خطر- خطر: در غیاب چپ و طبقه کارگر در رهبری خیزش ها،  نیروهای راست و وابسته به امپریالیسم- صهیونیسم می توانند رهبری اعتراضات را به دست گیرند

image_printچاپ

🟥

⚠️انباشت بحران؛ پیش‌شرط‌های فروپاشی
جمهوری اسلامی با فروپاشی سیاسی روبه‌روست. بحران اقتصادی عمیق، تورم مزمن، سقوط ارزش پول ملی، فساد ساختاری و فرسایش زیرساخت‌ها، پایه‌های حکمرانی را تضعیف کرده‌اند. فشار اقتصادی دیگر محدود به اقشار فرودست نیست و تقریباً همه طبقات اجتماعی را دربر گرفته است.

🧱 شکاف در نخبگان و زوال حکمرانی
قدرت به‌شدت متمرکز شده و حذف یا حاشیه‌نشینی مدیران حرفه‌ای، بدنه اجرایی کشور را از نظام جدا کرده و توان تصمیم‌گیری مؤثر را کاهش داده است. هم‌زمان، گسترش نفوذ اقتصادی نهادهای نظامی، ائتلاف‌های سنتی میان لایه های گوناگون بورژوازی انگلی را ضعیف کرده است.

✊ جامعه معترض و ائتلاف نارضایتی‌ها
در سطح جامعه، ائتلافی ناهمگون اما گسترده شکل گرفته است: کارگران، زنان، طبقه متوسط، اقلیت‌های قومی و حتی بخش‌هایی از بازار. مطالبات مشترک آن‌ها حول محور معیشت، کرامت، آزادی و پایان ریاکاری قدرت می‌چرخد. افشای فساد و سبک زندگی اشرافی وابستگان حاکمیت، شکاف حاکمیت–ملت را عمیق‌تر کرده است.

🌍 روایت جدید و تغییر افق سیاسی
روایت مسلط اجتماعی دیگر مذهبی نیست، بلکه بر اقتصاد، منافع ملی، آزادی و رهایی از ماجراجویی‌های خارجی تأکید دارد. مشروعیت سیاسی و ایدئولوژیک نظام از بین رفته است.

🚨 عدم شرایط مناسب ذهنی
اگر نیروهای چپ متحدا نتوانند طبقه کارگر را سازمان‌دهی کرده و مطالبات اجتماعی را به رهبری سیاسی تبدیل کنند، خلأ قدرت ایجاد خواهد شد. در چنین شرایطی، این خلأ نه به دموکراسی مردمی، بلکه موجب اقتدار نیروهای راست و وابسته به امپریالیسم و صهیونیسم می شود که میتوانند رهبری اعتراضات را مصادره کنند.

⚖️ بزنگاه تاریخی
کشور به نقطه‌ای رسیده که بقای نظم موجود تنها بر زور متکی است. آینده سیاسی وابسته به این است که آیا نیروی متحد چپ با شرکت فعال در اعتراضات می توانند با بسیج طبقه کارگر رهبری خیزش ها را به دست می گیرند، یا نه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *