اطلاعیه دبیرخانه کمیته مرکزی حزب توده ایران – درود پر شور بر جنبش کارگری ایران!

مقاله شماره 1388/ 6

حزب توده ایران، ضمن حمایت قاطع از فعالیت سندیکاهای مستقل کارگری و حق برگزاری آزادانه مراسم روز جهانی کارگر هجوم گزمگان رژیم به مراسم اول ماه مه در تهران را به شدت محکوم کرده و در دفاع از منافع و حقوق طبقه کارگر و دیگر زحمتکشان بویژه باهدف تامین حقوق سندیکایی آنان، همه سازمان های مستقل سندیکاهایی را به اتحاد عمل و تقویت صفوف جنبش کارگری-سندیکایی موجود کشور فرا می خواند.

زنده‏باد بحث بين توده‏اى‏‏‏ها (١١) جفت ديالكتيكى‏‏‏ آزادى‏‏‏ و عدالت اجتماعى‏‏‏

مقاله ١٣٨٧/ ٥

خانم نيلوفر گرامى‏‏‏
از ابراز نظرتان سپاسگزارم. كوشيدم در نوشتار فراهم شده، اشاره‏اى‏‏‏ به ديدگاه‏هايتان داشته و نكاتى‏‏‏ از آن را با شما و همه توده‏اى‏‏‏ها در ميان بگذارم.

برداشت من از ديدگاه شما آنست كه بايد بدون «چپ‏گرايى‏‏‏»، شعارهايى‏‏‏ را در ميان گذاشت كه زمينه عينى‏‏‏ تحقق آن‏ها در شرايط كنونى‏‏‏ وجود داشته باشند. براى‏‏‏ نمونه، در شرايطى‏‏‏ كه طبقه كارگر ضرورت «شعار سرنگونى‏‏‏ رژيم» را هنوز درك نكرده، نمى‏‏‏توان اين شعار را به ميان آورد. چنين شعارى‏‏‏ را شما مصداق ”چپ‏گرايى‏‏‏“ مورد نظر لنين در ”بيمارى‏‏‏ كودكى‏‏‏ چپ‏گرايى‏‏‏ در كمونيسم“ مى‏‏‏دانيد.
بر اين پايه شما باور داريد كه در ميان نهادن شعار ”طرد ولايت فقيه“ «مضمونى‏‏‏ جز روند آزادى‏‏‏ و دموكراتيزه كردن حيات كشور ندارد. ازاين‏رو مى‏‏‏تواند [اين روند] به ايجاد محور اتحادى‏‏‏ عملى‏‏‏ براى‏‏‏ همه نيروهاى‏‏‏ ملى‏‏‏ و دموكراتيك و آزادى‏‏‏خواه عليه ديكتاتورى‏‏‏ ولايت فقيه باشد.»

اگر با برداشت من از مضمون و درونمايه نوشته خود توافق داريد، آنوقت مى‏‏‏توان نكات زير را برجسته ساخت:

زنده‏باد گفتگو ميان توده‏اى‏‏‏ها (١١) ژرفش تضاد در نظام حاكم شرايط عينى‏‏‏ تحول انقلابى‏‏‏

مقاله شماره 1388/4

ورود ميرحسين موسوى‏‏‏ به پهنه انتخابات رياست جمهورى‏‏‏ نشان ژرفش تضاد حاكم بر نظام سرمايه‏دارى‏‏‏ حاكم بر كشور است.

پيروزى‏‏‏ نيروهاى‏‏‏ راستگرا در ”نبرد كه بركه“ پس از مرگ آيت‏الله خمينى‏‏‏ مى‏‏‏بايستى‏‏‏ با ايجاد يكدست شدن حاكميت سرمايه‏دارى‏‏‏ تثبيت مى‏‏‏شد. دسترسى‏‏‏ به اين هدف، با مقاومت سال ١٣٧٦ مردم و انتخاب محمد خاتمى‏‏‏ به رياست جمهورى‏‏‏ به جاى‏‏‏ ناطق نورى‏‏‏، به تعويق افتاد. مسدود ساختن امكان دگرگونى‏‏‏هاى‏‏‏ اصلاحى‏‏‏ در دوران هشت ساله رياست جمهورى‏‏‏ محمد خاتمى‏‏‏، پاسخى‏‏‏ بود به مقاومت مردم در برابر يكدست شدن حاكميت سرمايه‏دارى‏‏‏ در انتخابات سال ١٣٧٦.
پيروزى‏‏‏ محمود احمدى‏‏‏نژاد در انتخابات رياست جمهورى‏‏‏ در سال ١٣٨٤، باوجود تضادهاى‏‏‏ موجود در حاكميت، نهايتاً به معناى‏‏‏ يكدست شدن حاكميت سرمايه‏دارى‏‏‏ در جمهورى‏‏‏ اسلامى‏‏‏ بود؛ يكدست شدنى‏‏‏ كه بلافاصله با تغيير قانون اساسى‏‏‏ و نقض غيرقانونى‏‏‏ عمده‏ترين اصل‏ زيربنايى‏‏‏ آن، يعنى‏‏‏ اصل ٤٤ قانون اساسى‏‏‏ بيرون آمده از دل انقلاب مردمى‏‏‏- آزاديخواهانه و ملى‏‏‏- ضدامپرياليستى‏‏‏ بهمن ٥٧، همراه بود. فراهم نمودن شرايط نقض غيرقانونى‏‏‏ اصل ٤٣ و ٤٤ قانون اساسى‏‏‏ را نيروهاى‏‏‏ راستگرايى‏‏‏ كه دست بالا را در حاكميت پيدا كرده بودند، با نقض پيگير و خشن بخش ”حقوق ملت“ در قانون اساسى‏‏‏ و در مركز آن اصل ٢٦، در دو دهه اخير فراهم نموده و به مورد اجرا گذاشتند.

باوجود يكدست شدن حاكميت سرمايه‏دارى‏‏‏ با انتخاب محمود احمدى‏‏‏نژاد در انتخابات رياست جمهورى‏‏‏ دوره نهم، حاكميت نتوانست از ثبات ضرورى‏‏‏ و دلخواه نظام برخوردار گردد.

فرازهاى‏‏ اولين سخنرانى‏‏ انتخاباتى‏‏ موسوى‏‏ «استقلال و آزادى‏‏، برنامه‏ريزى‏‏، استفاده از همه نيروهاى‏‏ انسانى‏‏» فعاليت آزاد مدافعان انقلاب محك است!

مقاله شماره ٢/١٣٨٨

ميرحسين موسوى‏‏ در اولين نطق انتخاباتى‏‏ خود در پايان سال در تهران، دستاورد بزرگ انقلاب مردم، يعنى‏‏ «استقلال و آزادى‏‏» را «نعمتى‏‏» ناميده و مى‏‏گويد كه اين دستاورد «بيش‏تر از ديگر تحولات و دگرگونى‏‏ها نظرم را جلب مى‏‏كند.» حضور «ده‏ها هزار مستشار فرنگى‏‏ در ادارات و نهادهاى‏‏ گوناگون كشور … [و قرار داشتن] ايران جزو حلقه دفاعى‏‏ [بخوان تجاوزى‏‏] غرب …» و «حساب بانكى‏‏ ١٠ ميليارد دلارى‏‏ ايران در اختيار آمريكا [كه] آمريكايى‏‏ها بر اساس تشخيص خود از آن هزينه مى‏‏كردند … و دست‏اندركاران [ايرانى‏‏] از خود اختيار نداشتند و درست مثل يك نوكر بودند» را او به درستى‏‏ به عنوان علايم فقدان استقلال كشور برمى‏‏شمرد.
موسوى‏‏ با اشاره به خطرى‏‏ كه برنامه استراتژيك نظامى‏‏- سياسى‏‏ امپرياليسم آمريكا در ارتباط با طرح «خاورميانه بزرگ» براى‏‏ استقلال ايران در بر دارد، اهميت توجه خاص به «سند چشم‏انداز ٢٠ ساله» براى‏‏ تحكيم استقلال كشور و قدرت دفاعى‏‏ آن را خاطر نشان ساخت.

