🟥
⚖️پیروزی بدون تحول داخلی، توهم سیاسی است
در شرایط کنونی جهان، سیاست را نمیتوان به تصمیمات تاکتیکی یا تقابلهای صرفاً خارجی تقلیل داد. هر راهبرد موفق، بازتاب مستقیم ساختار اقتصادی، اجتماعی و طبقاتی درون کشور است. تلاش برای غلبه بر «غرب» بدون دگرگونیهای بنیادین در ساختار قدرت، اقتصاد و مناسبات اجتماعی، رویکردی غیرواقعبینانه و ایده الیستی است.
🏴 تناقض راهبردی نظام سرمایهداری
نمیتوان با حفظ همان الگوی اقتصادی–سیاسیای که بر منطق سرمایهداری جهانی استوار است، به مقابله مؤثر با هژمونی آن پرداخت. استفاده از ابزارها، قواعد و ارزشهای نظام بورژوایی برای شکست همان نظام، به بنبست راهبردی میانجامد. استقلال واقعی با تقلید از مدل مسلط جهانی به دست نمیآید.
🔥 مبارزه طبقاتی؛ واقعیتی زنده
انکار تضادهای طبقاتی، تغییری در واقعیت اجتماعی ایجاد نمیکند. تاریخ نشان داده است که سیاست همواره میدان تقابل منافع متضاد بوده است. حذف این واقعیت از گفتمان عمومی، به سود اقلیتهای صاحب قدرت و به زیان اکثریت جامعه تمام میشود. جامعهای که تضادهایش حل نشود، ناگزیر دچار بحران و بیثباتی خواهد شد.
🏛️ دموکراسی صوری در برابر حاکمیت مردمی
دموکراسی بورژوایی، زمانی که به مشارکت واقعی مردم و کنترل اجتماعی قدرت منجر نشود، به پوستهای بیمحتوا تبدیل میشود. انتخابات غیرشفاف، تمرکز رسانه و نفوذ سرمایه، نهادهای سیاسی را از نمایندگی اراده عمومی تهی میکند و آنها را ابزار تثبیت نظم موجود میسازد.
💣 بحران ساختاری سرمایهداری جهانی
نظام سرمایهداری با مجموعهای از بحرانهای همزمان- تشدید نابرابری، جنگهای اقتصادی، تحریمها، میلیتاریسم، تضعیف حقوق بینالملل، شکاف در بلوکهای قدرت و احیای گرایشهای فاشیستی- روبهروست که پیامد مستقیم منطق سود و انباشتاند.
🚩 سوسیالیسم؛ ضرورت تاریخی آینده
در چنین شرایطی، سوسیالیسم نه یک شعار آرمانگرایانه، بلکه ضرورتی تاریخی است. بدون عدالت اجتماعی، مالکیت عمومی و قدرت واقعی مردم، نه استقلال پایدار ممکن است و نه امنیت و پیشرفت. آینده بدون تغییرات ریشهای ساخته نخواهد شد.


دیدگاهتان را بنویسید