ابرازنظر ٤ و ٥ «گر بيفروزيش، رقص شعله‏‏اش در هر كران پيداست» «تضاد علم و خرافات» «زبان توده‏اى‏‏»

اگر در هر دو عرصه، عرصه پايمال شدن آزادى‏‏هاى‏‏ دمكراتيك و قانونى‏‏ و عرصه تاراج ثروت‏هاى‏‏ ملى‏‏ توسط ارتجاع داخلى‏‏ و جهانى‏،‏ مردم را به مبارزه دعوت نكرده‏ايم، به علت بى‏‏اطلاعى‏‏ ما از تركيب مجلس و اهداف قشربندى‏‏ در حاكميت سرمايه‏دارى‏‏ در جمهورى‏‏ اسلامى‏‏ ايران نبوده است. علت اين بى‏‏تحركى‏‏ِ توجيه‏ناپذير و غيرمستدل، علت اين بى‏‏تحركى‏‏، فقدان موضع انقلابى‏ در انديشه و عمل‏ ما بوده است.
سكوت و عدم تحرك انقلابى‏‏ ما، ناشى‏‏ از فقدان شناخت ما از ”اصلى‏‏ترين تضاد“ حاكم بر جامعه و عدم درك ما از لزوم مبارزه انقلابى‏ در ”اصلى‏‏ترين عرصه مبارزه اجتماعى‏‏“ بوده است!

عرصه مصاف مردم با ارتجاع، عرصه‏ مبتنى‏‏ بر قانون اساسى‏‏ است!
تبليغ براى‏‏ منافع مردم و در دفاع از منافع ملى‏‏ بايد مبارزه‏جويانه و شورانگيز و با كيفيت انقلابى‏‏ باشد، بايد بيفروزيش، تا رقص شعله‏اش تن‏ را گرم و روح‏ را به جولان وادارد. تبليغ براى‏‏ تجهيز توده‏ها به‏منظور به عقب راندن ارتجاع از مواضعى‏‏ كه به طور غيرقانونى‏‏ به چنگ آورده، ‏ديده شدن شعله آتش، از كران تا كران است.

«اعجـاز فـرزنـد بـاور اسـت» (احسان طبرى‏)

”بهرام“، يكى‏ از علاقمندان در ابرازنظر انتقادى‏ خود ازجمله بر نكته پراهميتى‏ انگشت گذاشته و آن را «پرحرفى‏ و به رخ كشيدن اطلاعات مثلاً تئوريك» ناميده است. اين انتقاد درواقع بيان انتقاد برخى‏ از علاقمندان با نگاهى‏ ديگر مى‏باشد. متاسفانه انتقاد داراى‏ اشكال «تند و دردآور» نيز است، آنطور كه ”سردبير راه‏توده“ انتقاد خود را نسبت به به‏كار بردن واژه «ديالكتيك» در نوشته‏هاى‏ ”توده‏اى‏ها“ مى‏نامد و معتقد مى‏باشد كه با «حلوا حلوا» گفتن، دهان شيرين نمى‏شود.

اما مسئله جدى‏تر از آن است، كه ”توده‏اى‏ها“ براى‏ آرامش منتقدين و تظاهر به احترام گذاشتن به وضع روحى‏ افراد، آن را دقيق‏تر به بحث نگذارد. لذا سطور زير:

ابرازنظر سوم «اهداف استراتژيك ما در مرحله كنونى‏‏‏» «قشربندى‏‏‏ در حاكميت و اهداف آنان» «متحدين كيانند»

متن ابرازنظر:
سلام! کسانی که میکوشند راه وحدت یا دست کم راه تبادل نظر توده ای ها را هموار کنند، باید بین توده ای ها تاحدی شناخته شده باشند. متاسفانه شما گردانندگان این وبلاگ خود را معرفی نمیکنید تا شک وتردید ها کم یا تمام شود. اظهار نظر کنندگان هم، بجز سردبیر راه توده، نام وهویتی ندارند.
سایت یا وبلاگتان خیلی در هم است. معلوم نیست که اظهار نظر ها مربوط به کدام نوشته است. خیلی از نوشته ها یک مقاله جدا و کم ارتباط با مسئله دیالوگ بین توده ای هاست. اظهار نظر ها را مثل بسیاری از وبلاگها میتوانید به ترتیب در یک صفحه زیر هم قرار دهید. اینطوری همه میفهمند که فرستنده ی قصدش مقاله نویسی نبوده و به موضوع مشخصی میپردازد.
اغلب نوشته های منعکس شده در اینجا فقط پر حرفی و به رخ کشیدن اطلاعات مثلا تئوریک است. من اینجا نمیایم که کسی برایم از برومرلویی بناپارت داستان سرایی کند.
صریح وروشن هر کس بنویسد که اهداف استراتژیک ما در این مرحله چیست. هر کس تحلیلی از نیروهای موجود در حاکمیت واهداف هر نیرو ارائه دهد. نیروهایی که باید سعی در ایجاد نزدیکی با آنها انجام گیرد، با نام روشن کند و حتی المقدور از بکار بردن عبارات کلی بی مصداق (مثل خرده بورژوازی یاهر کوفتواژی دیگر) بپرهیزد.
هر کس روشن کند که تناسب قوا را در حاکمیت ودر اجتماع چگونه می بیند.
بهتر است، بیش از افراد جدا ومنفرد، مسئولین ونمایندگان نشریات یا جریانهای مختلف توده ای نظر داده وبنوعی مناظره رفیقانه کنند. موفق باشید

1- براى‏‏‏ تعيين ”اهداف استراتژيك و شناخت از متحدان“، كه ”بهرام“ مى‏‏‏طلبد، ضرورى‏‏‏ است بر سر تعريف شرايط موجود در ايران توافق داشت.
در ”انقلاب ملى‏‏‏- دمكراتيك را به ثمر برسانيم!“ درباره شرايط جديد حاكم بر ايران نظريات قابل بحث (قابل بحث ونه حرف آخر!!) مطرح شده و براى‏‏‏ آن‏ها استدلال شده است. خواننده علاقمند مى‏‏‏تواند براى‏‏‏ آشنا شدن به جزئيات و به‏ويژه استدلال‏ها به اصل مطلب مراجعه كند. در آنجا اين نتيجه‏گيرى‏‏‏ كلى‏‏‏ ارايه مى‏‏‏شود، كه «شرايط جديد حاكم بر ايران كه با صدور “حكم حكومتى‏‏‏“ درباره نقض غيرقانونى‏‏‏ اصل ٤٤ قانون اساسى‏‏‏‏ در تيرماه ١٣٨٥ ايجاد شده است، يك‏بار ديگر موضع‏گيرى‏‏ روشن و صريح حزب توده ايران و جنبش توده‏اى‏‏‏‏ را درباره اوضاع كشور و وظايف ما، درباره سرنوشت انقلاب ملى‏‏‏‏- دمكراتيك و چگونگى‏‏‏‏ به ثمر رساندن آن، ضرورى‏‏‏‏ ساخته است.»

ابرازنظر دوم به چند صدايى‏‏ پايان دهيم! «جسارت ورود به گود حوادث داخل كشور»

(به منظور مطالعه متن ابرازنظر ”راه‏توده“ به http://www.tudeh-iha.com/?p=441&lang=fa مراجعه شود.)

جسارت ورود به گود حوادث داخل كشور، تنها مى‏‏تواند با هدف تغيير آن همراه باشد. براى‏‏ اين تغيير بايد دانست واقعيت چيست. يعنى‏‏ بايد دانست كه تركيب طبقات و قشربندى‏‏ها در جامعه و تناسب قوا چگونه است و …. ازيك‏سو و همچنين بايد از سوى‏‏ديگر دانست، جهت تغيير جامعه بايد به كدام سو باشد؟

اولين ابراز نظر به چند صدايى‏ پايان دهيم!