زنده‏باد بحث بين توده‏اى‏‏‏‏ها (١٠) ضرورت درك ابعاد شعار ”طرد رژيم ولايت فقيه“

مقاله ٣/١٣٨٨

ظاهراً يكى‏‏‏‏ از جانبداران شعار ”طرد رژيم ولايت فقيه“ كه خود را ”على‏‏‏‏ خامنه‏اى‏‏‏‏“ ناميده، نامه‏اى‏‏‏‏ از طريق پست الكترونيكى‏‏‏‏ براى‏‏‏‏ ”توده‏اى‏‏‏‏ها“ ارسال كرده است. او مايل است با ابتكارا ”خلاق“ خود گويا نادرستى‏‏‏‏ مقاله ”زنده‏باد بحث بين توده‏اى‏‏‏‏ها (٩) … محتواى‏‏‏‏ مبهم اتحاد در اسناد ”پلنوم وسيع“ http://www.tudeh-iha.com/?p=884&lang=fa را مورد خطاب قرار داه و به ”نقد“ بكشد. اما از آنجا كه نمى‏‏‏‏تواند استدلالى‏‏‏‏ براى‏‏‏‏ انتقاد خود مطرح سازد، مى‏‏‏‏كوشد با برخوردى‏‏‏‏ استهزا و توهين آميز ”دل خود را خالى‏‏‏‏ كند“! او مى‏‏‏‏نويسد: «سلام، به ساواك جمهورى‏‏‏‏ اسلامى‏‏‏‏ و نگهدارنده ولايت فقيه زدى‏‏‏‏ به خال و بايد كارى‏‏‏‏ كرد كه حزب توده از اين شعار دست بر دارد و ولايت فقيه را ول كند، كه مسئله اصلى‏‏‏‏ همين است و جمهورى‏‏‏‏ اسلامى‏‏‏‏ را به خطر و نابودى‏‏‏‏ ميكشد و شما همين شعار را رد كنيد و ما شما را هم از نظر مالى‏‏‏‏ و بقيه امكانات از شما پشتيبانى‏‏‏‏ ميكنيم. درود بر شما»

آيا طرح نامه ارسال شده و كوشش براى‏‏‏‏ افكندن روشنايى‏‏‏‏ بر آن ضرورى‏‏‏‏ است؟ پاسخ مثبت است.

زنده‏باد بحث بین توده‏ای‏ها (9) رفیق عزيز خاوری، به نقش پدرانه خود عمل کنید! محتوای مبهم اتحاد در اسناد ”پلنوم وسيع“

مقاله 1/1388

قطعاً روزی را بين دو يورش به‏خاطر دارید که در جلسه ”کمیته برون مرزی“ نامه دریافت شده از زنده‏یاد فرج‏الهس میزانی (جوانشیر) قرائت شد. او پس از اشاره به اعلامیه کمیته برون مرزی درباره یورش به حزب، که از رادیو مسکو قرائت شده بود، ضمن برگماردن شما، عضو هیئت سیاسی کمیته مرکزی، به عنوان مسئول کمیته برون مرزی، توجه کمیته برون مرزی را به مضمون اعلامیه حزب درباره دستگیرى‏‏ها جلب کرده وخاطرنشان ساخته بود که تداوم مبارزه حزب برای ایجاد «اتحاد» با ”انقلابیون مذهبی“ ضروری و ازجمله وظیفه مبارزان توده‏ای در خارج از کشور نیز مى‏‏باشد!

هم‏زمان اعلامیه کمیته مرکزی حزب توده ایران را دریافت كرده بودیم. در این اعلامیه به مسئله پیش گفته «اتحاد» با انقلابیون مذهبی توجه خاصی به عمل آمده است و خواستار کوشش برای تحقق آن شده است. اعلامیه ضمن توجه به «مشی انقلابی حزب توده ایران که متکی بر سنگ خارایی از تئوری علمی و انقلابی است»، ضرورت تداوم سیاست حزب را در اين زمينه برجسته ساخته و برای برپاساختن «اتحاد همه نیروهای انقلابی و ضدامپریالیستی و ازجمله و به ویژه انقلابیون مذهبی و با پایگاه مردمی و هواداران سوسیالیسم علمی» پاى‏‏فشرده مى‏‏شود.
نامه سرگشاده شما به آیت‏الله منتظری برپایه این توصیه حزبی به کمیته برون مرزی و با مضمون فوق تنظیم شد.
با اين مقدمه، ضرورى‏‏ به نظر مى‏‏رسد كه درباره مسئله ”اتحاد“ها در كشور و برداشت كنونى‏‏ در اسناد پلنوم وسيع، آذر ١٣٨٧ ك م حزب توده ايران، بحثى‏‏ صميمانه، اما روشن و صريح و عارى‏‏ از كلى‏‏گويى‏‏ انجام شود. متاسفانه تاكنون سكوتى‏‏ غيرمجاز و غيرمستدل از طرف مسئولين حزبى‏‏ نسبت به مسائلى‏‏ كه تاكنون از طرف ”توده‏اى‏‏ها“ در ارتباط با اسناد پلنوم وسيع و سند ”سى‏‏سال پس از انقلاب شكوهمند بهمن“، مطرح شده‏اند، به چشم مى‏‏خورد، كه اگر نشانه بحث‏هاى‏‏ درونى‏‏ براى‏‏ تجديدنظر در مواضع نادرست نباشد، سكوتى‏‏ پرسش‏برانگيز است.

