⚔️
🏛 اختلاف دربارهٔ سرنوشت جنگ در درون حاکمیت عمیقتر میشود. این شکاف میان بورژوازی بوروکراتیک و مالی از یک سو — که نمایندگان سیاسیاش در دستگاه دولتی جای دارند — و بورژوازی نظامی به رهبری سیاسی سعید جلیلی از سوی دیگر است. هر دو گروه به دنبال منافع طبقاتی خود هستند و هر کدام روایت خود را از واقعیت ارائه میدهند.
🎥 جلیلی در فیلمی با بیان یک حقیقت میگوید: «کسانی سالها میگفتند اگر مذاکره کنیم، مسائل حل میشود. اما در میانهٔ مذاکره، طرف مقابل حمله نظامی کرد.» او این سخن را دلیل نشان دادن قدرت بیشتر هنگام مذاکره میداند و میافزاید: «من پس از جنگ ۱۲روزه گفتم این جنگ صرفاً جنگی علیه نطنز و فردو و چند دانشمند هستهای نبود؛ این یک جنگ تمدنی بود.» شکی نیست که رژیم صهیونیستی و آمریکا خواهان نابودی ایران و تجزیه آن هستند.
📉 از سوی دیگر، جناح مقابل که خواهان تسلیم به هر قیمتی است از «موقعیتهای از دست رفته» سخن میگوید. روحالله جمعهای، مشاور وزیر کشور در دولت دوازدهم، در واکنش به اظهارات جلیلی نوشت: «این مدیریت بیتدبیرانهٔ شما بود که فرصتهای طلایی را با توهم جنگ تمدنی از دست داد و تبدیل به تهدید کرد که با صدور قطعنامه ۱۹۲۹ بستر جنگهای اخیر فراهم شد.» او افزود که جلیلی حتی نتوانست دو کشور دوست، چین و روسیه را متقاعد کند که این یک جنگ تمدنی است.
💥 موضع جلیلی اگر واقعا میهن- و مردم دوستانه بود، او می بایست متوجه می شد که بدون یک اقتصاد قوی تولیدی و صنعتی؛ بدون سندیکاهای پرتوان کارگری؛ بدون آزادی مردم تنها با حرف زدن در مورد «جنگ تمدنی» نمی توان در مقابل امریکا و اسرائیل مقاومت کرد. در حالیکه حاکمیت در کلیت، در مورد اقتصاد نئولیبرالیستی، سیاستهای ضد کارگری و سرکوب آزادی خواهان برای حفظ نظام یکدست عمل می کند.


دیدگاهتان را بنویسید