علاقمندى‏ ابراز نظر خود را با پرسشى‏ آغاز مى‏كند و مى‏نويسد:
متن ابراز نظر:
«اول بگوييد در اين سال‏ها چه كار مى‏كرديد، بعد به توده‏اى‏ها سفارش كنيد، چه كار كنند، چه كار نكنند!
بوى‏ فرصت‏طلبى‏ مزمنى‏ كه با آن آشنا هستيم، مى‏آيد از اين سايت. مبارزه با وحدت حزبى‏، از مبارزه با امثال شما مى‏گذرد!»

منتقد علاقمند حق دارد درباره گذشته ”سايت“ بداند. پرسش بجاست. پرسشى‏، كه پاسخ به آن، به علل وجود تشتت نظرى‏ و سازمانى‏ در جنبش توده‏اى‏ باز مى‏گردد. بدون ترديد مى‏توان مبارزه عليه اين تشتت را از نقطه‏اى‏ كه علاقمند منتقد مطرح مى‏سازد، نيز آغاز نمود. شيوه معمول: بگو كيستى‏، تا بگويم چيستى‏! آيا اين شيوه موفقى‏ خواهد بود؟

استعمار نوليبرالى‏ چنگال استعمار نوليبرال بر تن عراق

مقاومت مردم عراق عليه تصويب قرارداد مخفى‏ بين دولت عراق و متجاوزان آمريكايى‏، كه چندى‏پيش افشا شد، در روزهاى‏ اخير شدت گرفته است. قرار است در روزهاى‏ آينده اين قرارداد در مجلس عراق مطرح و تصويب گردد.
مضمون اين قرارداد، اعمال برنامه استراتژيك سياسى‏ امپرياليسم آمريكا است، كه ازجمله ميهن ما را نيز مورد تهديد جدى‏ قرار مى‏دهد. هدف اين برنامه استراتژيك كه طراح آن زبيگنيو برژينسكى‏، مشاور امنيتى‏ كارتر، رئيس جمهور وقت آمريكا است، تقسيم كشورهاى‏ جهان به واحدهاى‏ قومى‏- مذهبى‏ است، با اين هدف كه اين كشورها قادر به حفظ استقلال خود نباشند.
امپرياليسم آمريكا حمله و اشغال عراق را نه با هدف «برقرارى‏ دمكراسى‏» و ديگر ادعاهاى‏ دروغين به‏مورد اجرا گذاشته است، بلكه هدف واقعى‏، تقسيم و تجزيه عراق و ايجاد پايگاهى‏ دائمى‏ براى‏ خود در اين كشور است، ازجمله با هدف تهديد ايران به سرنوشتى‏ مشابه. قرارداد مخفى‏ امضا شده بين دولت عراق و امپرياليسم آمريكا درباره احداث چندين پايگاه نظامى‏ در اين كشور، ازجمله در نزديكى‏ مرزهاى‏ ايران و همچنين اهداى‏ حق كاپيتولاسيون نه تنها به آمريكايى‏ها، بلكه همچنين به كارمندان همه شركت‏هايى‏ كه از طرف آمريكا در عراق به كار گمارده مى‏شوند و يا دستورات آمريكايى‏ها را در اين كشور به مورد اجرا در مى‏آورند، نشانى‏ از عمق خطر وابستگى‏ عراق اشغال شده به امپرياليسم آمريكا مى‏باشد. از اين‏رو مقاومت مردم عراق در برابر اين تجاوز استعمارى‏ به حقوق قانونى‏ و حق حاكميت آنان مورد پشتيبانى‏ هر ميهن‏دوست بوده و همبستگى‏ با مردم عراق به وظيفه روز ميهن‏دوستان ايرانى‏ تبديل شده است.

درعين حال سرنوشت عراق به روشنى‏ نشان مى‏دهد كه اميد به كمك خارجى‏ امپرياليستى‏ داشتن براى‏ دفع نابسامانى‏هاى‏ داخلى‏، چه پيامدهاى‏ سنگينى‏ براى‏ سرنوشت كشور و مردم آن در بر دارد. نبرد طبقاتى‏ در جامعه را بايد با امكانات داخلى‏ و همبستگى‏ جنبش‏هاى‏ آزاديبخش و نيروهاى‏ ترقى‏خواه در جهان به پيش‏برد و به پيروزى‏ رساند.

مسئله اتحادها (٢) پراتيك انقلابى‏‏‏ نياز به تئورى‏‏‏ انقلابى‏‏‏ دارد ديالكتيك استقلال سياست و اتحادها

در نوشته پيش در ارتباط با ”مسئله اتحادها (١)“، اهميت تعيين «اصلى‏‏‏ترين تضاد» و «اصلى‏‏‏ترين صحنه نبرد» اجتماعى‏‏‏ و تعيين «مرزها … با قاطعيت و صراحت» به بحث گذاشته شد. درعين‏حال نشان داده شد، كه قاطعيت و صراحت در تحليل توده‏اى‏‏‏ و توافق بر سر اصلى‏‏‏ترين تضاد، همچنين شرط ايجاد وحدت نظرى‏‏‏ در جنبش توده‏اى‏‏‏ مى‏‏‏باشد. اسلوب دست‏يابى‏‏‏ به شناخت مشترك درباره اصلى‏‏‏ترين تضاد و اصلى‏‏‏ترين صحنه مبارزه، جستجوى‏‏‏ رشته وجودى‏‏‏ پديده‏ها در روند رشد آن‏ها از آغاز تا لحظه بررسى‏‏‏ است.
«پايدارى‏‏‏ بر سر مواضع و پراتيك انقلابى‏‏‏»، شرط حفظ «ماهيت و مضمون» مبارزات است، كه به آن اشاره رفت. شرط عينى‏‏‏ براى‏‏‏ پايدارى‏‏‏ بر سر مواضع و پراتيك انقلابى‏‏‏ را لنين پايبندى‏‏‏ به تئورى‏‏‏ انقلابى‏‏‏ مى‏‏‏داند. ازاين‏روست كه تحليل مشخص شرايط مشخص در جنبش توده‏اى‏‏‏ بايد بطور مداوم ارتباط تئوريك خود را با ماترياليسم تاريخى‏‏‏، يعنى‏‏‏ با روند رشد تاريخى‏‏‏ جامعه، و همچنين با اسلوب انديشه علمى‏‏‏- ديالكتيكى‏‏‏ حفظ كند. تنها با حفظ مداوم اين دو رابطه در پراتيك انقلابى‏‏‏ است، كه جنبش توده‏اى‏‏‏ را از سقوط به دامن راست‏روى‏‏‏ و چپ‏روى‏‏‏ و همچنين راست‏روى‏‏‏ در لباس چپ مصون مى‏‏‏دارد.

برپايه نكات فوق، در نوشته پيش نتيجه‏گيرى‏‏‏ شد كه تضاد اصلى‏‏‏ دوران كنونى‏‏‏ در ايران، تضاد بين مردم و حاكميت سرمايه‏دارى‏‏‏ از يك‏سو و بين مردم و امپرياليسم از سوى‏‏‏ديگر است.
ازاين‏رو، شعار جبهه ضدديكتاتورى‏‏‏ و ضدامپرياليستى‏‏‏، بيان سرشت و مضمون تحليل طبقاتى‏‏‏ از تضاد اصلى‏‏‏ حاكم بر ميهن ما در دوران كنونى‏‏‏ است.