مسئله ”اتحاد“هاى‏‏ اجتماعى‏‏ در شرايط كنونى‏‏، با ورود ميرحسين موسوى‏‏ به صحنه مبارزات انتخاباتى‏‏ رياست جمهورى‏‏ دوره دهم، از اهميت برجسته‏اى‏‏ برخوردار شده است.

زنده‏باد بحث بين توده‏اى‏‏ها (٨) تضاد اصلی و تضاد عمده، ابرازنظر روشنگرانه انوشه برنامه ميرحسين موسوى‏‏، انطباق تضاد اصلى‏‏ و تضاد عمده در شرايط كنونى‏‏

مقاله شماره ٥٣/١٣٨٧

انوشه هاتفى‏‏ با ارسال ابرازنظر زير، روند برطرف ساختن تشتت نظرى‏‏ در جنبش توده‏اى‏‏ را با گامى‏‏ بزرگ به‏پيش مى‏‏برد:

همان گونه که بطور دقیق در مجموعه مقالات «زنده‏باد بحث بین توده‏اى‏‏‏‏ها» اشاره فرمودید، حل «تضاد اصلی» در انقلاب 57 به عنوان یک انقلاب ملی ـ دموکراتیک، در گرو حل دیالکتیکی «مجموعه بهم‏تنيده و جداى‏‏ ناپذير»، «آزادی هاى‏‏ دموكراتيك» و «عدالت اجتماعى‏‏ به كمك اجراى‏‏ يك برنامه اقتصاد ملى‏‏» ( به عنوان مضمون «اصلی ترين تضاد») می باشد.

اجازه بفرمائید قبل از هر چیز، ارزیابی دقیقی از مرحله کنونی تحولات کشورمان داشته باشیم. زیرا پاره‏ای از جریانات چپ (صرفه نظر از این که مستقیما عنوان نمى‏‏کنند، اما مواضع آنها اینچنین است) مرحله کنونی انقلاب را انقلاب بورژوا ـ دموکراتیک ارزیابی مى‏‏کنند. به این موضوع باز خواهم گشت.

زنده‏باد بحث بين توده‏اى‏‏‏ها (٧)انديشه غيرديالكتيكى‏‏‏ آذرنگ، حقيقت را درك نمى‏‏‏كندانتخابات رياست جمهورى‏‏‏ و اصلى‏‏‏ترين تضاد

مقاله شمار ٥٢/١٣٨٧

كليت، حقيقت است، جمله معروف هگل مى‏‏‏باشد. حقيقت اما يك بافت يك دست، يك لايه، با يك جنبه و وجه و لحظه و … نيست، بلكه «روند جارى‏‏‏ زندگى‏‏‏» به قول ماركس از بهم‏تنيدگى‏‏‏ و بهم‏پيوستگى‏‏‏ مجموعه‏اى‏‏‏ از لايه‏ها، جنبه و وجه و لحظه‏ها و… تشكيل مى‏‏‏شود، كه تحت تاثير شرايط تغيير يابنده، در حال تغيير و شدن است. هر چه پديده رشد‏يافته‏تر باشد، پيچيدگى‏‏‏ و هزار لايگى‏‏‏ آن بيش‏تر است.
روند رشد و تغيير از ساده به بغرنج و از بسيط به مركب را مى‏‏‏توان در كليه پديده‏ها يافت و نشان داد. جامعه طبقاتى‏‏‏ پيشرفته سرمايه‏دارى‏‏‏ در تاريخ بشرى‏‏‏ بدون ترديد يكى‏‏‏ از بغرنج‏ترين و مركب‏ترين پديده‏هاست، كه شناخت و درك از آن را ماركس در ”كاپيتال“ وظيفه دورانساز خود قرار داد. ماركس به منظور توضيح و تشريح ساختار و عملكرد نظام سرمايه‏دارى‏‏‏، به نگارش يك كتب دستور عمل براى‏‏‏ انديشه ديالكتيكى‏‏‏ نپرداخت، بلكه اسلوب و انديشه ديالكتيكى‏‏‏ را گام به گام و در جاى‏‏‏ جاى‏‏‏ پژوهش و بررسى‏‏‏ صورتبندى‏‏‏ اقتصادى‏‏‏- اجتماعى‏‏‏ سرمايه‏دارى‏‏‏ در ”كاپيتال“، و در زيربناى‏‏‏ اقتصادى‏‏‏ آن، بكار گرفت و آن را ترسيم نمود.