جمهوری اسلامی در سالهای گذشته میلیاردها دلار از سرمایه ملی را صرف تجهیز ارتش و سپاه کرده است. اما اعتراف صریح امیر پوردستان، رئیس مرکز مطالعات و تحقیقات راهبردی ارتش، نشان میدهد که این هزینهها در عمل هیچ توان واقعی برای دفاع از مرزهای کشور ایجاد نکرده است. او میگوید: «صادقانه میگویم ما در جنگ ۱۲ روزه هنگ کردیم و دچار شوک شدیم.» این سخن، بیش از هر چیز پرده از ضعف ساختاری دستگاه نظامی برمیدارد.
در حالی که تبلیغات رسمی رژیم همواره ادعا میکند که توان دفاعی ایران بینظیر است، واقعیت میدان چیز دیگری بود. نه تنها دشمنان از پیش برای «فتح تهران» سرود آماده کرده بودند، بلکه فرماندهان ایرانی خود نیز اعتراف میکنند که دچار سردرگمی و شوک شدهاند. این یعنی میلیاردها دلار هزینه نظامی تنها به ابزاری برای قدرتنمایی پوچ و لافزنی بدل شده است.
رژیم به جای پاسخگویی به مردم درباره چرایی این ناتوانی، با دروغگویی و داستانسرایی سعی در پوشاندن حقیقت دارد. گفته میشود که دشمنان غافلگیر شدند یا آمریکا ترسید، اما شواهدی که خود مقامات ارائه میدهند خلاف این ادعاها را ثابت میکند. واقعیت این است که بورژوازی نظامی، یعنی همان شبکه فرماندهان و وابستگان اقتصادی-سیاسی سپاه و ارتش، وضعیت «نه جنگ و نه صلح» را بهترین موقعیت برای خود میدانند. آنان از یکسو با ایجاد فضای تهدید دائمی، مشروعیت سیاسی و اقتصادی خود را حفظ میکنند و از سوی دیگر هرگز به سوی جنگ تمامعیار نمیروند، چون میدانند ناتواناند.
این چرخه لافزنی و مصرف میلیاردها دلار سرمایه عمومی، نه امنیتی برای مردم به ارمغان آورده و نه جایگاه ایران را در منطقه ارتقا داده است. برعکس، نتیجه آشکار آن چیزی جز ضعف، اعتراف به سردرگمی نیست. جنگ ۱۲ روزه نشان داد پشت هیاهوی تبلیغاتی رژیم، ارتشی قرار دارد که در لحظه خطر، «هنگ» میکند و به شوک فرو میرود.

دیدگاهتان را بنویسید