشتت نظرى‏ در جنبش توده‏اى‏، انگيزه انتشار ”توده‏اى‏ها“ بوده است، به اين اميد كه در جهت وظيفه عينى‏ همه توده‏اى‏ها در مبارزه انقلابى‏ عليه تشتت نظرى‏ و سازمانى‏ در جنبش توده‏اى‏ قرار داشته باشد.
به منظور جهت دادن بحث به سوى‏ هدف فوق، بايد از پراكنده‏گويى‏ اجتناب شده و نيرو صرف غيرعمده نگردد. ازاين‏رو ابرازنظرهايى‏ كه در خدمت هدف فوق نباشند، منتشر نخواهند شد. اما براى‏ نكاتى‏ كه در دو ابرازنظر خود مطرح ساخته‏ايد از صميم قلب تشكر مى‏كنم.

خون سرخ حزب ت. ا. در كدام رگ جريان دارد؟ (II) خرده‏كارى‏‏ ”راه‏توده“

بخش دوم مقاله ١٣٨٧/٤١ اكنون براى‏‏ نشان دادن موضع نظرى‏‏ نهفته در پشت سياست حاكم بر “راه‏توده”، نكته سوم را مورد توجه قرار دهيم، كه مضمون آن در “آرايش طبقاتى‏‏ در حاكميت و وظيفه روز نيروهاى‏‏ چپ”، به طور مفصل مطرح شده است. پيش از آغاز به بررسى‏‏، ضرورى‏‏ است …

خون سرخ حزب ت. ا. در كدام رگ جريان دارد؟ (I) خرده‏كارى‏‏ ”راه‏توده“

بخش اول مقاله شماره ١٣٨٧/٤١

كتاب ”سيماى‏‏ مردمى‏‏ حزب ت. ا.“، همانطور كه از متن آن هم نتيجه مى‏‏شود، پس از برگزارى‏‏ پلنوم هفدهم كميته مركزى‏‏ در عيد ١٣٦٠ در تهران و در جريان تنظيم و انتشار اعلاميه ارديبهشت ١٣٦٠ حزب به رشته تحرير درآمده و در ماه آذر همان سال انتشار يافته است. به‏عبارت ديگر اين اثر زنده‏ياد جوانشير در قله زمانى‏‏ دورانى‏‏ نوشته شده است، كه از دو مشخصه برخودار مى‏‏باشد.

يكى‏‏- موفقيت نبرد انقلابى‏‏ چهل ساله حزب ت. ا.

عمده و غيرعمده چيست؟ «محظوريت امنيتى» ”راه‏توده“ از ”خصوصىسازى“ دفاع مىكند

ابرازنظر علاقمند، خانم فروغ گرامى، و به‏ويژه تفاهمى كه در پايان سخن نشان داده شده است در ارتباط با «محضور امنيتى» كه مىتواند علت اعلام نكردن نام و وهويت ”توده‏اىها“ باشد، از سوى همه نظريه‏پردازان رعايت نمىشود. براى مثال ا. آذرنگ در تارنگاشت عدالت (٥ دى ١٣٨٧)، تحت عنوان ”سخنى با رفيق فرهاد“ بيش از دو صفحه مطلب مىنويسد، تا اثبات كند كه ”توده‏اىها“ كيست! در اين راه حتى ابايى هم ندارد كه همه سندهايى كه شايد به طور اتفاقى و يا برپايه روابط مبتنى بر اعتماد و يا از هر طريق ديگر كه بدست آورده است، را نيز به خدمت گيرد. خوب چه بايد كرد؟! شايد مجبور است! ”توده‏اىها“ مايل نيست، به اصطلاح، ”نون و آب ‏كسى“ را كساد كند. بگذار ا. آذرنگ دانسته يا ندانسته پرونده را قطورتر و قطورتر سازد.

برطرف ساختن تشتت نظرى‏‏‏ در جنبش توده‏اى‏‏‏ و تحكيم سازمانى‏‏‏ حزب توده ايران يك ضرورت عينى‏‏‏ تاريخى‏‏‏ است! سه ابرازنظر ديگر

مقاله شماره ١٣٨٧/٣٨

مضمون سه ابرازنظر درباره مسئله پايان بخشيدن به تشتت نظرى‏‏‏ و تحكيم وحدت سازمانى‏‏‏ حزب توده ايران (به پايان نوشته حاضر مراجعه شود)، اگر هم در ظاهر برداشتى‏‏‏ احساسى‏‏‏، پرخاش‏گرانه و تا اندازه‏ى‏‏‏ مايوسانه را در بين هواداران حزب تداعى‏‏‏ مى‏‏‏كنند، خصلتاً نظرياتى‏‏‏ هستند كه در جهت تداوم مبارزه انقلابى‏‏‏ براى‏‏‏ ايجاد يك صدايى‏‏‏ اصولى‏‏‏ و در انطباق با سرشت حزب توده ايران مى‏‏‏باشند.
«كارى‏‏‏ كه شروع شده را بايد ادامه داد» كه كيوان بر آن انگشت مى‏‏‏گذارد و يا «مبارزه و از خودگذشتگى‏‏‏» كه بهرنگ به مثابه ويژگى‏‏‏ اعضا و هواداران حزب برمى‏‏‏شمرد كه خدشه‏دار شده است و حتى‏‏‏ ناباورى‏‏‏ نهفته در نظر صبورى‏‏‏ در برابر شيوه غيرتوده‏اى‏‏‏ به كار گرفته شده در برابر تمنا براى‏‏‏ مبارزه انقلابى‏‏‏ به منظور‏ برطرف ساختن تشتت نظرى‏‏‏ در جنبش توده‏اى‏‏‏، همه و همه حكايت از اين امر مى‏‏‏كنند، كه انديشه ضرورت مبارزه انقلابى‏‏‏ با اين تشتت، مى‏‏‏رود در جنبش توده‏اى‏‏‏ به نيروى‏‏‏ مادى‏‏‏ تبديل شود. و اين، عمده‏ترين دستاوردى‏‏‏ مى‏‏‏تواند باشد كه انتظار آن در آغاز «كارى‏‏‏ كه شروع شده»، ممكن مى‏‏‏بود.

انتخابات دوره دهم رياست جمهورى‏ و برنامه اقتصادى‏- سياسى‏ ملى‏ و دموكراتيك «شناسنامه طبقاتى‏ مناسب»

مقاله شماره ٣٧/١٣٨٧

«وقتى‏ تو آمدى‏، بهار بود» عنوان مقاله‏اى‏ در تارنگاشت عدالت (١٦ آذر ١٣٨٧) است، كه در آن خ. طهورى‏ به درستى‏ شيوه و محتواى‏ مبارزات انتخابى‏ دوره دهم رياست جمهورى‏ در ايران را مورد انتقاد قرار مى‏دهد و توجه را بر اهميت دارا بودن يك برنامه «اقتصادى‏ و سياسى‏ مردمى‏» توسط كانديداها جلب كرده و ضرورت تجهيز مردم را براى‏ شركت در انتخاب «نامزدى‏ با شناسنامه طبقاتى‏ مناسب» گوشزد و با برجسته ساختن وظايف «نيروهاى‏ خلقى‏» مى‏نويسد :
«آنچه كه در شرايط كنونى‏ ايران و جهان مربوط به نيروهاى‏ خلقى‏ مى‏شود، اينستكه تلاش نمايند با توجه به اهداف تاكتيكى‏ و استراتژيك خود، آگاهى‏ توده‏ها را ارتقا داده و با بسيج مردم زمينه به صحنه آمدن نامزدى‏ با برنامه اقتصادى‏- سياسى‏ مردمى‏ را مهيا نموده و يا عناصر برنامه‏اى‏ خود را برجسته كرده و التزام عملى‏ به آن‏ها را به نامزدى‏ با شناسنامه طبقاتى‏ مناسب تحميل نمايد. …».

بدون آنكه بتوان از متن مقاله به شناخت از «نيروهاى‏ خلقى‏» نايل شد، و يا درباره «اهداف تاكتيكى‏ و استراتژيك» اين نيروها به درك روشنى‏ دست يافت و يا بتوان براى‏ انتزاع «شناسنامه طبقاتى‏ مناسب» مضمون و محتوايى‏ تصور نمود، مى‏توان به طور خلاصه نكات عمده در يك «برنامه اقتصادى‏- سياسى‏ مردمى‏» را در ادامه مطرح ساخت.

روند برانداختن تشتت نظرى‏‏‏ در جنبش توده‏اى‏‏ به پيش مى‏‏‏‏رود (بخش یک) كالبدشكافى‏‏‏‏ يك ”سنـد“

وجود تشتت نظرى‏‏‏‏ در جنبش توده‏اى‏‏‏‏ متاسفانه يك واقعيت عينى‏‏‏‏ است. همانطور كه خواست و نياز برطرف كردن اين پديده متضاد با خصلت جنبش نيز يك نياز عينى‏‏‏‏ جنبش توده‏اى‏‏‏‏ بوده و تنها خواستى‏‏‏‏ ذهنى‏‏‏‏ و احساسى‏‏‏‏ نمى‏‏‏‏باشد.
بر اين پايه است كه خواست توده‏اى‏‏‏‏ها براى‏‏‏‏ بحث درباره برطرف كردن اين پديده غيرطبيعى‏‏‏‏ در جنبش توده‏اى‏‏‏‏، يك درخواست، يك تمناى‏‏‏‏ فردى‏‏‏‏ و ذهنى‏‏‏‏ نبوده، بلكه ”حق“ است. حقى‏‏‏‏ عينى‏‏‏‏ و تاريخى‏‏‏‏ و مستدل!