مصاحبه با رفیق سیامک کیانی ۲– پیامدهای فاجعه شهریور ۶۷ بر حزب و توده‌ای‌ها

image_printچاپ


📌
💔 ضربه‌ای که هرگز ترمیم نشد
حقیقت این است که پس از کشتار آن رهبران فرهیخته و عاشق، حزب دیگر قامت راست نکرده است. حزب تودهٔ ایران پس از شهریور ۶۷، هرگز نتوانست خود را بازسازی کند. چرا؟ چون نه فقط رهبران، بلکه پیوند عاطفی و ایدئولوژیک نسل‌ها با حزب، یک‌باره گسسته شد. بسیاری از هواداران، حزب را دیگر نه سنگر رزم، که یادبودی از شکست یافتند. کسانی که باقی ماندند، یا از سر ناامیدی، یا به خاطر وابستگی‌های تشکیلاتی، سکوت کردند و این سکوت، به مرور به عادت تبدیل شد.
😶 گنگی و منگی توده‌ای‌ها
ضربه چنان سنگین بود که توده‌ای‌ها را گنگ و منگ کرد. بخشی از آن‌ها، که زمانی پرآوازه‌ترین مبارزان طبقاتی بودند، آرام‌آرام به هواداری از یک لایه بورژوازی در حاکمیت جمهوری اسلامی گراییدند و عملاً به ابزار جناح‌های بورژوازی حاکم تبدیل شدند. یک گروه دیگر، با شعار «اولویت با مبارزه با دیکتاتوری است»، نبرد ضدامپریالیستی را به حاشیه راندند و باوری به مقوله امپریالیسم ندارند و همه چیز را به دیکتاتوری داخلی تقلیل می‌دهند. این گروه، نقش امپریالیسم و صهیونیسم در سرکوب جنبش‌های منطقه را دست کم می‌گیرند و مبارزه را به یک جدال داخلی فرو می‌کاهند.
🧭 سردرگمی امروز
امروز، توده‌ای‌ها در میان چند راهی سرگردانند: برخی به حزب رسمی دل بسته‌اند، برخی به راه توده، برخی به گروه‌های کوچک و برخی هیچ‌کدام. اما آنچه مشترک است، نبود یک خط روشن طبقاتی، ضددیکتاتوری و ضدامپریالیستی است که بتواند امید و جهت را به جنبش بازگرداند. ریشهٔ این سردرگمی را باید در همان ضربهٔ مهلک شهریور ۶۷ جست؛ ضربه‌ای که نه فقط نیرو، که وجدان و ارادهٔ انقلابی را هم هدف گرفت. امروز، هرگونه تلاش برای بازسازی جنبش، باید با روبرو شدن با این ترومای تاریخی آغاز شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *