هدف ایالات متحده، وادار کردن ایران به سرسپردگی، کنار گذاشتن برنامه هستهای، پشتیبانی نکردن از گروههای منطقهای (مانند حزبالله و حماس) و همسویی سیاست خارجی ایران با منافع آمریکا است. این استراتژی، بازتاب خواست طبقه فرمانروای آمریکا برای از میان بردن هرگونه چالش علیه هژمونی خود است.
در فوریه نتانیاهو تنها در باره ی جنگ اسرائیل در غزه و افزایش فشار بر ایران با ترامپ گفتوگو کرد. با این همه، ترامپ از پشتیبانی یورش اسرائیل به ایران خودداری کرده و به جای آن از گفتوگو با افزایش فشار اقتصادی سخن گفت. نتانیاهو ناکام به اسرائیل بازگشت ولی از نقشه خود دست بر نداشت.
ترامپ نگران پیامدهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی یک جنگ بزرگ با ایران است. به گزارش اسپوتنیکنیوز پوتین و ترامپ در باره ی ایران با هم گفتوگو کردند. پوتین به ترامپ گفت که ایران تهدیدی برای اسرائیل نیست و سخنان اسرائیل درباره برنامه هستهای ایران بیپایه است.
ترامپ نمایندهی بورژوازی بخش فنآوری و صنعتی و انحصارهای نفتی- گازی راستگرایانه است که با کاهش مالیات شرکتها، و جلوگیری از پیشرفت اقتصادی چین به میدان آمدهاست. در دولت کنونی ترامپ بورژوازی نظامی به رهبری انحصارهای جنگ افزارسازی به اندازه دو لایه دیگر بورژوازی نیرومند نیست. لایههای بورژوازی در حاکمیت کنونی امریکا جنگخواه نیستند و در برابر بورژوازی نظامی بسیار بزرگتر هستند. تسلا، اکسان موبیل و شورون ۱۵ بار بزرگتر از لاکهید هستند. دولت ترامپ میخواهد که هزینههای دولتی هنگفتی که برای جنگهایی که مستقیم با امنیت امریکا در پیوند نیست را کاهش دهد. تا انجایی که بورژوازی نظامی با فروش جنگافزارها اقتصاد امریکا را پرتوان می کند دولت ترامپ پشتیبان آن است ولی برای سودورزی بورژوازی نظامی امریکا هزینه جنگافروزی در گوشه وکنار جهان را نمی خواهد بر دوش بگیرد. این هزینهها باید برای صنعتی سازی و نبرد با پیشرفت اقتصادی چین به کار بردهشود.


دیدگاهتان را بنویسید