هدف استراتژیک حزب تودهی ایران، در پیشگیری راه رشد غیرسرمایهداری و برپایی یک اقتصاد سیاسی مردمی و ملی بود. برای رسیدن به این هدف استراتژیک بخشی از تاکتیک ما پشتیبانی از هر گامی که در این راه برداشته میشد و انتقاد از گامهایی که این روند را کند میکرد، بود.
حزب انتقادهای فراوان کرده و هشدارهای فراوان در بارهی چالشهای کلیدی که می توانست سرنوشت انقلاب را دگرگون کند و به هدفهای استراتژیک ما زیان برساند به رهبری جمهوری اسلامی داده است. از میان آنها نزدیک شدن به امپریالیسم، دشمنی با اردوگاه سوسیالیسم و افغانستان، قانون کار ضدکارگر، پیاده نکردن بند ج و د و ملی نکردن بازرگانی خارجی، پیامدهای ناگوار اصل ولایتفقیه در قانون اساسی، ددمنشانه بودن قانون قصاص و پایان ندادن به جنگ پس از آزادی خرمشهر را میتوان نام برد.
حزب، پیش از یورش جمهوری اسلامی، روند شکست انقلاب را به روشنی میدید.
زندهیاد کیانوری چندی پیش از یورش به حزب در گفتگو با خبرنگار روزنامهی رولوسیون فرانسه گفتهبود:
«نیروھای راستگرای وابسته به کلان سرمایه داری و بزرگ مالکی که… در بسیاری از پست ھای کلیدی، نھادھای انقلابی و حاکمیت جمھوری اسلامی جا گرفته بودند، …. حرکت طبیعی انقلاب را به سوی گسترش و تکامل کندتر و کندتر کردند و آن را به رکود کشاندند».
نیروھای راستگرای وابسته به کلان سرمایهداری در نهادهای کلیدی جا گرفتهبودند و اندک اندک روند انقلاب را از پیشرفت بازداشتند. آن چه که رفیق کیانوری “حرکت طبیعی انقلاب را به سوی گسترش ” مینامد، همان ژرفش انقلاب و فرارویی آن از مرحله سیاسی به دگرگونی ژرف اقتصادی- اجتماعی است. از همان روز نخست، نمایندگان بورژوازی بازرگانی (تجاری) با پیوند دیرینه خود با بسیاری از روحانیان تلاش کردند که از فرارویی انقلاب به مرحله اقتصادی – اجتماعی جلوگیری کنند.


دیدگاهتان را بنویسید