زندهباد بحث بين تودهاىها (٦) ”جبهه متحد خلق“، شعارى امروزين در دفاع از برنامه موسوى؟ ”نامهمردم“ وفادار به تحليل ماركسيستى نيست
مقاله ٥١/١٣٨٧
در ارتباط با مسئله اتحادهاى اجتماعى در شرايط كنونى، پلنوم وسيع ك م حزب توده ايران، آذر ١٣٨٧ مواضعى را در اسناد مربوطه اتخاذ و اعلام كرده است، كه فاقد خصلت انقلابى هستند. اين مواضع همچنين فاقد روشنى و صراحت ضرورى مىباشند. به نظر لنين اما دارا بودن نظر روشن و صريح درباره مضمون ”اتحاد“ با نيروهاى اجتماعى ديگر، ضرورى است، تا اتحاد به «مفهوم موهومى» تبديل نشود.
ريشه تئوريك نارسايىهاى پيش گفته در اسناد فوق، قرار داشتن انديشه ”اتحاد“ برپايه ”ذهنيت“ نيروهاى اجتماعى است. عينيت روند نبرد طبقاتى در جامعه براى شناخت ”اتحاد“هاى ضرورى در ارتباط با دوران پس از پيروزى انقلاب و نه در دوران كنونى، انعكاسى در اسناد نمىيابد. عليرغم ادعاى آنكه ارزيابى شرايط برپايه «ديدگاه علمى» سنتى حزب توده ايران عملى شده است، نظريات فاقد كارپايه تئوريك منسجم و بهويژه فاقد شناخت ماترياليست تاريخى از هستى اجتماعى هستند.
فقدان اين كارپايه تئوريك به ويژه در سند ”ايران سىسال پس از انقلاب شكوهمند بهمن“ (”ايران…“) به چشم مىخورد. در اين سند نقش و امكانات ”جبهه متحد خلق“، به مثابه پيششرط تعميق انقلاب بهمن در آن دوران، درك نشده باقى مىماند و به ارزيابى نادرست از سياست حزب توده ايران در آن دوران منجر مىشود. تبلور اين ارزيابى نادرست از سياست ”اتحاد“ حزب توده ايران در آن دوران، به زمينه توجيه سياست اتحاد در دوران كنونى تبديل مىگردد و موجب آن مىشود كه حزب توده ايران اكنون در كنار اپوزيسيون راست و سلطنت طلب و ”چپ“ غيرانقلابى و سوسيال دموكرات در خارج از كشور قرار گيرد. براى اثبات نكات فوق، به بررسى اسناد برشمرده شده بپردازيم:
”ايران سىسال پس از انقلاب شكوهمند بهمن“