متاسفانه ارزيابى‏‏‏ مشتركى‏‏‏ از تضاد اصلى‏‏‏ و صحنه اصلى‏‏‏ مبارزات در دوران كنونى‏‏‏ در جنبش توده‏اى‏‏‏ وجود ندارد. امرى‏‏‏ كه به وظيفه روز و مركزى‏‏‏ اين جنبش‏ تبديل شده است. به منظور برطرف ساختن تشتت نظرى‏‏‏ موجود در جنبش توده‏اى‏‏‏، بايد نظريات مطرح در اين جنبش مور بررسى‏‏‏ مجدد قرار گيرد. ازآنجا كه متاسفانه شرايط يك بررسى‏‏‏ دستجمعى‏‏‏ هنوز در جنبش توده‏اى‏‏‏ بوجود نيامده است، ”توده‏اى‏‏‏ها“ خود را موظف مى‏‏‏داند، در اين راه ناهموار گام بردارد، به اين اميد كه برخورد انتقادى‏‏‏ به نظريات، به مثابه برخوردى‏‏‏ ”براى‏‏‏ وصل“ پذيرفته و نارسايى‏‏‏هاى‏‏ احتمالى‏‏ و بى‏‏‏توجهى‏‏‏هاى‏‏‏ ممكن در ارتباط با روحيات دارندگان نظريات ديگر، نه از سر عمد، بلكه به‏خاطر حفظ‏ «قاطعيت و صراحت مرزها» تعبير شود.

مسئله اتحادها (1) تحليل توده‏اى‏‏، تحليلى‏‏ علمى‏‏ و قابل درك اصلى‏‏ترين تضاد- اصلى‏‏ترين صحنه نبرد

«پيش از آنكه متحد شويم، بايد نخست مرزها را با قاطعيت و صراحت تمام مشخص كنيم. درغيراين‏صورت، اتحاد ما فقط مفهوم موهومى‏‏ خواهد بود، كه بر تشتت موجود پرده مى‏‏كشد و مانع برانداختن قطعى‏‏ آن مى‏‏شود.» (لنين، كليات به آلمانى‏‏، جلد ٤، ص ٣٢٩)

همانقدر كه انقلاب ”ناب“ وجود ندارد، همانقدر هم پيروزى‏‏ انقلاب بدون اتحادهاى‏‏ وسيع اجتماعى‏‏ ممكن نيست. لذا مسئله اتحادها در مبارزات اجتماعى‏‏، يكى‏‏ از مركزى‏‏ترين مسائل است. موضع حزب توده ايران در اين مسئله در طول ٦٨ سال مبارزه، هميشه موضعى‏‏ قاطع و صريح و روشن بوده است. در انقلاب بهمن ٥٧، اين صراحت و قاطعيت به يكى‏‏ از قله‏هاى‏‏ رفيع نه تنها در مقياس ايران، بلكه بمراتب فراتر از آن دست يافت. كتابچه كوچك وسبزرنگ ”خط امام“، كه ارزيابى‏‏ حزب توده ايران از خصلت و مضمون انقلاب ملى‏‏ و دمكراتيك بهمن ٥٧ است، تبلور پايبندى‏ به قاطعيت و صراحت مرزهاى‏‏ مورد نظر لنين در نقل قول پيش مى‏‏باشد.
اتهام دشمنان حزب توده ايران، كه گويا جنبش توده‏اى‏‏ «دنباله‏رو خمينى‏‏ است»، نه از اين‏رو نادرست بود، كه هدفمند و دشمنانه بود، بلكه ازاين‏رو، زيرا كه حزب توده ايران «مرزها را با قاطعيت و صراحت تمام مشخص» كرده و ارزيابى‏‏ علمى‏‏ خود را از خصلت انقلاب و وظايف آن و نيروهاى‏ شركت كننده در آن بيان داشته بود. ارزيابى‏‏ و برداشتى‏‏ كه پايه و اساس سياست «اتحاد و انتقاد» را در رابطه با نيروهاى‏‏ انقلابى‏‏ مسلمان تشكيل مى‏‏داد.

متاسفانه در شرايط كنونى‏‏ و وجود تشتت نظرى‏‏ و سازمانى‏‏ در جنبش توده‏اى‏‏، نمى‏‏توان چنين قاطعيت و صراحتى‏‏ را در ارزيابى‏‏ها در اين جنبش يافت و نشان داد. دراين‏باره باز هم صحبت خواهد شد. در اينجا به پيش‏شرط‏هاى‏‏ اتحادها در جبهه‏هاى‏‏ مبارزاتى‏‏ در كشور نظرى‏‏ بيافكنيم.