
اندیشیدن انعکاس واقعیت عینی است در فعالیت هاي انسانی. پس هر اندیشه به عنوان محصول اندیشیدن، واقعیتی عینی است منعکس شده در فعالیت هاي انسانی و بنابراین صورت هر اندیشه یعنی مجموع ویژگی هاي نسبتاً ایستا و آشکاري که به عنوان نمایشگر آن اندیشه تظاهر می کند، همانا فعالیت هایی که با آن اندیشه ملازمت دارند و محتواي هر اندیشه یعنی مجموعه ویژگیهاي نسبتاً پویا و آشکار اندیشه اي که به وساطت فعالیت هاي انسانی تظاهر می کند، همانا واقعیتی عینی است که از آن فعالیت ها برمی آید.
چون گفتار در زندگی انسانی اهمیت عظیم دارد، سخنوري روشنترین نحوه وجود یا رساترین صورت اندیشه است. واژه ها به عنوان نام ها یا قالب هاي صوري اندیشه ها، واقعیت هایی را که به منزله درونه هاي اندیشه ها هستند، به انسان القا می کنند.
براي آنکه در مورد یک نمود درست بیندیشیم، باید ویژگی هاي درونه و برونه آن نمود را هرچه بیشتر و ژرفتر در خود منعکس گردانیم. بی گمان انعکاسی این گونه مستلزم استغراق انسان است در ویژگی هاي آن نمود مطابق قانون هاي نظام اندیشه انسانی. انسان به حکم این ضرورت از دیرباز به وسیله فلسفه و برخی از علم هاي انسانی در سنجش نظام اندیشه کوشیده است. با این وصف سنجش اندیشه به منظور درست اندیشی موضوع خاص علم منطق به شمار می رود. چون استدلال صحیح، محور درست اندیشی است، علم منطق جویاي قانون هاي استدلال است. علم منطق را علم برهان هم گفته اند.
انسان همچنان که به فراخور نیازهاي متنوع خود، گاهی بر صورت ها و گاهی بر محتواهاي نمودها تکیه می کند. باید با اقتضاي سنجش هاي دوگانه، از دو علم منطق دم زنیم. این دو علم را علم منطق ایستا، و علم منطق پویا می نامیم. اولی بر صورت اندیشه (زبان) و دومی بر محتواي اندیشه (واقعیت) تاکید می ورزد.


دیدگاهتان را بنویسید